<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871</id><updated>2011-04-22T07:08:19.671+04:30</updated><title type='text'>jebhe democratic iran-khorasan</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>2058</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110714018623279642</id><published>2005-01-31T06:25:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:26:26.233+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;بیانیۀ رضا پهلویدر مورد رفراندم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; از خاتمۀ جنگ سرد به این سو گفتمان دموکراسی لیبرال  نظام های مستبد را در این سو و آن سوی جهان از راه صندوق رای  از صحنه حذف کرده است. در چنین زمان و چنین شرایطی بود که انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی برگزار گردید که من آنرا  نقطه عطفی در حیات رژیم خواندم، زیرا بر همگان آشکارگشت که گذاشتن صندوق رای در محدودۀ حقوقی ونظری ضد آزادی جمهوری اسلامی کاری عبث است. &lt;br /&gt; سرانجام  آفتاب آزادی و حقوق بشربار دیگر در آسمان مبارزات مردم ایران  درخشیدن گرفت و " رفراندم "  به عنوان اصل راهنمای  یک  مبارزۀ  ملی از سوی جمعی از هم میهنانمان در داخل کشور پذیرفته و اعلام شد. وظیفۀ ملی و میهنی هر ایرانی آزاده و وطن دوست است  که در این مسیر با تمام توان به یاری مبارزان آزادیخواه بشتابد.&lt;br /&gt; حرکت اخیر جوانان دانشجو به همراه جمعی از مبارزان راه آزادی و حقوق بشر برای دعوت به امضای درخواست برگزاری یک همه پرسی با حمایت طیف گسترده ای از سازمان ها ، احزاب و شخصیت های آزادیخواه روبرو شده است که همسویی آنان پیش از شکست وعدۀ اصلاحات رژیم بعید می نمود.&lt;br /&gt;" رفراندمی که با نظارت نهادهای بین المللی برای تشکیل مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یک قانون اساسی نوین ، مبتنی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، با رأی آزاد مردم "  برگزار شود می تواند مسیر درست و دمکراتیکی باشد برای خروج از محدودۀ  نظامی که فاقد ظرفیت پاسخگوئی به حداقل خواست های مردم است .&lt;br /&gt; بدیهی است که طبع رژیم فعلی و نوع سلطۀ  آن مانع حصول پیش نیازهای ضروری برای این رفراندم است. رفراندم باید تحت شرایطی انجام شود که در آن زندانیان سیاسی و عقیدتی آزاد شوند، رسانه ها آزاد باشند و همۀ احزاب، گروه ها و تفکرها در تشکل، فعالیت و تبلیغ از آزادی کامل برخوردار باشند.&lt;br /&gt;بسیج عموم مردم و شکل دادن به مقاومت همه جانبه برای وادار کردن رژیم به تسلیم در مقابل خواست عموم  و ایجاد شرایطی که یاد آور شد،  راهی است دشوار که خطرات متعددی در آن کمین کرده است.  خشونت طلبی و شعارهای تند و غیر واقعی یکی از این خطرات است که به افزایش خشونت از سوی رژیم می انجامد. پافشاری دربارۀ  تعیین شکل و ساختار نظام آینده در مرحلۀ  کنونی موجب تفرقه و تشتت و در نهایت به نفع رژیم موجود خواهد بود.&lt;br /&gt; من ازشما هم میهنانم می خواهم که با حضور هشیارانه در حرکت رفراندم، و نقد مستمر خود،  از این حق مسلم تمامی مردم ایران حراست کنید که بتوانند  با آگاهی و آزادی کامل آرای خود را به صندوق بسپارند و بدون خشونت به  اقتدار حاکمیتی پایان دهند  که در همۀ  این سال ها به حقوق مردم ایران تجاوز کرده و با زیر پا گذاشتن تساوی حقوق زنان و مردان ، اقلیت های دینی و اقوام ایرانی به نابرابری های اجتماعی و فرهنگی رسمیت بخشیده است.&lt;br /&gt; هم میهنان عزیزم:&lt;br /&gt;یقین دارم که با اتحاد و اراده ای راسخ،  ما مردم ایران می توانیم دوشادوش همدیگر به  حیات رژیم کنونی  که چیزی جز استبداد دینی و در هم آمیزی دین و دولت نیست خاتمه دهیم  و با تأمین آزادی ، حقوق بشر و استقرار حق حاکمیت مردم در یک نظام دمکرات و آزاد راه را برای ساختن کشوری پیشرو و سرفراز  بگشائیم  تا ستاره سعادت به آسمان ایران بازگردد.&lt;br /&gt; خداوند نگهدار ایران باد&lt;br /&gt; رضا پهلوی&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110714018623279642?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110714018623279642'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110714018623279642'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/blog-post.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110713978007053171</id><published>2005-01-31T06:19:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:19:40.070+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;در محکوميت نقض حقوق بشر و وضعيت اسفناک زندانيان سياسی در ايران !&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; 11 بهمن 1383   Cyrusnews.com  &lt;a title="بازگشت به صفحه قبل" href="http://www.cyrusnews.com/" border="0"&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;شماره يک ) ۲۹ ژانويه ۲۰۰۵ برابر ۱۰ بهمن ۱۳۸۳  فراخوان عام شخصيت ها ، نهاد ها و انجمن های فرهنگی _ اجتماعی اروپا ، کانادا و آمريکا در محکوميت نقض حقوق بشر و وضعيت اسفناک زندانيان سياسی در ايران !   به نهادها و مجامع بين المللی و گزارشگر ويژه کمسيون حقوق بشر سازمان ملل خانم ياکينار تورک !   خانم ها و آقايان:  در ايران روزی نيست که مطبوعات و رسانه های خبری اخبار دستگيری ها ، زندانی شدن ها ، شکنجه ، محاکمات در دادگاههای در بسته و بدون هئيت منصفه ، فوج دستگيری فعالين اجتماعی ، دانشجويان و فعالين کارگری ، وبلاگ نويسان و صدور احکام اعدام را گزارش ننمايند.   از جمله : حکم ضد انسانی برای حشمت الله طبرزدی به ۱۴ سال و تبعيد به برازجان ، تجديد محاکمات فعالين کارگری سقز که با اعتراض جان مانکس ، دبير اول کنفدراسي 40; _ بهروز اميدی لاهيجانی _ بيژن سعيد پور _ شهاب لبيب _ سعيد افشار _ سيا ووش ستوده _ علی رياضی _ سيامک جهانبخش _ رضا اميد _ روزبه وين _ روبن مارکاريان _ رضا بيگی _ رضا صبری _ رضا سپيدرودی _ رضا مرزبان _ محمد رضا شالگونی _ _ سهراب شباهنگ _ نسرين احمدی _ محسن فرد _ احمد رنجبر _ رفعت رنجبران _ نرگس کرمانشاهی _ مسعود پولادی _ پرويز آذر _ نجف روحی _ محمد دشتی _ جواد يگانه _ احمد سالمی _ اميد صالحی _ پروانه مقدم _ محسن احمدی _ ايران فرجی _ جواد اسکويی _ نرگس احمدی _ مهدی توسلی _ حسين قاضی _ پيام لطفی _ فريبا ثابت _ حسين شراحی _ علی پيچگاه _ ثريا چيت ساز _ علی اکبر شالگونی _ مزدک شالگونی _ شهره شالگونی _ آزاده شالگونی _ هوشنگ ديناروند دانيال _ علی ديناروند _ زويا قاشلاق _ مجيد تمجيدی _ گلناز هدايت _ سعيد حاجی زاده _ حسن کيانوش _ کاوه رضوانی _ مهتاب توسلی _ حميد مهر آرا _ علی ش جواديان _ ن _ نوری زاده _ رضا علامه زاده _ توفان آرام _ علی عاشوری _ فريد مزدک _ علی افشاری نيکو _ علی يوسفی _ مجيد مافی _ سيد حسين مير کريمی _ اميد حبيب نيا _ مهدی کيا _ ناصر جوهری _ بيژن فتحی _ بهروز فدايی _ محمد حسيبی _ پريچهر حسيبی _ علی حسينی _ سامان حسيبی _ مرتضی کاويان (هانوور) _ مهدی رضوی _ زری عرفانی _ هادی آبکناری _ داريوش مراد _ پيروز براتی ( تهران ) آرش مهدوی _ سينا حافظی __ آرشيد مطيع قوانين _ قدرت قلی زاده _ حسين هراتی نژاد( روزنامه نگار ) _ سياووش کوهرنگ _ فرود سياووش پور _ پدرام _ فريدون گيلانی _ لاله بشر دوست _ سينا صفا بخش _ وهاب انصاری _ گلی روحی _ رضوان جمالی _ بهمن خاکسار _ اقبال قلعه گلابی _ رحيم راشدی _ رضا بهمن پور _ مينا رحيم زاده _ گلی افشار _ اکرم موسوی علی آبادی _ عاطفه جعفری _ رضا شمالی _ احمد توماج نشريه آوای زن _ سوئد و نروژ   ۲۵_ راديو همصدا _ اسلو ( نروژ )   ۲۶ _ انجمن فرهنگی جامعه يارسان در خارج از کشور   ۲۷_ کميته پناهندگان سياسی وان _ ترکيه   ۲۸ _ کانون پناهندگان سياسی سيدنی _ استراليا   ۲۹ _ سايت چه بايد کرد _ايالات متحده آمريکا   ۳۰ _ انجمن گلشن _ ايالات متحده آمريکا   ۳۱ _ کانون دوستداران فرهنگ ايران _ واشنگتن (ايالات متحده آمريکا )   ۳۲ _ کانون دمکراتيک ايرانيان _ دالاس ( ايالات متحده آمريکا )   ۳۳ _ انجمن فرهنگی و هنری اکباتان _ گوتنبرگ   ۳۴ _ هييت سر دبيری راديو برابری   ۳۵ _ راديو همراه _ گوتنبرگ   ۳۶ _ انجمن فرهنگی ميهن _ گوتنبرگ   ۳۷_ انجمن ايرانيان سوسياليست لندن _ انگلستان   ۳۸ _ کمتيه دفاع از مبارزان&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110713978007053171?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713978007053171'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713978007053171'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/11-1383-cyrusnews.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110713973118546291</id><published>2005-01-31T06:17:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:18:51.186+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;رادیو صدای رفراندم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;رادیو صدای رفراندم ، از امروز به منظور انعکاس نظرهای موافق و زوشن کننده در باره پیگیری مساله رفراندم ، توسط کمیته های اجرایی رفراندم ، فعالیت خود را آغاز می کند و شنوندگان در صورت تمایل می توانند به آدرس اینترنتی http://www.cyrusnetwork.com/radio مراجعه کنند و به صورت 24 ساعته برنامه های آن را بشنوند و پیگیری کنند . لازم به ذکر است که : همه سایت ها و وب لاگهای فارسی زبان می توانند که با قرار دادن لینک رادیو در انتشار آن سهیم باشند. کلیه علاقمندان و صاحب نظرانی که درباره مساله رفراندم می خواهند عقیده ای آزاد و درست و منطقی را ابراز کنند ، می توانند مطالب خود را به صورت صوتی و یا نوشتاری ارسال کنند تا توسط مجریان و گویندگان رادیو ، به صورت گویا در رادیو منتشر شود. از همه دوستان و همکاران خواهشمندیم که با ارسال فایل های صوتی مصاحبه ها و اظهار نظر کلیه صاحب نظران درباره رفراندم از آغاز طرح مساله رفراندم تا کنون ، ما را در تکمیل کردن آرشیو رادیو و غنی تر کردن برنامه آن یاری کنند. تلفن و فاکس 24 ساعته 0031104751610 ، آماده دریافت پیام ها ، خبرها و نظریات شما است&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110713973118546291?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713973118546291'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713973118546291'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/httpwww.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110713960564180242</id><published>2005-01-31T06:15:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:16:45.643+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;احضار فرزندان طبرزدي و متحصنین جلوی دفتر سازمان ملل به دادگاه / هفتمین روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و واکنش سرکوبگرانه مسئولان زندان&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 11 بهمن 1383   كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي  &lt;a title="بازگشت به صفحه قبل" href="http://www.cyrusnews.com/" border="0"&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي شماره: 2005-22 تاريخ 11/11/1383 1- علي و محمد طبرزدي فرزندان حشمت الله طبرزدي به دادگاه انقلاب احضار شدند. بر اساس احضاريه اي كه دو روز قبل به دست آنان رسيده است ، آنها ميبايست در تاريخ 12 اسفند در شعبه ي 26 دادگاه انقلاب حاضر شوند. گفتني است در احضاريه ي فوق اتهام آنان " اقدام عليه امنيت " عنوان شده است. علي و محمد طبرزدي از جمله بازداشت شدگان ، در مقابل دفتر سازمان ملل در مرداد ماه امسال بودند كه به مدت 25 روز در بند 209 زندان اوين به سر بردند. شایان ذکر است تعداد دیگری از متحصنین از جمله فریبا هدایتی به دادگاه انقلاب احضار شده اند. 2- زندانيان سياسي در زندان رجايي شهر كه در اعتراض به عدم تفكيك جرايم و شرايط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا زده بودند ، امروز وارد هفتمین روز اعتصاب خود شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر طبق آخرين اخبار رسيده از زندان رجايي شهر، تاكنون مسئولين زندان در مقابل اين اعتصاب هيچ گونه عكس العملي از خود نشان نداده و تنها به فشارها و تهدید های خود افزوده اند. در این میان بینا داراب زند را در بند اشرار و قاتلان نگهداری می کنند، ارژنگ داوودی را به بهداری منتقل کرده اند اما وی با بستری شدن در این مکان خودداری کرده و حجت زمانی دیگر زندانی اعتصابی مورد تهدید قرار گرفته است. اخبار نگران کننده از زندان رجائی شهر مبنی بر افزایش فشار بر زندانیان سیاسی حاکی از تلاش رژیم برای از پا درآوردن آنهاست. ضمن آنکه اعتصاب کنندگان از کلیه نهادهای حقوق بشری درخواست کرده اند نسبت به وضعیت آنها و شرایط نامناسب زندانها واکنش نشان دهند. این شش تن زندانی سیاسی، تاکید کرده اند بر روی خواسته های خود پافشاری خواهند کرد و در برابر تهدید ها و حرکت های اختلاف افکنانه مسئولین زندان تسلیم نخواهند شد. بينا داراب زند، دكتر فرزاد حميدي، حجت زماني، ارژنگ داوودي، مهرداد لهراسبي و جعفر اقدامي شش زنداني سياسي هستند كه از هفت روز پيش دست به اعتصاب غذا زدند.&lt;br /&gt; 3- با پایان یافتن جلسات محاکمه حسن زارع زاده اردشیر مسئول کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی، وی منتظر ابلاغ حکم از طرف دادگاه انقلاب است. زارع زاده در سال 79 به یک سال زندان محکوم شد که پس از گذراندن دوران محکومیت آزاد شد و محاکمات اخیر وی در ارتباط با پرونده های مفتوح از حوادث کوی دانشگاه تهران تا به امروز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;komitedefa@yahoo.com&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110713960564180242?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713960564180242'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713960564180242'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/11-1383-2005-22-11111383-1.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110713951811550452</id><published>2005-01-31T06:14:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:15:18.116+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;اعلام حمایت حشمت الله طبرزدی از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 10 بهمن 1383   کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی  &lt;a title="بازگشت به صفحه قبل" href="http://www.cyrusnews.com/" border="0"&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی تاریخ: 10/11/83 شماره: 2005-21 اعلام حمایت حشمت الله طبرزدی از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج مهندس حشمت الله طبرزدی امروز طی تماسی با کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ضمن ابراز حمایت خویش از تمامی کسانی که در زندان رجائی شهر در اعتراض به عدم تفکیک جرایم زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا بسر می برند اعلام داشت، مسئله ی تبعید زندانیان سیاسی و نگهداری آنها در بین قاتلین، اشرار و معتادین به یکی از اهرمهای فشار بر مبارزین و آزادیخواهان از سوی وزارت اطلاعات رژیم تبدیل شده است تا به گمان خود به این وسیله مبارزین را خرد کرده و از ادامه ی راه مقدس خویش بازدارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; وی طی پیامی به زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر اعلام داشت که باید آنقدر به اعتصاب غذای خویش ادامه دهند تا رژیم مجبور شود آنها را به زندان اوین بازگرداند. قابل ذکر است که شش تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج به نامهای بینا داراب زند، دکتر فرزاد حمیدی، ارژنگ داوودی، مهرداد لهراسبی، حجت زمانی و جعفر اقدامی بیش از 5 روز است که در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به نگهداری آنها در بین قاتلین، اشرار و معتادین دست به اعتصاب غذا زده اند و خواستار بازگشتن به زندان اوین می باشند. مهندس طبرزدی نیز در حکم نا عادلانه و فلّه ای خود که در آن به 14 سال زندان و 2 سال محرومیت کامل از هرگونه فعالیت اجتماعی و سیاسی محکوم شد باید تمام مدت محکومیت خود را در یکی از زندانهای جنوب کشور ( به گفته قاضی حداد، زندان برازجان ) سپری کند. زندان برازجان تبعید گاه محکومین جرایم جنایی سایر استانها می باشد و طبق گفته روزنامه حمایت وابسته به سازمان زندانها 40% از زندانیان تبعیدی این زندان به بیماریهای عفونی همانند ایدز و هپاتیت مبتلا هستند و بدلیل جدا نبودن این بیماران از سایر زندانیان سلامت جانی تمامی زندانیان این زندان در خطر می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زندان برازجان که یک بنای خشتی قدیمی میباشد و جزو آثار میراث فرهنگی نیز میباشد در دوران قاجار ساخته شده است و به همین دلیل در چنان وضعیت نامساعد انسانی و بهداشتی قرار دارد که دادگاه براز جان محکومین آن شهر را به هیچ عنوان در آن زندان نگهداری نمی کنند و محکومین آن شهر را برای سپری کردن مدت محکومیت، به زندان بوشهر منتقل میکنند. مهندس حشمت الله طبرزدی اعلام کرده که اگر رژیم وی را از زندان اوین خارج کند دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد و اعتصاب غذای خویش را تا زمانی که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد ادامه خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;komitedefa@yahoo.com&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110713951811550452?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713951811550452'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713951811550452'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/10-1383-101183-2005-21.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110713944213320547</id><published>2005-01-31T06:12:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:14:02.133+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;عباس خرسندی ربوده شد ,حزب دمکرات ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; 10 بهمن 1383   حزب دمکرات ایران  &lt;a title="بازگشت به صفحه قبل" href="http://www.cyrusnews.com/" border="0"&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;حزب دمکرات ایران تاریخ: 7/11/83&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاسیس زمستان&lt;br /&gt;1382 شماره: 3 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عباس خرسندی عضو شورای مرکزی حزب دمکرات ایران صبح امروز توسط چند نقر&lt;br /&gt; لباس شخصی از محل کار خود ربوده و به مکانی نامعلوم برده شده است. لباس شخصی ها وانمود کرده اند که از طرف دادگاه انقلاب تهران حکم دستگیری وی دارند. آنها پس از دستگیری ، به همراه ایشان به منزل وی مراجعه نموده و کلیه لوازم، اوراق ، دست نوشته ها و کامپیوترو... با خود برده اند.&lt;br /&gt; این نوع رویه بیشتر از سوی اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات معمول است اما با این حال مرجع دستگیری عباس خرسندی نامعلوم است. عباس خرسندی 47 ساله و فوق لیسانس اقتصاد است که در طی سالهای اخیر همکاری های قابل توجهی با دانشجویان و جوانان و جنبش دمکراسی خواهی از وی مشاهده شده است. رژیم که از تاسیس حزب دمکرات ایران دچار وحشت شده است بار دیگر یک نیروی کارآمد یک جریان را به سیاهچال خود روانه کرد. احتمال دارد در روزهای آتی سایر اعضای حزب دمکرات ایران در تهران و شهرستانها مورد تهاجم رژیم واقع شوند. حزب دمکرات ایران را تعداد قابل توجهی از فعالان مبارز جوان و دانشجو و نیروهای سیاسی تشکیل می دهند که در اولین برنامه خود مبارزه با رژیم و همبستگی نیروهای سیاسی را مد نظر قرار داده است. حزب دمکرات ایران با هشدار به رژیم نسبت به عواقب سنگین این نوع برخوردهای حذفی و سرکوبگرانه، خواهان آزادی عباس خرسندی و سایر زندانیان سیاسی دربند و اسیر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دبیر کل حزب دمکرات ایران&lt;br /&gt; کوروش انتظام&lt;br /&gt;hezbedemokrat@yahoo.com&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110713944213320547?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713944213320547'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713944213320547'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/10-1383-71183-1382-3.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110713932160915525</id><published>2005-01-31T06:10:00.000+03:30</published><updated>2005-01-31T06:12:01.610+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;شیرین همانند لحظه ی آزادی از بند, بهروز جاوید تهرانی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب گذشته 4 بهمن، ساعت 7 شب در حالی زندان اوین را به قصد آزادی ترک کردم که قلب خویش را در زندان بجای گذاشته بودم. من تمام دوستان خود را در زندان اوین و رجائی شهر تنها گذاشته بودم و تلخی همین موضوع شیرینی آزادی را نیز به کامم تلخ کرده بود. دوتن از همراهانم یعنی بینا داراب زند(پیر مردی که بیش از 40 سال سابقه مبارزه با حکومتهای آزادی کش را دارد) و دکتر فرزاد حمیدی به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده بودند و آقای داراب زند در این بین به سه سال و نیم حبس نیز محکوم گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; تازه امروز بود که فهمیدم که بینا داراب زند و فرزاد حمیدی، به همراه مهرداد لهراسبی در اعتراض به جو بد زندان رجایی شهر و فشارهای بی حدّی که مسئولین بر آنها وارد میکنند و همچنین عدم تفکیک جرایم در آن زندان به جمع اعتصاب کنندگان آن زندان پیوسته اند. در بند 350 اوین مهندس طبرزدی به 14 سال زندان محکوم گردیده و اگر حاکمیت جسارت کافی پیدا کند و حکم وی را در تجدید نظر قطعی کند باید به زندان برازجان تبعید شود. زندانی که محکومین جرایم عمدی که مبتلا به بیماریهای عفونی از جمله ایدز هستند به آنجا تبعیید می شوند. براستی حکومت از تبعید مهندس طبرزدی به چنین زندانی چه برنامه ای دارد؟ سعید ماسوری و حجت زمانی دیگر دوستانم نیز کماکان در سلول انفرادی هستند و خطر مرگ آنها را بشدت تهدید میکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; امروز که ایمیلهای این 6 ماه زندان خود را چک می کردم متوجه شدم که دوستان عزیزم چقدر زحمت کشیده اند، که جا دارد در اینجا از همه ی آنها تشکر و قدر دانی کنم. دوستانی که شاید تا امروز حتی اسمشان را نیز نشنیده بودم، تمام سعی خود را در انعکاس داخلی و مجامع بین المللی انجام داده بودند تا به این وسیله فشارها بر نظام وارد بیاید و اینگونه به آزادی ما و نشان دادن چهره ی واقعی نظام کمک های فراوانی کردند. از همه ی این عزیزان و تشکلهای محترمشان سپاسگذارم و تقاضا دارم این حرکت را با جدیت هرچه بیشتر در مورد زندانیان سیاسی دیگر نیز انجام دهند، حمایتی فارق از هر نوع گرایش و وابستگی گروهی. وجدان چنین حکم میکند که ما از این قهرمانان چنان دفاع کنیم که گویی برادران خود ما می باشند. براستی رژیم میتواند کسی را به عنوان زندانی سیاسی در زندان نگاه دارد که میلیونها برادر داشته باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بهروز جاوید تهرانی 5/ بهمن / 1383&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110713932160915525?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713932160915525'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110713932160915525'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2005/01/4-7.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110313064952043493</id><published>2004-12-15T20:40:00.000+03:30</published><updated>2004-12-15T20:40:49.520+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;جاي پاي ناصر خسرو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; سال 1382 هزارمين زادروز ناصر خسرو قبادياني، حکيم، شاعر، فيلسوف، نويسنده و جهانگرد بزرگ پارسي زبان است. نخستين کسي که در شرق سفرنامه نوشت. شاعر خردگرايي که مي توان او را از آغازگران عصر روشنگري محسوب کرد. در اهميت و ارزش تاريخي سفرنامه ناصر خسرو همين بس که مارکوپولو، جهانگرد معروف اروپايي سفرنامه خود را 224 سال پس از او به رشته در آورده است. سفرنامه اي که سرمشق بسياري از اروپاييان جهانگرد در قرون وسطي و پس از آن بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ناصر خسرو در سفرنامه خود درباره آنچه او را به سفر حج ترغيب کرد مي گويد: شبي در خواب ديدم که يکي مرا گفتي چند خواهي خوردن از اين شراب که خرد از مردم زايل کند. اگر به هوش باشي بهتر. من جواب گفتم که حکما جز اين چيزي نتوانستند ساخت که اندوه دنيا کم کند. جواب داد که بي خودي و بي هوشي راحتي نباشد، حکيم نتوان گفت کسي را که مردم را به بي هوشي رهنمون باشد، بلکه چيزي بايد طلبيد که خرد و هوش را بي افزايد. گفتم که من اين از کجا آرم. گفت جوينده يابنده باشد و پس سوي قبله اشارت کرد و ديگر سخن نگفت. و چنين بود که ناصر خسرو به راه افتاد و به گفته خود نيمه دي ماه پارسيان سال 414 يزدگردي سر و تن بشست و به مسجد جامع بشد و نماز بکرد و ياري خواست از خداوند به گزاردن آنچه بر وي واجب بود و دست بازداشتن از منهيات و ناشايست&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110313064952043493?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110313064952043493'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110313064952043493'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/1382.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110312997091286452</id><published>2004-12-15T20:29:00.000+03:30</published><updated>2004-12-15T20:29:30.913+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;رفراندوم چرا و چگونه؟عباس امير انتظام&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 25 آذر 1383   وب سایت رسمی مهندس عباس امير انتظام   &lt;a title="بازگشت به صفحه قبل" href="http://www.jdipress.com/news/" border="0"&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;هموطنان عزيز همه به خوبي با شرايط حاکم برکشورمان آشنايى داريد ، در بيست وچهارسال گذشته حاکم بودن يك تفکر خاص که همانا سماجت در استقرار نظام دينى بوده است ، باعث گرديده که ملت ما دچار سرنوشتي متفاوت از آنچه که در تاريخ چند هزارساله خود تجربه کرده است بگردد. در اين دوران اعمال و رفتاري به نام خدا ودين اسلام انجام گرفته که باکمال تأسف نتايج حاصل از آن بيش از همه ضربه به دين اسلام بود ولاغير. آنچه که امروز در مملکت ما مي گذرد نتيجه بيست وچهار سال حکومت ديكتاتورى مذهبي است که همگي شاهد آن هستيم و نيازى به شرح جزئيات آن نمىبينم. شما خود شاهد بوديد وهستيدکه طي اين سالها اينجانب نيز يكى از هزاران انساني بودم که بخاطر وطن پرستي ودفاع از آزادي عمر خود را در پشت ميله هاي زندان گذرانده ام. ولي من در اين مرحله زماني خاص مايل نيستم درباره جزئيات اين دوران و ستمي که برملت ما که من نيز عضو کوچکي از آن هستم وارد آمد گفتگو کنم . لذا آنچه که براي من مهم است و باور دارم که براي فرد فرد ملت ايران نيز مهم باشد آگاهي از وضعيت موجود وخروج از بحران حاکم است. ملت ما در سال هزاروسيصدوهفتادوشش يعنى زماني که آقاي خاتمي بابيانات و افکار تازه اي به عنوان كانديداى رياست جمهوري وارد ميدان مبارزه شدند تصور نمود که با اهداف بيان شده از سوي ايشان مي تواند نخستين گام درراه نجات ورسيدن به مردم سالاري را بردارد و از ورطه هولناکي که در آن فرو رفته است ، بيرون آيد. اما با کمال تأسف تجربه پنج سال اخير نشان داد که آقاي خاتمي قادر نبوده با همه افکار متفاوتي که مطمئنا در سر دارد ، آن قدم هاي اصلي را درراه انجام اصلاحات و رسيدن به آزادي ملت ايران بردارد. گناه از ايشان نيست بلکه گناه از نظامي است که ايشان در آن نظام قرار گرفته اند. ايشان در دو ماه گذشته در دو مصاحبه مطالبي را گفتند و تکرار کردند که مجددا باعث ايجاد اميدوارى احتمالي در مردم شد و ما در آينده نزديكى شاهد خواهيم بود که آقاي خاتمي لايحه اصلاح قانون اساسي را به مجلس ارائه بدهند و مجلس شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام تصميماتى را بگيرند که مطمئنا نخواهد توانست راه حل نهايى براي مشکلات ملت ايران باشد. تأكيد مىنمايم که نظرات و گفته هاي من و شما مردم بزرگ ايران در راستاي مخالفت با دين اسلام نيست بلکه بلعکس در راه ايجاد مصونيت براي آن است . ما هزينه هاي سنگين وخسارات جبران ناپذيرى را تحمل کرده ايم و بهاي تمامي اين مصائب را نيز پرداخته ايم.هدف ما کنار گذاشتن دين نيست بلکه جلوگيرى از توهين بيشتر به اسلام ، مقدسات واعتقادات دينى مان است که همگي پاي بند به آنها هستيم. من به اشاره تاريخ متوسل مي شوم وشما را در جريان حکومت سيصد ساله كليسا در اروپا قرار مي دهم که در آن دوران نه تنها قدمي در جهت آزادي ، امنيت ، پيشرفت علم و دانش برداشته نشد بلکه فجايعى رخ داد که اروپا را سيصد سال از دنياى خودش عقب نگه داشت . ديگر تجربه بيست وچهار ساله گذشته کافي است که فرسنگها از آنچه که بوديم عقب تر رفتيم تا چه رسد به مقايسه آنچه که بايد باشيم. من از شما مي خواهم که به دولت آقاي خاتمي ، به مجلس وبه مسئولين حکومت تفهيم نماييد که اصلاح قانون اساسي مشکل ما را حل نمي کند . ما درباره قانون اساسي صحبت نمىكنيم و آنچه که براي ما مهم است و با صداي بلند به مردم ايران و جهان مىگوييم نوع حکومتي است که برما حاکم است. ما مىخواهيم به طور مسالمت آميز و با نظارت سازمان ملل و كليه نهادهاي حقوق بشر از مردم ايران سئوال شود که آيا علاقه مند به تداوم رژيم مذهبي هستند يا مايل به برپايى رژيم مردم سالاري مي باشند ؟ ما نمي توانيم در دنياى کنوني باتوجه به تجربيات گذشته و تجارب سيصد سال حکومت كليسا پاسخي براي عقب ماندگيهاى بيست و چهارسال گذشته پيدا كنيم ، جز اينكه بگوييم کساني که به نـام رهبران اين نظام بر ما حکومت مي کنند براي عصر حاضر خلق نشده اند . ما اصلاح قانون اساسي را نمىخواهيم . ما حذف يا کاهش اختيارات شوراي نگهبان ويا ولايت فقيه و يا مجمــع تشخيص مصلـحت نــظام وحتي رئيس جمهور را نمىخواهيم. ما خواهان انجام رفراندمي هستيم که طي آن فقط دو سئوال در مقابل ملت ايران قرار بگيرد وملت بتواند آزادانه جواب بدهد. تداوم حکومت مذهبي يا رژيم مردم سالار با نظارت سازمان ملل متحد . ما از آقايانى که قدرت را در دست دارند و بر مردم حکومت مي کنند و مدعي هستند که ملت ايران پشتيبان آنان است مىخواهيم آنقدر آزاده و منصف باشند که اجازه بدهند رفراندومي براي ادامه نظام جمهوري اسلامي ايران يا ايجاد نظام دموکراسي در اين کشور انجام شود. اگر آقايان اطمينان به نتيجه چنين همه پرسي دارند چرا بايد از انجام يك رفراندوم وحشت داشته باشند ؟ رفراندوم صرفا به طور مسالمت آميزاجازه مي دهد که مردم در ترسيم سرنوشت خود سهيم باشند . به حاکمان زمان بايد گفت که ملت ايران نمي خواهد خود را برآنها تحميل کند بلکه اين آنها هستند که با عدم قبول انجام يك رفراندوم در ايران خودشان را بر هفتاد ميليون نفر مردم ايران تحميل کرده اند وشرايطى در کشور به وجود آورده اند که با کمال تأسف باعث سرافکندگي مردم ايران گرديده است.بايد گفت :" اى مسئولين نظام، بگذاريد غرور ملي اين سرزمين به جايگاه حق خويش بازگردد. شما اگر حتي واقعا مدعي جانشينى بنيانگذار اين نظام هستيد به ياد آوريد که ايشان در سخنراني معروف روز بهشت زهرا از نظام گذشته ايراد گرفتند که اگر به رأي پدران ما استناد مىكنيد آنها حق نداشتند براي ما تكليف معلوم کنند وحالا فراموشتان نشود که بيش از نيمى از جمعيت فعلي کشورما در سال پنجاه وهفت يا نبودند ويا دوران کودکي را سپري مي کردند. مردم ايران از آنچنان بلوغ فکري برخوردار بوده و قدرت تشخيص دارند که آنچه را که بخواهند مي توانند آزادانه انتخاب نمايند. اگر آزادانه به تداوم نظام جمهوري اسلامي رأي بدهند مطمئن باشيد که من هم که يكى از بزرگترين قربانيان نظام هستم و مورد ظلم و تعدي و تبعيض واقع شده ام از رأي مردم اطاعت و پيروى خواهم کرد. اما اطمينان داشته باشيد که اگر اجازه ندهيد مسلما مردم ايران اين حق را از شما خواهند گرفت و من به هيچ وجه مايل نيستم که اين طلب حق با خشونت توام بشود. من پيرو مصدق و گاندي بوده و معتقد به همزيستى صلحجويانه و حل مسالمت آميز مسائل سياسى واجتماعي ايران عليرغم بينشهاى گوناگون در آن هستم . من مي خواهم همه ملت ايران اعم از زن ومرد براي رسيدن به دموکراسي برابري و براي ايجاد محيطى مملو از امنيت و آزادي دست به دست هم دهند و براي ساختن ايرانى آزاد تلاش کرده و يارى رسانند. من از هموطنانم تقاضا مي کنم و قوياً مي خواهم که هرگز تسليم زور نشوند ضمن اينكه هرگز نمي خواهم ملت ايران با شما وارد جنگ شوند و من با همه وجودم از اين مقابله جلوگيرى خواهم کرد. ولي از شما هم مي خواهم تسليم حقيقت شويد و به رأي مردم ايران احترام بگذاريد. به آنها اجازه دهد که سرنوشت خويش را خود تعيين کنند . ما امروز در آغاز قرن بيست ويكم در جهاني زندگي مىكنيم که با پيشرفتهاى بسيار عظيم در زمينه هاي تکنولوژي ، علمي و دانش روبرو هستيم . ملت و کشور ما در دوران حکومت بيست وچهارساله شما جزو عقب افتاده ترين کشورهاي دنيا در آمده است . در آمد سرانه ملت ما درسال پنجاه وهفت بالغ بر 1625 دلار بود ولي در دوران شما ودر سال هفتادوپنج تا ميزان ۱۵۰ دلار تقليل يافت و بعدها که به دليل اضافه شدن قيمت نفت در آمد سرانه کشور به نزديك هزار دلار رسيد شما منت آنرا بر سر ملت گذارديد. اين شما بوديد که مردم ايران را وادار به دادن يك ميليون ودويست هزار نفر شهيد و قرباني و جانباز نموديد واجازه داديد مملکت به ويرانى كشيده شود. در حالي که خود شما اکثرأ در کمال رفاه ، آسايش و امنيت زندگي مي كرديد . بياييد دست از اين اعمال غير خداپسندانه برداريد . اعمالي که باعث فقر وبدبختي وفساد و فحشاي ملت ايران شده است. اعمالي که باعث شک وترديد ملت مسلمان ايران نسبت به دين مبين اسلام شده است. فراموشتان نشود ملت ما قبل از سال هزاروسيصدوپنجاه وهفت مسلمان بوده اند ولي امروز به مسلماني و اسلام مورد علاقه شما شک دارند. بياييد در خيابانها بگرديد و شرايط مملو از فساد و فقر وبدبختي ملت ايران را از نزديك نظاره كنيد. تعداد زندانيان در زمان شما به چهل برابر طبق گفته رئيس سازمان زندانهاي کشور افزايش يافته است . اين مصيبت ناشي ازاعمال غيرمنطقي است که شما بر ملت ما تحميل کرده ايد که من نمي خواهم بيش از اين وارد جزئيات آن بشوم. جزئيات را تاريخ ايران در خودش ثبت کرده و در زمان مقرر به اطلاع همگان خواهد رساند. من از شما بازهم مي خواهم که به انجام رفراندوم براي انتخاب نوع حکومت در ايران تن بدهيد و از هموطنانم مي خواهم که هرگز فريب پيشنهاد همه پرسي جهت اصلاح قانون اساسي و يا افزايش اختيارات رياست جمهوري را نخورند زيرا هرگز اين اختيارات نخواهد توانست راه سعادت ملت ايران را هموار نمايد". ما تنها در زماني مىتوانيم موفق شويم و در دنياى امروز ايران نوينى را بنيان بگذاريم که سرنوشت آن توسط خود ملت ايران تعيين گردد. ما پس از انجام رفراندوم با نظارت سازمان ملل متحد بدون شک تقاضاي يك حکومت موقت را خواهيم کرد که آن حکومت آزاديهاى فردي ، اجتماعي، ايجاد احزاب وگروهها و سازمانها را براي بيان آزادانه عقايد جهت تمام اقوام و براي تمام افرادي که با زبانهاي مختلف تکلم مي کنند و براي تمام افرادي که داراي اديان مختلف و اعتقادات متفاوت هستند بوجود خواهد آورد . در آن دوران سازمانها ، احزاب ، گروهها و افراد خواهند توانست برنامه هاي نوسازي ايران را به اطلاع مردم برسانند و در انتخابات بعد که با نظارت سازمان ملل متحد انجام خواهد شد ملت ايران به گروهها ، احزاب و يا اشخاصي که مورد اطمينان آنها هستند رأي خواهند داد و خودشان در تعيين سرنوشت خويش دخالت خواهند کرد. من از تمام هموطنانم استدعا مي کنم که پايمردى کنند ، چه زن چه مرد براي احقاق حقوقشان در ميدان سياست بمانند . شما ملت بزرگوار بياييد و به طريق مسالمت آميز وبا رفتاري انساني ، ثابت كنيد که وارث به حق تمدن ديرينه ايران هستيد . اين شما هستيد که با استمداد از تاريخ کهن خود و با صبر و بزرگواري و متانت ، مقاومت کرده و در ميدان سياست باقي خواهيد ماند و مصرانه از نظام جمهوري اسلامي و دولت آقاي خاتمي خواهيد خواست که براي انجام يك همه پرسي مردمي فقط براي انتخاب بين دو نظر يعنى تداوم رژيم مذهبي يا ايجاد رژيم مردم سالار ، با نظارت نهادهاي بين المللي اقدام کند. من براي همه شمــا آرزوي موفقيت مي کنم وبه شما اطمينان مي دهم تا آخرين لحظه حياتم در ميدان سياست ايران و در کنار شما باقي خواهم ماند و در هرکجا که باشم براي پيروزي شما ، براي آزادي شما ، براي برقراري امنيت شما و براي رسيدن شما به حکومت دموکراسي تلاش خواهم کرد. زنده باد ايران - زنده باد ملت ايران وزنده باد آزادى عباس اميرانتظام آبانماه ۱۳۸۱ ------------------------ رفراندوم چرا و چگونه؟ پيرو بيانيه هاي مورخ 26 اسفند 1381 در خصوص برگزاري رفراندوم و در جهت شفاف سازي هر چه بيشتر مواضع ديدگاههاي خود و با هدف بهره مندي از نظريات انديشمندان و فرهيختگان, علاقه مندان, جوانان و امكان برقراري گفتگو بين اقشار مردم و جريانهاي اجتماعي سياسي, فرهنگي, توضيحات تكميلي زير در رابطه با پيشنهاد رفراندوم (همه پرسي) را تقديم مي دارد. الف) چرا رفراندوم (همه پرسي) ؟ رفراندوم يك شيوه و روش مراجعه به آرا عمومي دمكراسي مستقيم در جهت شناسايي و حق تعيين سرنوشت و احترام به حق جاكميت مردم مي باشد. اين حق در بيشتر اسناد بين المللي همچون منشور سازمان ملل- اعلاميه اعطاي استقلال به كشور ها و ملت ها اعلاميه جهاني حقوق بشر , ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و ميثاق ميثاق بين المللي حقوق اجتماعي - اقتصادي - فرهنگي , پروژه قوانين و حقوق عام مربوط به آزادي و عدم تبعيض در زمينه حقوق سياسي , منشور حقوق و تكاليف اقتصادي, قطعنامه هاي سازمان ملل, رويه دولت ها و قوانين اساسي ملل متمدن, افكار عمومي , نهاد هاي جامعه مدني جهاني , به رسميت شناخته شده است. ب) ضرورت مراجعه به همه پرسي؟ مفهوم ابدي از قوانين بشري وجود ندارد و مردم پيوسته حق دارند قانون اساسي خود را مورد بازنگري قرار داده و يا آن را اصلاح كرده يا كلا تغيير دهند. هيچ نسلي نمي تواند نسلهاي بعدي خود را ملزم و تابع قوانين خود سازد. ( اصل 28 اعلاميه حقوق بشر و شهروند) 24 ژوئن 1973 و نيز سخنان آقاي خميني در بهشت زهرا در سال 1357 ملت ايران به دنبال انقلاب سال 1357 از طريق رفراندوم 12 فروردين سال 1358 حق طبيعي و مشروع خود در انتخاب نظام سياسي و حق تعيين سرنوشت را به اجرا گذاشت با گذشت بيش از 24 سال از آن حضور تاريخي, بافت جمعيتي ايران بكلي دگرگون شده و نسل جوان آگاه و هوشمند و علاقه مند به حاكميت ملي در وعده گاه تاريخي 12 فروردين 1358 حضور نداشت. از طرف ديگر شركت كنندگان در رفراندوم سال 58 تجربه و شناخت امروز خود از ظرفيت ها و قابليت هاي قانون اساسي 1358 را نداشتند از اين رو مراحعه به همه پرسي در راستاي احترام به حق حاكميت مردم و فراهم كردن زمينه هاي مشاركت فعال مردم در زندگي سياسي, اجتماعي, فرهنگي و اقتصادي بوده است و توان و قابليت هاي ملي را براي ايجاد همبستگي بيشتر و تقويت پايه هاي حاكميت ملي بسيج نموده, تماميت ارضي, استقلال و يكپارچگي كشور ايران در مقابل عوامل تهديد كننده و آسيب رسان بيمه مي كند. پ) چرا امروز(اكنون) ؟ 1- مردم ايران و به خصوص نسل جوان , كه حضور فعال آن در زندگي سياسي موجب شادابي و پويايي جامعه مي باشد و حتي مقامات و مسوولان نظام با بيانات و به شيوه هاي مختلف ضرورت انجام اصلاحات عميق و سازنده براي رفع مشكلات اساسي جامعه و رفع موانع توسعه پايدار مستمر را مورد تاكيد قرار داده اند. از آنجا كه كارشناسان , صاحبنظران نظريه پردازان مسائل اجتماعي سياسي, اقتصادي , فرهنگي, نسبت به قابليت و توانمندي از كارشناسان حل بحرانهاي اقتصادي, اجتماعي, سياسي موجود را در توسعه سياسي , فرهنگي جامعه دانسته و مردم هوشمند ايران بعد از حضور فعال در چندين انتخابات با عدم استقبال از انتخابات شوراي شهر نارضايتي و عدم اعتماد خود نسبت به روند اصلاحات هدايت شده بعد از جنبش دوم خرداد را آشكار نمودند. 2- شرايط حساس منطقه كه اتكاي هر چه بيشتر حاكميت به آرا, رضايت و اراده مردم و از بين بردن شكاف بين حكومت و مردم (كه محلي براي حضور و مداخله عوامل آسيب رسان به استقلال كشور مي باشد) را به يك ضرورت مبرم تبديل نموده است. 3-شرايط مساعد جهاني و حضور فعال افكار عمومي در دفاع از مردم سالاري, صلح جهاني, مقابله با خشونت و تروريسم و پشتيباني از حاكميت مردم در مقابل هر گونه مداخله خارجي فرصت تاريخي براي اثبات قابليت ها توانمنديها و استعداد ملت ايران براي ارائه يك الگوي ملي در تقويت بنيانهاي دمكراسي (در منطقه و كاهش حضور مداخله نيروهاي فرا منطقه براي تاثير گذاري در تصميم سازي ها را ) فراهم آورده است. بنابراين برگزاري رفراندوم, فرصتي تاريخي براي ملت ايران مي باشد كه با تكيه به ارزشهاي فرهنگي و دست آوردهاي تاريخي مناسب ترين الگو براي تحكيم حاكميت ملي خود را فراهم آورد همچنين ايجاد امكان همگرايي منطقي در راستاي منافع ملي با حاكميت هاي ديگر و تقويت جايگاه سازمان ملل در ايفاي مسووليت خود از ديگر اولويت ها مي باشد. هر تاخيري در پاسخگويي مناسب و منطقي به اين ضرورت تاريخي جز تحميل هزينه سنگين به ملت ايران و مردم منطقه, نتيجه ديگري در بر نخواهد داشت. د) موضوع همه پرسي؟ از آنجا كه برگزاري همه پرسي براي حل مشكلات اساسي جامعه و برداشتن موانع توسعه كشور و تقويت حاكميت مردم است, لذا پرسش اصلي بايد به قدر لازم , دقيق طراحي شود تا با پاسخ آري يا نه اراده مردم جهت گيري خود را آشكار نمايد از اينرو و همانطوريكه قبلا اعلام شده است دو سوال اصلي به همه پرسي گذاشته مي شود: 1- آيا با استقرار جمهوري اسلامي موافق هستيد؟ 2- آيا با استقرار نظام مردم سالار موافق هستيد؟ ويژگي هاي اصلي نظام مردم سالار عبارتند از : 1- تضمين حق حاكميت واقعي مردم 2- تضمين كامل آزادي انتخابات مردم 3- تبعيت كامل حكومت از اراده مردم در كليه سطوح 4- تضمين پاسخ گويي همه مسوولان در مقابل مردم 5- تضمين نظارت موثر و كامل و مستمر مردم بر عملكرد نهادها و مسوولان 6- تضمين برابري واقعي مردم در مقابل قانون و رفع كليه اشكال (تبعيض) 7- استقرار يك نظام قضايي (كارآمد مستقل و بي طرف) عدالت گستر و تبعيض ستيز 8- تضمين آزادي بيان انديشه و مطبوعات 9- تضمين رعايت حقوق بشر طبق اعلاميه جهاني حقوق بشر و موازين بين المللي 10- تضمين اصل تفكيك قوا 11- تضمين دفاع و حمايت از منافع ملي 12- طراحي مهندسي يك نظام اقتصادي متناسب با استعدادها و امكانات و منابع ملي, توزيع عادلانه كار و ثروت, فراهم كردن امكان مشاركت همه مردم در زندگي اقتصادي و توزيع عادلانه فرصتها به تناسب نيازها و شايستگي ها جزئيات نظام مردم سالار توسط نمايندگان مردم در قانون اساسي تدوين, توسط مردم تصويب خواهد شد. ذ) برگزاري همه پرسي با نظارت سازمان ملل؟ ملت هوشمند و سربلند ايران از توانايي و تجربه سياسي لازم براي اداره كليه امور خود و از جمله برگزاري همه پرسي برخوردار مي باشند. بنابراين به نظر مي رسد كه هيچ مانع حقوقي و اجرايي براي برگزاري همه پرسي در سطح ملي وجود ندارد با اين وجود استفاده از امكانات, تجارب اعتبار سازمان ملل براي برگزاري هر چه بهتر و باشكوه تر , سالمتر و آزادتر, همه پرسي تاريخ ساز, ميسر خواهد بود. اعتبار جهاني اين همه پرسي را تضمين خواهد نمود. سازمان ملل كمك به برگزاري انتخابات و نظارت بر آن را بخشي از عمليات پاسداري از صلح تلقي مي كند همانطوري آقاى كوفي عنان در گزارش شماره ( A/551985- S/2001/544) به شوراي امنيت اظهار نموده است. سازمان ملل از زمان تاسيس خود براي ارتقاي ظرفيت هاي اداري - اجرايي دولتهاي عضو در برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه , شفاف و معتبر و نهاد هاي دموكراتيك كه بيش از 150 انتخابات برگزار شده در كشورهاي مختلف ايفاي نقش نموده است. از نظر دبير كل سازمان ملل توسعه پايدار تنها زماني محقق مي شود كه مردم به طور آزادانه و به صورت موثر در فرايند تصميم گيري ها , فعالانه مشاركت نمايد. و) ماهيت اين همه پرسي (همه پرسي مشورتي- همه پرسي تصويبي ). معمولا همه پرسي در دو مرحله و بصورت همه پرسي مشورتي و تصويبي برگزاري مي گردد مرحله اول همه پرسي جهت شناسي اراده واقعي مردم نسبت به اعمال حاكميت مي باشد در اين مرحله پاسخ با آري و نه مشخص مي گردد. اين مرحله را همه پرسي مشورتي مي خوانند. چنانچه اراده ملت ايران بر عدم استمرار نظام موجود تعلق بگيرد. در آن صورت مي بايستي در فرصت مناسب و منطقي مقدمات برگزاري انتخابات براي تدوين قانون اساسي و ارائه آن به مردم ايران فراهم گردد. مردم ايران از طريق همه پرسي دوم كه اصطلاحا همه پرسي تصويبي توصيف شده است نسبت به تصويب قانون اساسي جديد اقدام مي نمايد. هر ايراني شرافتمند, آزاد منش , معتقد به مردم سالاري و حاكميت ملي و وفادار به ارزشهاي ملي و فرهنگي ملتزم به تبعيت از اراده مردم در همه پرسي مشورتي و تصويبي مي باشد. عباس امير انتظام تهران - اول ارديبهشت1382&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110312997091286452?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312997091286452'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312997091286452'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/25-1383.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110312990088152649</id><published>2004-12-15T20:27:00.000+03:30</published><updated>2004-12-15T20:28:20.880+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://www.60000000.com/news/archives/oeoeoeoeoe_uoeoeoeuoeu/index.html"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;اخبار فراخوان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt; : " دموکراسی زمان می خواهدبخش هایی از مصاحبه آقای احسان نراقی و آرشین ایرانی که به موضوع رفراندوم مربوط بوده است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;نظرتان در مورد اين حركتی كه آقای سازگارا و دوستان&amp;shy;شان اخيراً برای رفراندوم راه انداخته&amp;shy;اند و استقبال هم شده است، چيست. حرف&amp;shy;های خوب و مترقی زدند، اما به نظرم بدبختانه هزينه&amp;shy;اش را بايد نيروهای داخل بدهند.&lt;br /&gt;اين كار باطلی است، ببينيد اين&amp;shy;ها آمدند در خارج فكر كردند از محيط آزاد خارج می&amp;shy;توانند يك رابطه&amp;shy;ای با ايران برقرار كنند. اين جور ابتكارات از خارج در ايران شكل نمی&amp;shy;گيرد. ايرانی اگر در خارج است بايد با نهايت تواضع و تحمل جنبش&amp;shy;های واقعی داخل ايران را دنبال كند. نه اين كه بخواهد ايران را رهبری كند. بايد از خارج آن مسيرهای معقول را دنبال كند.&lt;br /&gt;يعنی اين كار هيچ فايده&amp;shy;ای ندارد؟ آخر اين كار در ايران يعنی چی؟ يعنی آقای مرتضوی بيايد اين&amp;shy;ها را در زندان اوين رديف كند. چه فايده&amp;shy;ای دارد؟ من به يك شخصی كه اين طومار را امضا كرده بود، پريروز گفتم آقا شما شده&amp;shy;ايد قائم مقام آقای مرتضوی كه اين را امضا بكنيد و تبليغ می&amp;shy;كنيد؟ يعنی چی؟ خب، معلوم است كه ايران نمی&amp;shy;گذارد. آقای مرتضوی با جرم&amp;shy;های خيلی سبك&amp;shy;تر افراد بی&amp;shy;گناه را به زندان می&amp;shy;اندازد. آن وقت می&amp;shy;خواهيد بگذارد كه رفراندوم كنند برای نفی كل رژيم و نظام. كاملاً از نظر حقوقی هم می&amp;shy;تواند تعقيب&amp;shy;شان كند. كار غلطی است و در داخل يك چنين چيزی نمی&amp;shy;تواند پابگيرد. اين نهالی است كه در داخل ايران ريشه نمی&amp;shy;كند.&lt;br /&gt;استقبال زيادی از اين كار شده است، برخی روشنفكران هم از آن استقبال كرده&amp;shy;اند. اين&amp;shy;ها همه خارج از كشورند و حركت&amp;shy;شان هيچ اساسی ندارند. چون به واقعيت&amp;shy;های داخل نمی&amp;shy;انديشند. معنی ندارد كه شما يك چنين مطلبی را عنوان بكنيد. اگر در داخل نباشيد كه اصلاً معنی ندارد و هزينه&amp;shy;اش را هم داخلی&amp;shy;ها نمی&amp;shy;توانند بپردازند. آقايان بايد بروند دنبال تحكيم مبانی دموكراسی و آزادی و حقوق بشر در داخل ايران. اين تنها راه نجات ما از وضع موجود است. وادار كردن مقامات به رعايت حقوق مردم. تا حدی هم امكانش هست. من پارسال در برخی شهرها بودم و سخنرانی كردم ديدم بعضی از استاندارها خيلی حساسيت دارند و متوجه هستند و مأموران دولت همه&amp;shy;شان هم آدم&amp;shy;های بزن&amp;shy;بهادر نيستند. بايد ما با مقامات و مسؤولان محلی ارتباط برقرار كنيم و مملكت را در مسير دموكراسی قرار بدهيم. همان چيزی كه در اول انقلاب قرار بوده است. به ايشان بگوييم مگر نگفتيد آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی؟ آزادی را يادتان رفته است آقايان؟ برگرديم به همان شعارهای اول انقلاب. اين را در داخل بايد گفت و بايد بگوييم آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی را نمی&amp;shy;خواهيم نفی&amp;shy;اش كنيم. جمهوری اسلامی هم قرار نبوده است ضد آزادی باشد. اگر يك مسيری پيدا كرده است و آقايان شورای نگهبان راه ديگری می&amp;shy;روند، مطلب ديگری است. بايد سعی كنيم آن را اصلاح كنيم. ولی الآن در همين كادر فعلی قانونی بايد احزاب مبارزه بكنند و هيچ بهانه&amp;shy;ای هم دست امثال آقای مرتضوی ندهند. نهايتاً آن چه اثرگذار است از داخل ايران می&amp;shy;آيد و خارجی&amp;shy;ها كاری كه می&amp;shy;توانند بكنند اين است كه داخل را تقويت كنند و دنبالش بيايند، نه اين كه خودشان ابتكارات عجيب و غريب به كار ببرند.چهارشنبه 18 آذر 1383&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110312990088152649?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312990088152649'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312990088152649'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/blog-post_110312990088152649.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110312978469276305</id><published>2004-12-15T20:25:00.000+03:30</published><updated>2004-12-15T20:26:24.693+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;دكتر محمد ملكي : به عقيده ي من خطرناك ترين وضعيت همين است كه مردم براي نجات خود به بيگانه چشم بدوزند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خسرو شميراني shemiranie@yahoo.com آقاي دكتر ملكي لطفا توضيح دهيد براساس چه تحليلي شما در مقطع كنوني در تهيه و انتشار "فراخوان رفراندوم" همكاري كرديد؟ ــ در ابتدا لازم ميبينم گذري به گذشته داشته باشم. در دوره ي قبل از خرداد 1376 جامعه ي ما دچار مشكلات ريشه اي شده بود. در برخورد به اين مشكلات نظام [حكومتي] با مسائل متعددي دست به گريبان بود. بعضي از استراتژيست هاي وابسته به نظام راهبرد اصلاحات را تبيين كردند. آنها فردي را به عنوان رئيس جمهور پيشنهاد كردند كه حرفهايي براي مردم داشته باشد. تا قبل از اين مقطع به طور پيوسته از تعداد شركت كنندگان در انتخابات مختلف كاسته ميشد. اكنون فرد جديد ميبايست بتواند مردم را به پاي صندوقها بكشاند. به هر روي استراتژي "اصلاحات از درون حكومت" مطرح شد و همه اميدوار بودند كه اين طريقي براي حل نسبي مشكلات باشد. پس از گذشت چند سال مشاهده كرديم كه آنچه در چارچوب اصلاحات توسط آقاي خاتمي اعلام شده بود؛ از جمله قانونمداري، مردم سالاري، جامعه ي مدني و ... با اتكا به قانون اساسي موجود عملي نيست. آهسته آهسته زمزمه هايي آغاز شد. بگذاريد بنا به وظيفه بگويم كه اولين بار در سال 78ــ77 آقاي امير انتظام كه زندان به او مرخصي استعلاجي داده بود، گفت: تنها راه، مراجعه به آراي مردم است. ايشان با اشاره به آنچه آقاي خميني در ابتداي انقلاب گفته بود و اينكه سپس تاكيد‌ كرده بود كه "ميزان راي مردم است"، رفراندوم را مطرح كرد. او خود در سال 1382 حتي به جزييات طرح رفراندوم پرداخت كه در سايت وي انتشار عمومي يافت.در سال 1379 من در يك سمينار كه توسط "جامعه زنان انقلاب اسلامي" و تحت عنوان "اصلاحگر كيست و اصلاح چيست؟" برپا شده بود، به اين موضوع پرداختم. در مقاله اي كه در آنجا ارائه دادم آمده بود: افرادي كه خود را امروز اينگونه مينامند، نميتوانند اصلاح طلب باشند، زيرا اينها آزادي برخاسته از انقلاب 1357 را كشتند. غلط يا درست اين نظر من بود. مقاله ي من به ناتواني اين آقايان در استقرار مردم سالاري پرداخته است. در حالي كه ناهنجاريهاي جامعه همچون فقر و فساد و فحشا در سالهاي گذشته رو به افزايش گذاشته بود، دولت دوم خاتمي آخرين ذرات اميد مردم را نيز به ياس تبديل کرد. طي همين دوره رفراندوم بيشتر و بيشتر مطرح شد. من در چندين مقاله به آن پرداختم. بحث رفراندوم قانون اساسي حتي توسط برخي نمايندگان مجلس ششم مطرح شد. براي من در بحث رفراندوم تعيين نظام دادخواه مردم براساس راي خودشان هميشه در مركز قرار داشته است و اين نكته در فراخوان مورد تاكيد قرار گرفته است. در بيانيه ي ما جمله "تدوين قانون اساسي نوين و تعيين نظام دلخواه" چندين بار تكرار شده است.&lt;br /&gt;ميگويند ما ميخواهيم قانون اساسي موجود را تغيير دهيم. من ميگويم وقتي اساس بر حكومت فردي است و افرادي فوق قانون قرار دارند تغيير چه معنايي ميدهد؟ مضاف بر اين مگر در سال 1367 آن را تغيير ندادند. چه اتفاقي افتاد؟ قانون دگم تر شد، فشار بر مردم بيشتر شد و نظام ولايي به نطام ولايت مطلق فقيه تبديل شد. حال ما دانشجويان و به طور مشخص جوانان دانشجوي دفتر تحكيم وحدت را داريم كه ميگويند، آنها در اين انقلاب هيچ دخلي نداشته اند، پدرانشان انقلاب كرده اند و حال ميخواهند انتخاب خودشان را داشته باشند. به نظر من اين حق جوانان و دانشجويان است. در پروسه اي كه به اجمال توضيح دادم چند سال پيش اين دانشخويان از حاكميت جدا شدند و گروهي از آنها مراجعه به فرد جمعي را مطرح كردند كه مفهوم آن چيزي بجز رفراندوم نميتواند باشد. به علاوه نيروهاي ديگري از جمله حزب ملت (مردم؟) ايران كه رهبر فقيدش داريوش فروهر بود نيز به اين موضوع پرداختند. بگذاريد يادآوري كنم كه به مناسبت سالگرد فروهرها در حسينيه ارشاد مراسمي برپا بود. اداره مراسم را مهندس معين فر به عهده داشت. تمام جمعيت حاضر مرتبا فرياد ميزد: " رفراندوم، رفراندوم، تنها شعار مردم". در يك سال اخير جبهه ملي نيز طي يك بيانيه تنها راه نجات مردم را رفراندوم اعلام كرده است. در حالی که همسايه هاي ما در شرق و غرب شاهد تاخت و تاز و خونريزي هستند، با اين بهانه كه آمريكا ميخواهد در آنجا دمكراسي برقرار كند، در نشست ها هر روز از تعداد بيشتري از دانشجويان و جوانان ميشنيديم كه منتطر هستند تا آمريكاييها بيايند و آنها را نيز نجات بدهند. به عقيده ي من خطرناك ترين وضعيت همين است كه مردم براي نجات خود به بيگانه چشم بدوزند. من به نوبه خود در مخالفت با اين تفكر تلاش كردم به جوانان ميگفتم، مطمئن باشيد در كوله پشتي هيچ بيگانه اي براي شما آزادي و عدالت حمل نميكنند. خارجي براي منافع خود ‌كار ميكند. بنابر اين اگر شما به دنبال آزادي و عدالت هستيد بايد خودتان آستين ها را بالا بزنيد. حال سئوال اين است كه چه بايد كرد؟ به عقيده ي من سه راه بيشتر وجود ندارد. 1ــ تغيير از راه خشونت 2ــ تغيير درون ساختارهاي موجود 3ــ مراجعه به آراي مردم طريق اول به وضوح از جانب جوانان و بخصوص دانشجويان مردود شناخته شده است. مردم ايران ديگر نميخواهند به خونريزي و خشونت متوسل شوند. شيوه دوم 8 سال تجربه شد و ديديم كه نميشود. آقاي سحرخيز در مصاحبه با شهروند گفته بود كه تنها راه تغيير را مبارزه براي برگزاري انتخابات آزاد ميداند و در عين حال خودش چند جمله بعد اضافه كرده بود كه به نظر وي انتخاب آزاد برگزار نخواهد شد. پس تنها راه باقيمانده همان طريق مسالمت آميز مراجعه به آراي مردم است. مردم بايد امكان انتخاب ميان همه ي اشكال موجود را داشته باشند. اگر مردم گفتند كه جمهوري اسلامي ميخواهند، پس اين رژيم بماند. از ايراداتي كه به فراخوان ميگيرند اين است كه چرا بر شكل جمهوري حكومت تاكيد نشده است. سپس نتيجه ميگيرند كه ما ميخواهيم با سلطنت طلب ها ائتلاف كنيم. در پاسخ، من جمله اي را كه روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت در يك بيانيه آورده است تكرار ميكنم: "ما اصل رفراندم را فارغ از مرزبندی های ايديولوژيک ميدانيم". ما به شعور و درك مردم اعتقاد داريم. اينكه بگوييم بياييد به جمهوري، جمهوري اسلامي، سلطنت يا مثلا جمهوري لائيك راي دهيد، ميشود نظارت استصوابي.&lt;br /&gt;لطفا درباره چگونگي گرد هم آمدن 8 تن امضاكننده اوليه فراخوان توضيح بدهيد.ــ دقت كنيد اين 8 تن شامل چهار دانشجو و چهار استادي بود كه هيچيك به حزب و گروهي وابستگي ندارند. نظر من از ابتدا اين بود كه بايد دانشجويان كه به اين كار اعتقاد دارند جلو بيافتند. به چند‌ دليل. يكي اينكه مشكلات حاضر مشكلات حال و آينده آنهاست در حالي كه خود در شكل گرفتن پيشينه ي آن نقش نداشتند. ديگر اينكه هر گروه حزبي اين كار را آغاز ميكرد به دلايلي كه براي من با پنجاه سال تجربه حضور در صحنه ي سياست روشن است، ديگر گروه ها و دسته ها حمايت نميكردند چرا كه شك داشتند كه اين حزب يا گروه به منافع حزبي خود ميانديشد. اين در مورد دانشجويان پيش نميآيد زيرا موضوعيت ندارد.در ضمن مشاهده كرديم در لحظه اي كه احساس شد برخي درباره ي گروه 8 عنوان ميكنند كه اينها ميخواهند خود را جلو بيندازند، ميخواهند قهرمان شوند و . . . ما هم نامهاي خود را برداشتيم و به جمع بزرگتر حاميان پيوستيم.&lt;br /&gt;در توضيحات خود نام افراد و گروههايي را برديد كه از قبل و حتي در مورد آقاي امير انتظام پيش از شما بحث رفراندوم را مطرح كرده بودند. چرا تنها 8 تن فراخوان را امضا كردند و ديگران حضور ندارند؟ ــ ببينيد در يکي از مصاحبه هايي كه شما كرديد گفته شده است كه از موضوع "فراخوان" اطلاعي نداشته اند.[ شهروند 944 "فراخوان رفراندوم" و برخورد آرا (2) ] من متاسفم كه بايد ‌بگويم اين صحيح نيست. حتي متن نامه اي كه منتشر شد، قبلا به ملاحظه ي افراد زيادي رسيده بود. حتي حك و اصلاحاتي در آن شده بود. من در شگفت هستم كه بعضي ميگويند هيچ‌ اطلاعي از آن نداشته اند. قبل از اينكه سايت شروع به كار كند، جلسه اي تقريبا از تمامي افرادي كه مدعي اپوزيسيون در ايران هستند تشكيل شد. مطلب در آنجا خوانده شد. مطرح شد كه چرا فلاني از خارج و يا چند دانشجو وارد کار شده اند. سرانجام اينكه به دو دليل افراد بيشتري امضاء نكردند يكي همان [تنگ نظري هاي] فرهنگي و ديگري اينكه عده اي هنوز به تحقق ظرفيتهاي قانون اساسي فعلي اميد دارند. وقتي اين نامه به دست من رسيد به تعدادي از دوستان آن را نشان دادم سئوالاتي كردند. من نام برخي ار دوستان را عنوان كردم كه گفته بودند امضاء ميكنند. اما سرانجام امضاء نكردند. به عقيده ي من اين نكته ريشه در هزاران سال استبداد و فشارهاي 25 سال اخير دارد. درباره بسياري ازافراد نميتوانم توضيح دهم چرا امضا نكردند. بايد از خودشان پرسيد.&lt;br /&gt;به چه دليل اطلاعيه توضيحي منتشر شد؟ ــ‌ دليل آن تاكيد بر گسترش گفتمان رفراندوم است. من شنيده ام كه طی اين چند روز، بيش از هزار مطلب از ديدگاههاي مختلف درباره ي رفراندوم در اينترنت منتشر شده است. اين خود بسيار مهم و درخورتوجه است. در عين حال لازم ميبينم به همه آنها كه نظر خود را در موافقت يا مخالفت با رفراندوم انتشار ميدهند يادآوري كنم كه عزيزان ما همه ايراني هستيم. ما صاحب فرهنگي غني هستيم. سابقه ي تاريخي ما هميشه همراه با اخلاق، فضيلت و انسانيت بوده است. ما فرزندان حافظ، سعدي و فردوسي هستيم. در بحثها توهين نكنيم. نقد كنيم اما ادب و انسانيت را رعايت كنيم. سوابق يكديگر را زير سئوال نبريم. هدف از اين كار انتقام نيست. همانطور كه ماندلا گفت: ما هم درباره ي همه كساني كه در گذشته به اين ملت ظلم كردند، كشتارها و شكنجه ها را انجام دادند (من خود نيز از اين آزار "بي بهره" نبودم) ميگوييم: "ميبخشيم اما فراموش نميكنيم." ما درصدد انتقام نيستتيم. انتقام انتقام و خشونت خشونت ميآورد. نهايتا اين خواهد شد كه به ملت بگوييد چه كرديد. ملت آنقدر بزرگوار است كه بگويد فراموش نميكند اما ميبخشد. خلاصه سخن اينكه هدف طرح گفتمان رفراندوم بوده است که بخوبی رو به گسترش است. الان مرحله ي بحث و تبادل نظر است. گزينش با مردم خواهد بود.&lt;br /&gt;شما در بخش ديگري اشاره كرديد كه وقتي رفراندوم را مطرح ميكنيم، نميتوانيم مرز و محدوديت ايدئولوژيكي قائل شويم. در همان فراخوان اما حداقل هايي به عنوان مرز مطرح شده اند كه اعلاميه ي جهاني حقوق بشر از آن دسته است. ولی نكته ي ديگري كه شايد‌ به همين اندازه عام باشد يعني "جدايي دين از حكومت" مطرح نشده است. اين يكي از انتقادها است. ــ‌ متن را مطالعه كنيد. اولا به اين نكته اشاره كرده ايم. اما حتي اگر اشاره نشده باشد هم مسئله اي نيست. باز هم تاكيد‌ ميكنم ما گفتمان رفراندوم را مطرح كرده ايم حال در نهايت اگر رفراندوم انجام شود و بيشتر مردم ايران حكومت ديني بخواهند راي آنها محترم خواهد بود. ما به اين که ميگوييم مردم به نظام دلخواه خود راي بدهند اعتقاد داريم. مگر صحبت از دمكراسي و راي اكثريت مردم نميكنيم؟ بعضي ها بخصوص در خارج از كشور تلاش دارند بحث "دلخواه" بودن را كمرنگ كنند و به نوعي مرزهاي ايدئولوژيك بكشند. اين نظر ما نيست. نكته بسيار حائز اهميت اينكه ما نميگوييم نظام كنوني بيايد رفراندوم انجام دهد همانگونه كه تمام انتخابات ديگر را انجام داده است. خير! شكلي كه مد نظر ما است پيش نيازهايي دارد: ‌اولا همه تفكرها از چپ تا راست از مذهبي تا غيرمذهبي و ضدمذهبي بايد آزاد باشند. بايد همه ي روزنامه ها آزاد باشند. بايد همه زندانيان سياسي و عقيدتي آزاد بشوند، رسانه هاي گروهي بايد به طور عادلانه در اختيار تمام گروهها قرار بگيرد. همانطور كه نظام جمهوري اسلامي امكان تبليغات براي خود دارد يك گروه كه به نظام لائيك و ضد جمهوري اسلامي، جمهوري دمكراتيك، نظام سلطنتي و . . . معتقد ‌است بايد امكان بيان نظر داشته باشد. زماني كه اين پروسه انجام شد، و تمامي مردم در جريان تمامي افكار قرار گرفتند، سپس زيرنظر سازمانهاي بين المللي و زير نظر احزابي كه بدون محدوديت از آزادي عمل كامل برخوردار هستند، انتخاباتي كاملا آزاد صورت ميگيرد، که طي آن مردم به نظام مورد نظر و قانون اساسي دلخواه خود راي خواهند داد. البته براي اين موضوعات مراحل پيشين ديگري، مثل تشكيل مجلس موسسان و غيره نياز است كه درباره راهكارهاي مشخص آنها هنوز بايد بحث و گفت و گو صورت بگيرد. و اين كار يك نفر و دو نفر نيست. راهكارها توسط طيف وسيع متفكران ايراني در درون و برون كشور بررسي و گزيده خواهند شد. از ما راهكارهاي مشخص مراحل عمل كار خواسته ميشود. ما چه كاره هستيم كه راهكار نشان دهيم. اين دانشجويان و ما آغاز كار را انجام داده ايم. مردم خود حقوقدانان و بزرگاني را تعيين خواهند كرد و آنها به اين مهم سامان خواهند داد. انقلاب 1357 را به ياد بياوريد. يك قانون اساسي نوشته شده نويسندگان آن مثل آقايان كاتوزيان، لاهيجي و . . . خودجوش انتخاب شدند. در آن هنگام هنوز حكومت شاه برقرار بود. ما ميخواهيم تمام كارها توسط خود‌ مردم انجام شود. بگذاريد براي اولين بار يك بت درست نكنيم. رهبر درست نكنيم که ابتدا سر به اطاعت او بگذاريم و سپس با يك رهبر تثبيت شده در قدرت روبرو شويم كه نتوانيم با او كاري بكنيم. در همين دانشگاهها دانشجوياني ميبينيم بيست و چند ساله كه از بسياري استادان پنجاه ساله از درك و توانايي تجزيه و تحليل بالاتري برخوردار هستند. بگذاريد محيط بحث و گفتمان شكل بگيريد.&lt;br /&gt;انتقاد ميشود كه ميان "فراخوان" و "اطلاعيه توضيحي دفتر تحكيم تفاوت فاحش وجود دارد و سئوال ميشود كه بدين ترتيب بالاخره امضاكنندگان، "فراخوان" اول را امضا ميكنند يا اطلاعيه توضيحي را؟ ــ به نظر من اطلاعيه توضيحي با "فراخوان" در تضاد قرار ندارد. ما در اين اطلاعيه توضيح داديم كه خود را متولي اين جريان نميدانيم. در چند‌ جا اشاره كرديم كه ما قطره اي هستيم از يك دريا. مثل اينكه ما عادت كرده ايم كه كميته اي به وجود بيايد و به اداره ي امور بپردازد. ما يک "فراخوان" را امضا كرديم. اطلاعيه ها و يا مصاحبه هايي كه من يا ديگر دوستان انجام ميدهيم درجهت رفع ابهاماتي است كه در آن ديده شده است. اطلاعيه توضيحي هدف ديگري نيز داشته است و آن اين كه نشان داده شود ريشه ي اين حركت نه در آمريكا، كانادا، آلمان و غيره است بلكه در خود ايران است. اين جريان نه تنها ربطي به خارج‌ ندارد‌ بلكه براي جلوگيري از نفوذ و خطر خارجي شكل گرفته است. خلاصه اينكه نامه دوم تاييد و توضيح نامه اول بود.&lt;br /&gt;به مسئله خارجي اشاره كرديد. ما شاهد‌ تلاشهاي فزاينده اي در سطوح مختلف جامعه ي سياسي در آمريكا هستيم كه از دولت جرج‌ بوش حمايت از "طرح رفراندوم" را طلب ميكنند. اگر دولت آمريكا از اين طرح حمايت كند، برخورد شما چه خواهد بود؟ــ چند روز پيش اين سئوال از تونی بلر پرسيده شد و او گفت كه هر كار كه مردم ايران بخواهند‌ بكنند.طبيعي است هر كسي ميتواند اين حركت را تاييد كند حتی بوش و بلر. اما هيچگونه حمايت مادي پذيرفتهپنی نيست. ببينيد، باز هم 1357 را به ياد بياوريم مگر درآن مقطع فشار خارجي به شاه وارد نيامد كه در سقوط نظام تاثير داشت؟ من صريحا اعلام ميكنم آقاي بوش، بلر، ايکس و يا ايگرگ پشتيباني خوب است اما دخالت قطعا پذيرفته نيست. يکی از مفاد حقوق بشر تعيين سرنوشت ملتها، توسط خودشان است. اگر بوش يا هر كس ديگر با تكيه بر اقتدار مردم ايران در تعيين سرنوشت خودش از اين حركت پشتيباني کند مانعي ندارد اما دخالت مردود است. البته انتظار اول ما اين است كه اين حكومتها در مسير استقرار مردم سالاري در ايران سنگ اندازي نكنند، كاري نكنند كه جمهوري اسلامي تشويق به نقض بيشتر و بيشتر حقوق بشر بشود.من به عنوان يك ايراني و يك امضاكننده رفراندوم اعلام ميكنم هيچگاه اجازه انجام حمايت مالي و مادي را نخواهم داد و در صورت اطلاع از چنين مواردي افشاگري خواهم كرد.&lt;br /&gt;درباره خطاب آقاي خاتمي نسبت به دانشجويان مبني بر اينكه "گول كشور رها كرده را نخوريد" چه ميگوييد؟ ــ به نظر من تمام ايرانياني كه به هر دليلي خارج از ايران زندگي ميكنند، مردم اين آب و خاك بوده و حق اظهار نظر دارند. چرا اين آقايان موقع انتخابات خودشان صندوق ميگذارند و راي ايرانيان برون مرز برايشان مهم ميشود اما در اين مورد چنين ميگويند؟&lt;br /&gt;آقاي حجاريان "فراخوان" را با نمايش آقاي هخا مقايسه كرد. ...&lt;br /&gt;ــ ما فكر ميكرديم آقاي حجاريان يك متفكر است. البته او نوشته هاي بسياري در رابطه با اصلاحات داشته است. از برخورد ايشان شگفت زده هستيم. نميدانم به چه دليل اين كار را كردند. درباره ي بحث حقوقي كه ايشان مطرح كرده است فكر ميكم متخصصان حقوقدان به آن مسئله بپردازند. شنيدم خانم كار كه خود حقوقدان است نامه ي سرگشاده اي نوشته است. در عين حال دانشجويان نيز در اين رابطه جوابيه اي تهيه كرده و به نشريه ي "شرق" داده اند. كه فردا (شنبه) انتشار می يابد. با توجه به اينكه مطالب آقاي حجاريان در "شرق" و رو به دانشجويان نوشته شده بود با اين وجود نياز به پاسخ دادن نميبينم. تنها به عنوان يك معلم ميگويم شيوه و بيان ايشان در شأن او و دانشجويان ما نيست.&lt;br /&gt;نظر شما درباره اينكه آقاي سحرخيز ميگويد، به نظر او پشت اين جريان سلطنت طلبها قرار دارند، چيست؟ــ به عقيده ي من از آقاي سحرخيز به عنوان يك روزنامه نگار چنين ادعايي بعيد است. شنيده ام كه در تلويزيونهاي ماهواره اي كه به سلطنت طلبها منتسب ميشوند بيشترين حملات به اين حركت انجام ميشود. من خود هم با آن نظام مبارزه كرده ام. . .&lt;br /&gt;آيا حمايت بسياري از شخصيتهاي سلطنتي و سلطنت طلب از طرح رفراندوم، اهميتي بيش از موضع تلويزيونهاي خاص ندارد؟&lt;br /&gt;ــ ببينيد وقتي آن دسته كه با اصل موضوع موافق هستند اما به هر دليلي حمايت خود را نشان نميدهند، در خفا ميگويند با نظام ولايي مخالف هستند و اين قانون اساسي را كارساز نميدانند اما به اين حركت هم نميپيوندند، چنين بحثهايي را نيز موجب ميشوند. در نظام استبدادي وقتي كه فرهنگ هنوز استبدادي است به قول دوستي هر يك از ما در جايگاه خود "شاه" هاي كوچكي هستيم. در رابطه با ايران مسئله اي مطرح شده آقاي رضا پهلوي و مادر ايشان هم نظر داده اند. آنها به عنوان يك ايراني حق دارند نظر بدهند. آيا بايد مانع اين كار شويم؟&lt;br /&gt;وقتي كه گفته هاي آقاي عليرضا رجايي، حجاريان، خاتمي ها و سحرخيز را در كنار سكوت جناح مقابل كه كنترل ابزارهاي فشار حكومت را در دست دارد قرار ميدهيم، آيا ميتواند به قول آقاي اكبر عطري برداشت اين باشد كه آنها در حال آدرس دادن و چراغ سبز نشان دادن هستند؟ ــ مطلب آقاي عليرضا رجايي را ديدم البته در اينجا گاهي از قول افراد مطالبي منتشر ميشود كه سپس تكذيب ميكنند. شايد ‌اين هم از آن موارد باشد وگرنه دليل اينگونه اظهارنظر را بويژه از آقاي رجايي متوجه نميشوم. آقاي رجايي همچنين ميگويد، دانشجويان به مسائل صنفي بپردازند. چطور وقتي دانشجويان در جهت اصلاح طلبان به طور عام و براي انتخاب شخص آقاي رجايي به مجلس ششم به طور خاص تلاش ميكردند، فعاليت سياسي مانعي نداشت اما از آنجا كه امروز نظري مستقل و راديكال تر ارائه داده اند، فعاليت صنفي ارجحيت يافته است. در مجموع مواضع اين آقايان كه از مردم سالاري دم ميزدند برايم شگفت انگيز است. نميدانم اين پرونده سازي براي جواناني كه از دل و جان براي ملت و مملكت از جمله سالها براي پيشبرد نظرات اصلاح طلبانه همين دوستان مايه گذاشته اند به چه دليل است. متاسفانه اين برداشت ميتواند صحيح باشد كه آقايان در حال نشان دادن چراغ سبز بر جناح مقابل هستند.&lt;br /&gt;آقای دکتر ملکی از شما سپاسگزار هستم تاريخ گفت وگو: 09 دسامبر 2004&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110312978469276305?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312978469276305'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312978469276305'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/shemiranieyahoo.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110312968659927375</id><published>2004-12-15T20:24:00.000+03:30</published><updated>2004-12-15T20:24:46.600+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مهرداد درویش پور: جمع بندی نظرات مختلف در خصوص جنبش رفراندوم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند هفته از فراخوان گروهى از شخصيتهاى سياسى و فرهنگى ايران به درخواست انجام رفراندومى براى تغيير قانون اساسى ايران ميگذرد و در اين ميان نظرهاى گوناگون موافق و مخالفى در اين باره در رسانه‌ها منتشر شده است. از آنجا كه هم اكنون اين بحث يكى از مهمترين بحثهاى سياسى–اجتماعى در ميان ايرانيان داخل و خارج كشور است، صداى آلمان از دكتر مهرداد درويش‌پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در استكهلم دعوت به مصاحبه‌ كرده است تا جمعبند ايشان را از نظرهاى بيان شده بداند.&lt;br /&gt;مصاحبه گر: كيواندخت قهارى&lt;br /&gt;دويچه وله: آقاى مهرداد درويش پور، از شما مى خواهيم خواهش كنيم بعنوان جامعه شناسى كه بحث فراخوان به درخواست رفراندومى قانون اساسى ايران دنبال مى كند، جمع بندى از آنچه تا كنون در اين زمينه مشاهده كرده ايد را براى شنوندگان ما بدهيد. نخست مى خواهيم ببينيم كه بازتاب اين بحث در خارج از كشور و در داخل كشور، تا جايى كه اطلاع داريد، چگونه بوده است؟&lt;br /&gt;مهرداد درويش پور: طبيعتا در خارج از كشور بازتاب اين حركت به مراتب گسترده تر بوده است، به دليل فضاى آزادى كه بهرحال رسانه ها مى توانند به اين بحث بپردازند. سايت هاى اينترنتى كه يكسره به اين بحث پرداخته اند، تا آنجايى كه كسانى دسترسى به اينترنت دارند، كاملا از اين ماجرا مطلع هستند. در خارج از كشور رسانه هاى تلويزيونى و راديويى به اين بحث فعالانه پرداخته اند، ولى موضوع رفراندوم اگر مهمترين نيز نباشد، يكى از مهمترين مسايل است. بنابراين در خارج از كشور مى توان گفت بازتاب بسيار گسترده است.&lt;br /&gt;در داخل كشور به دليل سانسور و خفقانى كه بر رسانه ها وجود دارد، طبيعتا آنچنان كه بايد و شايد اين طرح بازتاب نداشته، ولى بهرصورت واكنشهايى كه برخى از چهره هاى شناخته شده ى اصلاح طلبان دولتى داشته اند و برخى از روزنامه ها به آن پرداخته اند، نشانگر اين واقعيت است كه در داخل كشور نيز اين طرح تا حدودى بازتاب قابل توجهى داشته و بهرحال در افكار جامعه روشنفكرى بويژه اين بحث مورد تامل و گفتگو قرار داده شده است.&lt;br /&gt;دويچه وله: در واكنش به اين فراخوان مخالفت ها و موافقت هاى فراوان ديده شده است، از جمله از راه نوشته هاى منتشرشده در رسانه ها، همانطور كه شما نيز اشاره كرده ايد. محور فكر مخالفان و محور فكر موافقان چيست؟&lt;br /&gt;مهرداد درويش پور: من اگر بخواهم از مخالفت ها شروع كنم، چند دسته مخالفت وجود دارد. بخشى از اين مخالفت ها را گروههاى تندرو جامعه ى ما چه جريان راست افراطى كه هواداران افراطى سلطنت هستند، انجام مى دهند كه فكر مى كنند اين طرح يك توطئه است و جلوى فاز سرنگونى حكومت جمهورى اسلامى را مى گيرد. بخش قابل توجهى از نيروهاى چپ با اين طرح مخالفت كرده اند و معتقدند اين امر جلوى انقلاب را مى گيرد و قابل تحقق نيست. بخش از نيروهاى اصلاح طلب دينى فعالانه به مخالفت با آن پرداخته اند. حمله ى شديداللحن هجاريان، تئوريسين اصلاح طلب دينى، نشانه اى از اين واقعيت است كه اصلاح طلبان دينى نيز بيم بسيار زيادى از اين طرح دارند و فكر مى كنند فلسفه ى وجودى آنها را زير سوال مى برد و از اين نظر به مخالفت با آن پرداخته اند. گروههاى اقليت هاى قومى جامعه ما نيز از اينكه مسئله ى قوميتها مطرح نشده و صرفا بر تماميت ارضى تاكيد شده، دل نگرانى دارند. در جامعه ى جمهوريخواهى كه از گرايشهاى افراطى نيز به دور است نوعى دو دستگى در برخورد به اين طرح وجود دارد. بسيارى از جمهوريخواهان از اين طرح حمايت كرده اند، ولى آنها كه مخالفند يا با ترديد به آن نگاه مى كنند مهمترين مشكل شان اين است كه چرا اين طرح مسئله ى حاكميت، نوع نظام آينده را مسكوت گذاشته كه به نوعى اين امر ممكن است به ائتلاف با سلطنت و در سايه قرار گرفتن پروژه ى جمهوريخواهى كه اهميتى اساسى براى آينده ى دمكراسى در ايران دارد، منجر شود. بدين ترتيب، مخالفان يكدست و واحد نيستند و از اين گرايشهاى غيرمعقول و افراطى كه جز زبان خشونت زبان ديگرى را براى تحول در جامعه ايران نمى پسندند، اين مخالفت ها آشكار مى شود، از كسانى كه خواستار حفظ نظام جمهورى اسلامى هستند تا نيروهاى جمهوريخواهى كه خواستار يك جمهورى هستند و اين طرج را مانع اين امر مى دانند و همانطورى كه گفتم، نيروهاى قومى اى كه براين باورند خواست اقليت هاى قومى در اين طرح ناديده گرفته شده است. كسانى كه موافق هستند نظرشان بر اين است كه اين طرح تندروى نيست. چون عده اى از مخالفان اين طرح مى گويند كه اين طرح نوعى تندروى ست و شعار انتخابات آزاد معقول تر است و ممكن است يك طرح امكان ساز به امكان سوزى منجر شود. مدافعان اين طرح عنوان مى كنند كه ۸ سال تلاش براى انتخابات آزاد به نتيجه نرسيده است. بنابراين، طرح رفراندوم در مورد قانون اساسى يك گام راديكال است براى نقطه ى اختتام گذاشتن بر پروژه ى اصلاح طلبى دينى، و از اين نظر قدرت بسيج بيشترى و احيا اميد در مردم را دارد. ثانيا، از آنجايى كه اين طرح تبليغ خشونت را نمى كند هزينه ى اجتماعى كمترى در بر دارد و به اصطلاح مردم ما مى توانند با آرامش خاطر بيشترى به آن روى آورند. ثالثا، اين طرح اين امكان را فراهم مى كند كه افكار بين المللى و حتا كشورهاى ديگر نيز بتوانند كشورهايى كه تاكنون با حكومت اسلامى سازش مى كردند يا حمايت مشروط مى كردند از اين طرح پشتيبانى كنند. علاوه بر آن مدافعان اين طرح بر اين عقيده هستند كه يك گفتمان ملى مشترك كه حداكثر بسيج اجتماعى را در برداشته باشد، بمراتب شعار و شيوه ى معقول ترى تا گرايشهايى كه خواستهاى يك گروه سياسى را در بر دارد. نكته ى آخر اينكه در پاسخ به اين مسئله كه آيا مسئله ى جمهورى مسكوت مانده و اين مسئله آفرين خواهد بود، تعداد قابل توجهى از اين افراد صريحا در بيانيه هاى بعدى حمايت خود را از پروژه ى جمهوريخواهى عنوان كرده اند، «نه» ى قاطع خودشان را به سلطنت گفته اند و نيز عنوان كرده اند كه: گرچه اين اعتراض كه محتواى اين رفراندوم دقيق روشن نشده كه بر سر چه موضوعى بايد رفراندوم صورت گيرد، اين انتقاد كم و بيش واقعى ست، اما عنوان كرده اند كه رفراندوم براى برچيدن قانون اساسى ضرورتا به معناى تلاش براى احياى سلطنت و يا ائتلاف با سلطنت را معنا نمى دهد و بهرحال اكثريت قاطع امضاكنندگان وفاداريشان را به پروژه ى جمهورى عنوان كرده اند. به اين ترتيب، بخشى از جمهوريخواهان و امضاكنندگان اين بيانيه و تنظيم كنندگانش بر اين نظرند كه پروژه ى جمهوريخواهى نقطه ى مقابل رفراندوم قرار ندارد، بلكه مى توان هم طرفدار رفراندوم بود، بعنوان يك گفتمان همگانى و هم براى تقويت پروژه ى جمهوريخواهى كوشيد. من نيز فكر مى كنم اين نوع نگاه، نگاه واقع بينانه ترى ست.&lt;br /&gt;دويچه وله: آقاى درويش پور، يك نظر مى‌گويد: صرف نظر از موافقتها و مخالفتها مى توان گفت ابتكار فراخوان به درخواست رفراندوم براى تغيير قانون اساسى بهرحال نوعى پيروزى ست، چون بحث به همراه آورده و جبهه ها را شفافتر كرده است. ارزيابى شما در اين مورد چيست؟&lt;br /&gt;مهرداد درويش پور: من در حاليكه با دل نگرانى بخشى از منتقدين در مورد اينكه اقدامات عجولانه، مثلا براى تشكيل كميته ى اقدام براى فراخوان و يا مسكوت گذاشتن طرح جمهورى و اشكالات ديگرى كه گفته شده، مى تواند حركتى امكان ساز را به امكان سوزى تبديل كند و به نوعى با حركتى زودرس واز تمام جوانب مورد سنجش قرار نگرفته، اين حركت لطمه بخورد. گرچه من در بخشى از اين دل نگرانى ها سهيم هستم، با اينهمه بر اين باور هستم كه اين حركت تاكنون دستاورد بسيار مثبتى داشته است. اينكه به لحاظ حقوقى اين حركت آيا در چارچوب جمهورى اسلامى قابل تحقق هست يا نه، اينكه چگونه مى توان نظارت بين المللى را تامين كرد و يا نه، تمام اينها بحثهاى بعدى ست. آنچه كه در لحظه ى حاضر اهميت دارد، ما در شرايطى كه حكومت اسلامى و حتا اصلاح طلبان با جلوانداختن رفسنجانى نوعى فضاى ياس مطلق را بر جامعه تحميل كردند، به گمان من اين ابتكار از آنجا كه توانسته است بساط انتخابات رياست جمهورى را و تلاشى كه حكومت در اين مورد دارد تا بازار آن را گرم كند، عملا تحت الشعاع قرار داده و توانسته بحث رفراندوم را، بمراتب بيش از گذشته به يك گفتمان ملى و همگانى تبديل كند، من آن را به معناى دستاورد و پيروزى مى دانم. ضمن آنكه فكر مى كنم بايد به انتقادات مخالفان نيز توجه كرد و همانطور كه در گام دوم ديده ايم امضاكنندگان اين بيانيه يكسرى تصحيحاتى وارد كردند از جمله، از آن كميته اى كه تشكيل داده بودند را ملغى كردند، خودشان را به عنوان بخشى از كل امضاكنندگان عنوان كردند و گفتند در لحظه ى حاضر تلاششان براى ايجاد يك گفتمان ملى ست. از اين لحاظ به نظر من با توجه به تاثيرات مثبتى كه در توسعه ى اين گفتمان ملى انجام داده، من اين را يك دستاورد و پيروزى مى دانم، گرچه به نظر من اگر گامهاى سنجيده ى بعدى توام در اين حركت نشود ممكن است كه اين حركت پايان بيابد، بدون نتايج قابل توجه و نوعى ياس و نااميدى را در ميان اذهان عمومى جامعه ايجاد كند. اما، اگر گامهاى سنجيده برداشته شود، به نظر من در حركتهاى بعدى ما شاهد اين امر خواهيم بود كه اين گفتمان اجتماعى مى تواند به يك اهرم سياسىـ روانى هم عليه حكومت اسلامى و هم در جلب پشتيبانى بين المللى و هم ايجاد اميد در جامعه تبديل شود.http://www2.dw-world.de/persian/interviews/1.114971.1.html © Deutsche Welle&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110312968659927375?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312968659927375'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312968659927375'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/blog-post_15.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110312961719984531</id><published>2004-12-15T20:23:00.001+03:30</published><updated>2004-12-15T20:23:37.200+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;ضرورت طرح بعد شكلی رفراندوم در مقطع كنونی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نام هستی بخشدر پی فراخوان ملی برای رفراندوم ، موارد زير برای روشن شدن افكار عمومی اعلام می گردد: 1. وضعيت خطير كشور ، نظم نوين جهانی در منطقه خاور ميانه، فراگرد جهانی شدن، گسترش ناهنجاريهای اجتماعی، ناكارامدی حاكميت در حل مسائل بنيادی كشور، تعميق روز افزون شكاف ملت – حاكميت، نقض گسترده و مكرر حقوق بشر و آزاديهای فردی و اجتماعی، ناكامی برنامه اصلاح از درون، نااميدی و عدم اقبال مردم به اصلاحات حكومتی و پارلمانتاريستي، بلاتكليفی و تعويق سرمايه های اجتماعي، وجه مصالحه قرار گرفتن منافع ايرانيان در مذاكرات پيرامون مسائل هسته ای توسط كشورهای اروپايی و ضرورت برخورد فعال و اميد آفرين نيروهای اجتماعی در بازسازی جنبش اجتماعی مردم ايران، توقف سير قهقرايی كنوني، پيشبرد فرايند توسعه درونزا و كسب جايگاه ممتار در عرصه بين المللی با توجه به پشتوانه گرانسنگ تاريخی تمدن ايراني، تجديد نظر در ساختار قدرت كنونی را اجتناب ناپذير می سازد. در اين راستا راهكار رفراندوم محمل مناسبی برای خروج كشور از گذرگاه بحرانی و ناپايدار كنوني، به نظر می رسد.2. مزيت وي‍ژه راهكار رفراندوم ظرفيت گسترده و فراگير آن برای پوشش تمامی بازيگران و نقش آفرينان عرصه سياست ايران اعم از جناح های مختلف حاكميت و اپوزيسيون می باشد تا ديدگاه و متاع خود را در عرصه عمومی مطرح كنند و انتخاب نهايی را به داوری افكار عمومی بسپارند.3. ساختار قدرت كنونی نيز موجوديت خود را از رفراندوم گرفته است بنابراين رجوع مجدد به رفراندوم در هر مرحله از حيات آن امری طبيعی محسوب می شود. همانگونه كه بنيانگذار جمهوری اسلامی نيز در بدو ورود خود به تهران اعلام كرد "پدران و مادران ما 50 سال پيش قانون اساسی تصويب كردند حال ما آن را نمی خواهيم" حق طبيعی و اوليه هر نسل انتخاب ساختار قانونی دلخواه خود است. از سوی ديگر در شرايطی كه اوليای امور و مقامات رسمی جمهوری اسلامی راهكار رفراندوم با نظارت سازمان ملل را برای كشورهای همسايه تجويز می كنند چرا ملت شريف ايران برای فيصله بخشيدن به بحران مشروعيت و مقبوليت و پايان بخشی به منازعات در عرصه داخلی و خارجی و استفاده از تمامی پتانسيل ها و ظرفيت های ايرانيان برای برقراری ايرانی آباد ، آزاد و سربلند از اين حق محروم باشد؟4. راهكار رفراندوم به عنوان روشی مسالمت آميز و كارآمد، ابزاری مناسب و مشروع برای اتحاد و همبستگی تمامی نيروهای تحول خواه و علاقمند به منافع ملی و سرزمينی ايران صرفنظر از ايدئولوژيها و سلايق گوناگون می باشد. در اين ميان در وهله نخست جنبه شكلی و فرمال رفراندوم اهميت دارد و مسائل محتوايی و موضوعات مطرح در رفراندوم مباحث بعدی هستند كه پس از اجماع و پذيرش اصل راهكار رفراندوم توسط قاطبه ملت و نخبگان تحول خواه در آينده پس از گذشت دوره زمانی مربوطه موضوعيت پيدا خواهند كرد.5. پس از بحث درباره طرح فراخوان برای رفراندوم، ما به عنوان بخشی از فعالين سياسی و دانشجويی چون طرح مزبور را از بعد شكلی آن به مصلحت كشور، مردم و منافع ملی تشخيص داديم و پيشتر نيز آن را مطرح كرده بوديم، اين بار برای خروج از انسداد كنوني، تحرك مجدد جنبش اجتماعی و ترسيم چشم انداز حركت موثر و اميدآفرين به درخواست برای رفراندوم پاسخ مثبت داديم و هيچ گاه خود را در جايگاه تعيين مجلس موسسان يا كميته اقدام برای رفراندوم و تدوين قانون اساسی ندانسته و نمی دانيم و تنها مردم فهيم ايران را صاحب صلاحيت برای انتخاب و داوری نهايی در خصوص ديدگاه ها و نظرات متنوع و مختلف نخبگان و فرهيختگان درباره موارد فوق الذكر می دانيم. بديهی است اين فرايند تدريجی و زمانبر می باشد و تحقق آن مستلزم شكل گيری پيشنيازها و مقدمات بسياری است كه گفتگو و بحث زيادی بين نخبگان و منتقدين را می طلبد. البته ما در خصوص موارد فوق ديدگاه و نظر خاصی داشته كه در موعد خود ارائه خواهيم كرد. به اعتقاد ما در شرايط كنونی هژمونيك شدن راهكار رفراندوم در بعد شكلی آن در وهله نخست ضرورت دارد و برای ادامه آن بايد از هر گونه شتاب زدگی و سراسيمگی پرهيز نمود.6. از آنجايی كه مقصود ما صرفاً فراگير شدن سيطره گفتمانی بعد شكلی راهكار رفراندوم و تجديد نظر در ساختار قدرت مسلط در قالب پيشنهاد و درخواست بوده است لذا با توجه به موارد فوق و اظهارات اوليه در گام اول مباحث اجرايی و عملياتی نظير اقدام برای برگزاری همه پرسي، تشكيل مجلس موسسان و تدوين پيش نويس قانون اساسی جديد خارج از موضوع و نامتناسب با خواست و منظور ما می باشد و نظر ما تنها معطوف به اصل برگزاری رفراندوم در بعد شكلی و فرمال آن در زمان مناسب پس از شكل گيری الزامات و مقدمات آن در يك اجماع فراگير ملی توام با همسويی نخبگان سياسی و اجتماعی دمكرات همراه با خواسته های مردم می باشد. و اکنون که فاز اوليه گفتمانی طرح رفراندم با حمايت مردم و جمع وسيعی از فعالان سياسی و روشنفکران ملی و آزاديخواه آغاز شده است، به هيچ عنوان خود را در جايگاه متوليان اين طرح نمی دانيم و طرح رفراندم را متعلق به همه حاميان اين طرح می دانيم و به عنوان قطره ای از اقيانوس بی کران مردم تحول طلب ايران و انديشمندان و فعالان سياسی کشور با کنار نهادن کميته همه پرسی و قرار گرفتن در کنار حاميان اين طرح، از اصل شکل گيری گفتمان «رفراندم ملی در ايران» دفاع می کنيم تا پس از شکل گيری گفتمانی مسلط در ميان مردم و نخبگان سياسی آزاديخواه کشور، گام های بعدی برداشته شود.&lt;br /&gt;علی افشاری، رضا دلبری، ناصر زرافشان، اكبر عطری، محمد ملکی، عبداله مومنی&lt;br /&gt;پیشنهاد دوستان در ایران مورد تائید ما نیز هست . به این ترتیب اسامی امضا کنندگان فراخوان در میان سایر حامیان قرار میگیرد و سایت برای جمع آوری امضا به کار خود ادامه میدهد . سازوکاری در دست تهیه است تا تمام امضا کنندگان فراخوان بتوانند به زودی با انتخاب یک شورای رفراندم ، تداوم کار را به دست آن شورا و کمیته اقدام منتخب آنان بسپارد.&lt;br /&gt;مهرانگیر کار ، محمد محسن سازگارا&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110312961719984531?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312961719984531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312961719984531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/1.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-110312958418607490</id><published>2004-12-15T20:21:00.000+03:30</published><updated>2004-12-15T20:23:04.186+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;فراخوان ملی برگزاری رفراندم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه بیست و شش سال گذشته و دهها مصیبت کوچک و بزرگی که بر سر مردم ایران آمده و تحقير ملت و انزواي سياسي ايران را در پي داشته نشان میدهد که تنها یک راه قطعی برای رفع این بحران و رهائی ملت رنجدیده ایران وجود دارد :&lt;br /&gt;شکل گیری حکومتی دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر&lt;br /&gt;حکومتی که با تکیه بر آرای اکثریت ملت و بر اساس حفظ تماميت ارضي و منافع ملی و ايجاد روابط مسالمت آمیز با جامعه جهانی و تکیه بر ارزش های فرهنگی و اقتصادی ایران بتواند کشور را به ساحل نجات رهنمون شود. برای دستیابی به این مهم ، تدوین قانون اساسی نوین و تعیین نظام دلخواه گام اول و حیاتی است. بخصوص تجربه هشت سال گذشته نشان میدهد که با وجود قانون اساسی و ساختار کنونی ، امکان اصلاح کشور در هیچ جهتی متصور نیست. بنابراین ، از آنجا که قانون اساسی جمهوری اسلامی و عملکرد نهادهای برخاسته از آن :&lt;br /&gt;با اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مردم در تضادی بنیادین است&lt;br /&gt;به نابرابری حقوقی میان شهروندان ایران رسمیت بخشیده ، تبعیض دینی و مذهبی ، عقیدتی و جنسيتي را قانونی کرده و با حکومت استبداد ديني از ملت ایران عملا سلب حق حاکمیت کرده است&lt;br /&gt;سد بزرگی در برابر پیشرفت در تمام زمینه ها ، از جمله توسعه اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی در ایران فراهم کرده است&lt;br /&gt;و مانع پیوستن ایران به اردوی جهان آزاد و طبعا از بین رفتن منافع کشور در مناسبات دیپلماتیک شده است&lt;br /&gt;ما امضاء کنندگان این فراخوان خواهان برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی برای تشکیل مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یک قانون اساسی نوین ، مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های الحاقی آن ، با رای آزاد مردم هستیم . از تمام هموطنان شریف ، میهن دوست و ترقی خواه تقاضا داریم با امضای این فراخوان، صدای ملت ایران را محکم و استوار به گوش جهانیان برسانند.&lt;br /&gt;اکنون که فاز اوليه گفتمانی طرح رفراندم با حمايت مردم و جمع وسيعی از فعالان سياسی و روشنفکران ملی و آزاديخواه آغاز شده است، به هيچ عنوان خود را در جايگاه متوليان اين طرح نمی دانيم و طرح رفراندم را متعلق به همه حاميان اين طرح می دانيم و به عنوان قطره ای از اقيانوس بی کران مردم تحول طلب ايران و انديشمندان و فعالان سياسی کشور با کنار نهادن کميته همه پرسی و قرار گرفتن در کنار حاميان اين طرح، از اصل شکل گيری گفتمان «رفراندم ملی در ايران» دفاع می کنيم تا پس از شکل گيری گفتمانی مسلط در ميان مردم و نخبگان سياسی آزاديخواه کشور، گام های بعدی برداشته شود&lt;br /&gt;علی افشاری، رضا دلبری، ناصر زرافشان، محمد محسن سازگارا،اكبر عطری، مهرانگیر کار،محمد ملکی، عبداله مومنی،&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-110312958418607490?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312958418607490'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/110312958418607490'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/12/blog-post.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109689572125780791</id><published>2004-10-04T16:44:00.000+03:30</published><updated>2005-01-01T22:50:28.420+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;پیام تسلیت، کشته شدن پدر امیر عباس فخر آور اسامی جدید &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل از کاروان چه ماند جز آتشی به منزلآگاه شديم که دوست گرامی مان " امير عباس فخر آور " در سوگ پدر نشسته است. زنده ياد " محمدباقر فخرآور " در يک تصادف خونين رانندگی ، جان باخته و فرزند در بندش و بسياری از فعالين سياسی و دانشجويی آزاديخواه کشور را در غمی جانکاه فرو برد." شادروان فخر آور " ؛ افسر بازنشسته نيروی هوايی و از مدافعين مبارزات ملی در ايران زمين بود. وی همپا با مبارزات سياسی فرزندانش ، شجاعانه به دفاع از حقوق تضييع شده فعالان جنبش دانشجويی و افشاگری در مورد وضعيت زندانها و برخوردهای غيرقانونی دادگاههای انقلاب پرداخت.او در اين راه بارها مورد توهين و تهديد کاربدستان رژيم قرار گرفت ، اما استوارتر از قبل و همراه با خانواده های ستم ديده زندانيان سياسی کشور ، ندای مظلوميت اين زندانيان را به گوش جهانيان رساند. وی در حالی چشم از جهان فروبست که جدايی از فرزند ، اندوهی سنگين را بر قلب پاکش نشانده بود ، اما چه دلاورانه حسرت يک آه را بر دل دشمنانش نهاد. درود بر او و بر راهی که در زندگی برگزيد.ما امضاءکنندگان ذيل ، اين ضايعه اسفناک را به خانواده گرامی فخرآور ، اميرعباس فخرآور ، مهرداد حيدرپور از دانشجويان زندانی و داماد آن زنده ياد و کليه مبارزان راه آزادی ايران تسليت گفته و برای آنان صبر و شکيبايی آرزومنديم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پتکين آذرمهر – کوروش آسمانی – اميرفرشاد ابراهيمي – امين احمدی – کيان احمدی – نازنين انصاری- سياوش اوستا – حجت بختياری – سعيد بشيرتاش – مسعود بن برستا - رامين پرهام – رامد پي پن - بهزاد پيله ور – کيانوش توکلی – علی خلف زاده - پژمان خورشيدی – پروين دارابی – ارژنگ داودی – امير اردوان داودی – عباس دلدار – علی دوانی – فتی راستين – امير رفيعی نيا – سپهر رمضانی – نيما رمضانی – شهلا رودساز – مهران رودساز – پژمان روئين تن – علی سرمدی – سام سلطانی – آرش سليمانی – ايمان سميع زاده – اردشير شجاعی – حيدر شعبانی – وحيد شعبانی – محمد شمس – محمود شوشتری – فرد صابری – کوروش صحتی – حميد صفائی – حميدرضا ظريفی نيا – اميد عباسقلی نژاد – امير عزتی – الهام عظيما – حميد ليزاده بهبهانی - پروين غفاری – مرتضی فرجی– پرستو فروهر- سعيد کلانکی – جان کوکن – کارلا گرپدين – دامون گلريز – مهرداد لهراسبی –مهرداد لوائی – حسن ماسالی – رضا محسن پور – نسرين محمدی – بيژن مشاور – سيروس ملکوتی – مهران ميرعبدالباقی – آرش مهاجری نژاد – رضا مهاجری نژاد – اسماعيل مقابری – مراد معلم – مسعود والا – کارلا ورهوف – ديويد هنشاو – احسان هراتی نژاد – الهام هراتی نژاد – حسين هراتی نژاد – ماندانا هراتی نژاد – مريم هراتی نژاد-عطا مرادی- مصطفی پیران- پیمان پیران- احمد رضا شیری- فتحعلی- فرزاد -- رضا عزیزی جبهه دموکراتيک ايران – شاخه خراسان جنبش 18 تير – هلند خبرگزاری جبهه دموکراتيک ايران- راديو آزاديخواهان ايران- سايت آزاديخواهان مشهد- کميته همبستگي ايرانيان مقيم ترکيه- انجمن دانشجویان مبارز مشهد&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109689572125780791?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109689572125780791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109689572125780791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/10/blog-post.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109623449084475120</id><published>2004-09-27T01:03:00.000+03:30</published><updated>2004-09-27T01:04:50.846+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;راه پيمايي بي خشونت مردم در ميدان انقلاب&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;راه پيمايي بي خشونت مردم در ميدان انقلاب از وبلاگ انجمن بدون مرز: ما به طور خيلي اتفاقي اين جا هستيم: خيابان انقلاب، بين چهار راه ولي عصر و ميدان انقلابي که مي گويند به آزادي ختم مي شود. ساعت پنج و نيم بعد از ظهر روز يکشنبه 5 مهر است. دو سه ساعت قبل سه جلد کتاب خريده ام و با سينا و حميد در شيريني فروشي فرانسه، قهوه مي خورم. براي خانه هم يک کيلو شيريني مي خرم و از شيريني فروشي بيرون مي آييم تا به ميدان انقلاب برويم و براي برگشت به خانه، سوار تاکسي بشويم. بعد از ده پانزده قدم متوجه مي شويم که وضعيت کاملا غير عادي است. جلوي کتاب فروشي هاي انقلاب هميشه شلوغ است ولي نه اينقدر. دائم تنه مي خوريم و افراد زيرگوشي چيزهايي مي گويند. سينا و حميد براي ديدن ويتريني مي ايستند. من به حرف هاي آدم ها گوش مي دهم : - کاري نمي تونن بکنن.- مبارکه- چه فايده اي داره هي بريم و برگرديم ؟مطمئن مي شويم که خبري است. ما هم يک بار تا ميدان مي رويم و بر مي گرديم و به حرف ها گوش مي کنيم. عده اي سعي دارند حرکت را هماهنگ کنند. چند نفر شروع مي کنند به مسخره بازي ولي کسي توجهي نمي کند. چند نفر شعار مي دهند که « ولعيهد بر مي گرده » ولي ديگران تذکر مي دهند که ساکت باشند. حتي چند لحظه جمعيت شروع به سوت کشيدن مي کنند که با تذکر ديگران ساکت مي شوند.با يک نفر وارد صحبت مي شويم. مي گويد اين برنامه از برنامه هاي ماهواره اي هماهنگ شده است و پيشواز جشن مهرگان است : 5 روز ديگر، 10 مهر. عده اي در جمعيت راه مي روند و مي گويند :- مي ريم پارک ملت.به نظر ما درست نيست. جمعيت فرسوده خواهد شد. در مدتي که يک بار ديگر به ميدان انقلاب برسيم و برگرديم، بارها افراد به ما مي گويند :- مبارکه.احساس مي کنم به من بيشتر اين جمله گفته مي شود و دوستانه تر. دليل مطمئنا بسته شيريني است که در دستم دارم. حتي دو سه نفر با تحسين بر مي گردند و مي گويند :- اين شيريني هم آورده !و کس ديگري تذکر مي دهد :- بازکن بخوريم (: خوشحال ام. اما نکته منفي اي هم هست : آگاهي در حال گسترش نيست. در اين وضعيت ها افراد زيادي حرکت را ناآگاهانه انجام مي دهند، يا از روي احساس يا همراهي با جماعت يا حتي ابراز مخالفتي ناآگاهانه. در اين وضعيت بايد کساني در جمعيت راه بروند و جملات کليدي را تکرار کنند :- وقتي کنار هم راه مي ريم چه قشنگ مي شه.- بي خشونت.- کار ما حزبي نيست. يک اعتراض آرام و آگاهانه است.و قرار بعدي را اعلام کنند. در حال راه رفتن به جمعيت نگاه مي کنيم و با هم حرف مي زنيم. از جلوي کلانتري که رد مي شويم، خانمي يک شکلات کوچک به سرباز نگهبان تعارف مي کند. سرباز آن را مي گيرد و با لبخند مي خورد. سرباز مطمئن است که اين جمعيت هيچ خطري متوجه امنيت کلانتري نمي کنند. حضور نيروهاي انتظامي به وضوح کم است. حالا جمعيت يک بار ديگر به چهار راه ولي عصر رسيده و به نظر سردرگم مي آيد. عده اي پيشنهاد مي کنند که به سمت پارک ملت حرکت کنند. فاصله زياد است و هماهنگي مي خواهد. عده اي بر مي گردند به سمت ميدان انقلاب. بايد از قبل ترتيب دهندگان برنامه دقيق را اعلام کنند. مثلا : از ساعت 5 جمع مي شويم، 5 و نيم تا 6 در پياده رو راه مي رويم و ساعت 6 از خيابان هاي اصلي متفرق مي شويم و به خانه مي رويم. در جمعيت همه جور آدمي هست. از جوان پر شور گرفته تا خانواده اي که در آن مرد، زن و فرزند 5 يا 6 ساله دست همديگر را گرفته اند و در جمعيت راه مي روند. پيرمردهاي مصمم و جوان هاي پرهيجان دست به دست هم داده اند و راه مي روند. هماهنگي اي که وجود دارد به وضوح بين افراد پخش شده است. هيچ کس رهبر نيست. هيچ کس قهرمان نيست. هر فرد در حال بيان اعتراض خود است و هيچ کس به جاي ديگري فرياد نمي زند. چند نفري هم که سعي مي کنند جو را جناحي کنند (‌ طرفدار وليعهد يا گرايش هاي ديگر ) با تذکر ديگران ساکت مي شوند. ما براي سردرگم نبودن تصميم مي گيريم برگرديم. حدود 200 متر از جمعيت دور شده ايم که آرام آرام سر و کله نيروهاي ضد شورش پيدا مي شود. مطمئنا فعلا با جمعيت کاري نخواهند داشت. برداشت ما اين است که جمعيت در حال پراکنده شده است و به قول سينا « حکومت در آفسايد مانده است». خيابان ها را پياده به سمت خانه بالا مي آييم و حرف مي زنيم.حجم جمعيت را نمي توانم تخمين بزنم چون خودم وسط آن بودم. پيشنهاد حميد براي رفتن به آن طرف خيابان و مشاهده از دور را هم رد کرديم. جمعيت مستقيما درگير بايد چيزي در حدود 500 نفر بوده باشد که غير عادي نيست اگر 200 تاي آن ها را افراد هميشگي حاضر در اين خيابان شلوغ بدانيم. خيابان ها بسته است. تعداد زيادي مسافر در خيابان هستند و خط عبوري وليعصر به ميدان انقلاب کاملا مسدود است. کمي که راه مي رويم مي بينيم که ترافيک دقيقا تا خيابان طالقاني ادامه دارد. وقتي دنبال اين هستم که چطور بالاتر از اين مرز،‌ ديگر ترافيکي نيست سينا توجه ام را به پليسي جلب مي کند که به ماشين ها اجازه ورود نمي دهد و به اجبار آن ها را به خيابان هاي اطراف هدايت مي کند. از خيابان که مي پيچيم نيروهاي جديد ضد شورش را در حال اعزام به محل مي بينم. مردم در اين محله هم در خيابان ها هستند و احتمالا فکر مي کنند که الان در ميدان انقلاب چه خبر است. نيروهاي ضد شورش بازهم سربازهاي درجه پايين هستند. بسيار نزديک خانه هستم که احساس مي کنم ترک محل اشتباه بوده است. به هرحال برگشتن ديگر معني ندارد. به خانه مي آيم تا گزارش را بنويسم. جعبه شيريني را با ليلا باز مي کنيم (: هرچند شيريني خوبي است اما بدون شک آگاهي و اتحاد مردم، شيرين تر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;bedoonemarz.com&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109623449084475120?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109623449084475120'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109623449084475120'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109620109060434440</id><published>2004-09-26T15:47:00.000+03:30</published><updated>2004-09-26T15:48:10.603+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;اگر اسلام اين است، شرممان باد كه خود را مسلمان بناميم ,دكتر اكبر كرمی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی از برخورد گروهای فشار با دكتر سروش با خبر شدم، دردی بس سنگين گلوی مرا فشرد و غمی بزرگ تمام وجودم را فرا گرفت. چقدر مايه تاسف و درد است كه رهبران اين حكومت در عرصه ی جهانی برای مظلوميت فلسطينی ها، عراقی ها و افغانی ها اشگ می ريزند ولی در همان حال با شهروندان خود اين گونه برخورد می كنند. چه وقاحتی می خواهد آدمی دادگاه مروان برقوتی را در اسراييل ببيند، اما با شهروندان خود اين گونه برخورد كند...دكتر اكبر كرمیشنبه ۴ مهر ١٣٨٣ – ٢۵ سپتامبر ٢٠٠۴قرار بود پس از ۱۴ سال، دكتر سروش در قم سخنرانی داشته باشد. دوستان و علاقه مندان به آقای سروش با شور و حرارت در پی برگذاری مراسم بودند. هيچ سالن و محل مناسبی در اختيار نداشتند. هيچ سالنی را نمی توانستند اجاره كنند. چند منزل شخصی را سبك سنگين كردند، و در آخر، يكی از خانه ها را كه از نظر امنيتی مناسب تر بود، به عنوان محل سخنرانی انتخاب كردند. خيلی مواظب بودند كه نيروهای امنيتی و گروهای فشار - كه در دسترسی به اطلاعات از نيروهای امنيتي، هم جلوتر هستند و هم در برنامه ريزی موفق تر – از محل و زمان برگزاری سخنرانی بی اطلاع بمانند. مدعوين فعالان سياسی، اساتيد دانشگاه، برخی از روحانيان، دانشجويان كارشناسی ارشد و برخی از مديران محلی بودند، كه همگی با دعوتنامه دعوت شده بودند.تاريخ چه طنز گزنده ای برای ما دارد! در ام القرای اسلام – به قول گروهای فشار- و در دوره ای كه برخی خود را منادی اسلام رهايی بخش! تلقی می كنند، انجام يك سخنرانی آن هم به وسيله ی كسی كه بی شك از برجسته ترين اسلام شناسان ايرانی است و البته از برجسته ترين منتقدان اسلام گذشته گرا، مثل انجام فعاليت های مسلحانه و چريكی بايد در سكوت و در پوشش امنيتی كامل انجام بگيرد. تازه با آن همه تمهيد و رعايت، گروهای فشار كه خود را سربازان امام زمان می دانند و ذوب در ولايت شده اند، و لابد از غيب به آن ها خبر می رسد، سر موقع می رسند و از برگزاری جلسه جلوگيری می كنند. ترتيب دهندگان مراسم در كمال ناباوری در برابر عمل انجام شده ی گروهای فشار قرار می گيرند و با وجود حضور مردم با فشار نيروهای امنيتی كه اعلام می كنند ما نمی توانيم امنيت جلسه را تضمين كنيم، جلسه را لغو می كنند و تصميم می گيرند (البته با اين اميد كه گروهای فشار نمی دانند) جلسه را به صورت محدودتر در خانه ی ميزبان آقای سروش برگزار كنند. بازهم سربازان امام زمان به صورت غيبی از راه می رسند و همه چيز را به هم می ريزند. چه طنز تلخی! سروش، سال هاست تلاش می كند به منتقدان سكولار خود نشان دهد اسلام، دين رحمت و صلح است و می تواند با دمكراسی و حقوق بشر هم آهنگ و همراه گردد، ولی سربازان امام زمان و حاميان ولايت، حتی به وی اجازه صحبت كردن هم نمی دهند. فاجعه از اين هم بزرگتر و استخوان سوزتر است. سروش را در برابر دوستدارنش، نيروهای امنيتی و فرماندار قم كتك می زنند. جناب سروش پس يك تعقيب و گريز چند ساعته می تواند از مخمصه ی سربازان امام زمان بگريزد و به طرف تهران حركت كند.از من هم برای حضور در جلسه دعوت شده بود. با همه ی احترامی كه برای آقای سروش و جريان های مذهبی نوانديش قايل هستم، و شجاعت بی نظير آن ها را در مواجهه با جبهه ی استبداد می ستايم، تصميم نداشتم در جلسه باشم، چرا كه دل بستگی ای به نيروهای مذهبی - حتی از نوع نوانديش - ندارم و بر اين باور هستم كه آن ها به هر حال آب را برای مذهبی های گذشته گرا گرم می كنند. برای روشن شدن مطلب، اين را هم بگويم كه با همه ی اين حرف ها، خانه ی خود را به عنوان يك گزينه برای محل سخنرانی در اختيار دوستداران آقای سروش قرار داده بودم..وقتی از برخورد گروهای فشار با دكتر سروش با خبر شدم، دردی بس سنگين گلوی مرا فشرد و غمی بزرگ تمام وجودم را فرا گرفت. چقدر مايه تاسف و درد است كه رهبران اين حكومت در عرصه ی جهانی برای مظلوميت فلسطينی ها، عراقی ها و افغانی ها اشگ می ريزند ولی در همان حال با شهروندان خود اين گونه برخورد می كنند. چه وقاحتی می خواهد آدمی دادگاه مروان برقوتی را در اسراييل ببيند، اما با شهروندان خود اين گونه برخورد كند. چه حماقتی می طلبد، آدمی سخنرانی لوييس فراخوان - رهبر سياپوستان مسلمان امريكايی - را در برابر كاخ سفيد ببيند و با دوستان قديم اين گونه تصفيه حساب كند. چه گستاخی بزرگی می خواهد و چه آپارتايد مخوفی می طلبد، كسانی كه ديروز به واسطه ی چاپ يك كاريكاتور- كه به يك روحانی اشاره داشت - كفن پوش به خيابان ها ريختند و تقاضای عزل وزير و اعدام كاريكاتوريست را كردند، امروز با سروش كه می خواست از عقل اعتزالی سخن بگويد، اين گونه برخورد كنند. چه سياه و چه تلخ.اگر اسلام اين است شرممان باد كه خود را مسلمان بناميم و اگر ايرانی اين گونه است شرممان باد از اين كه ايرانی هستيم.&lt;br /&gt;  منبع خبر:  akhbare rouz&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109620109060434440?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620109060434440'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620109060434440'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post_26.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109620099188885548</id><published>2004-09-26T15:45:00.000+03:30</published><updated>2004-09-26T15:46:31.886+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;كيانوش ها مي مانند !&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز وقتي خبر خودكشي كيانوش سنجري ، پسر جسور و گستاخ ايراني 22 ساله رو شنيدم كه با شور و نشاط وصف ناپذيري در فعاليتهاي سياسي و آزاديخواهانه شركت مي كرد و از هيچ تهديد و مصادماتي نمي ترسيد موهاي بدنم سيخ شد راستش ديگه نمي خواستم ادامه خبر رو بخونم و بي دريغ به ياد شاعر آزاديخواه ايراني فرخي يزدي مدير روزنامه ‹ پانزده بار توقيف شده › طوفان افتادم كه در زندان دست به خودكشي زد و اين شعر رو در آخرين لحظات به ياد روزنامه طوفان بر روي ديوار زندان نوشت :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هيـچ داني از چه روي خود را تزئين مي كنم بهــر ميدان قيـامت رخش را زين مي كنــم&lt;br /&gt;مي روم امــشب به استقبـال مرگ مـرد وار تا سحــر با زندگاني جنگ خونين مي كنــم&lt;br /&gt;نا مه حقگــوي طـــوفان را به آزادي مــــدام منتشر بي زحمت توقيف و توهين مي كنـم&lt;br /&gt;مــــي روم در مجلـــس روحانيـــــون آخــرت وندر آنجــا بي كتـــك طرح قوانين مي كنــم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و نيز اين رباعي را مي گويد :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زين مجــلس تنگ در گشــودم رفتــم زنجيــر استبداد پاره نمـــــودم رفتـم&lt;br /&gt;بي چيز و گرسنه و تهيدست و فقيـر زانسان كه نخست آمده بودم رفتـم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با خودم فكر مي كردم كه چه بلايي به سر ما ايرانيها اومده كه سرنوشت بيشتر جوانهاي ما يا بايد اعتياد ، دزدي و قاچاق باشه يا خودفروشي و فقر و بيچارگي ، چند تا جوني هم كه همت مي كنند تا شايد با جسارت ها و شهامتهاي خودشون يه توفيقي در اوضاع مملكت بوجود بيارند با چنين وضعيتي روبرو مي شند كه بعد از كلي مبارزه و آزاديخواهي ناگزير پر گشودن به دنيايي ديگر رو بر زندگي ذلت بار كنوني بر گزينند ، داشتم با خودم فكر مي كردم كه حكومت مقصر اين اوضاع هست يا ما مردم ايران ؟ مقصر اصلي خود ما هستيم كه با وجود اين همه جوان گستاخ و شجاع ايراني كه از جونشون و مال و زندگيشون براي آزادي ايران و ايراني مايه مي گذارند با اونها چنين برخوردي مي كنيم ! اونها رو فراموش مي كنيم به اونها كم توجهي مي كنيم و قدر اونا رو نمي دونيم و يك بار به اونها لبيك نمي گيم ؛ اينقدر مي شينيم زمين و دست رو دست مي گزاريم كه جواناني مثل كيانوش دست به خود كشي بزنند و كشته بشند تا ما به خودمون بياييم و درباره اونها شعر بگيم و نوحه و ماتم بخونيم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حيـــرتم از مـــــرام اين مردم پست اين طايفــــه زنده كش مرده پــــرست&lt;br /&gt;تا هست بكشندش با جفا و بيرحمي تا مرد ببرندش به نيكـي بر سر دست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما رو چه شده كه با قهرمانان و پهلونان خودمون اينچنين مي كنيم ، مگه امثال كيانوش و دهها مبارز ديگه امروز مملكت ما با كاوه هاي آهنگر و حدادها و دهها قهرمان ديگه ايراني چه فرقي دارند كه اونها رو با چنين بيرحمي هايي به استقبال مرگ و نيستي و فراموشي مي كشانيم ! مگر جواني كه زندگي خودشرو و جواني خودش رو براي ايران و ايراني در كف اقبال مي زاره چه چيزي از ما مي خواد كه از دادن اون دريغ مي كنيم ؟ جز يه كمي توجه و يه لبيك در حمايت از اقدامات اون ، وقتي يه گروه سياسي براي زنداني هاي خودش همه حمايتهاي ملي و بين المللي رو پشت سر داره و يه گروه ديگه كسي رو نداشته باشه كه حمايتش كنه ؛ مگه غير از ايني كه هست بايد باشه ؛ وقتي نقض حقوق بشر براي يه عده باشه و براي يه عده نباشه مگه غير از هميني كه هست ميشه !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نارفيقــان چــون به يكرنگان دو رنگي مي كنند از چــــه تفســير دو رنگي را زرنگي مي كننـد&lt;br /&gt;در مقــــام صلـــح اين قــوم گر سپـــــر اندازند تيـغ بازي با سلحـــشوران جنـــــگي مي كننـد&lt;br /&gt;ديــــو را خوانند همــسنگ پري هنگــام مهـــر روم را درگـاه كيـن همــرنگ زنگـــي مي كننـد&lt;br /&gt;عرض و طول ارض را از بهر خود خواهند و بس با همـه فراخي روزي ، چشم تنگي مي كننـد&lt;br /&gt;شيــر مـردي را اگــر ببينـند ايـن روبه وشــــان خـرد با ســـر پنجـه ي خوي پلنگـي مي كننـد&lt;br /&gt;نام آزادي براي خويـش خواهنـــد به انحصـــــار بازي اين رل را حريفـــان با قشنگـي مي كنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقوق بشر شامل تمام افراد بشر مي شه نه شامل گروهاي هم فكر و گروهاي خودي ! اينرو به تمام اون كساني مي گم كه جواب نام هاي حمايتي ما رو براي متحصنين 27 مرداد نمي دهند و براي كساني ديگه دست و پا مي شكنند ؛ ما مخالف هر گونه نقض حقوق بشر هستيم براي هر كسي كه باشه ، و اميدواريم كه روزي همه مردم ايران به يك چشم ديده شوند و هيچ تبعيضي بين اونها نباشه ،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تپيدنهاي دلهــــا ناله مي شود آهسته آهسته رســــاتر گـــــر شــود اين ناله ها فــرياد مي گردد&lt;br /&gt;فريادها چون قطرها در درياها ، پيوسته پيوسته چون موجي خروشان ، ويرانگر ظالمـــان مي گردد&lt;br /&gt;ز بيـــداد فــــزون يكي آهنگر گمنـام و زحمتكش علمداري چون كاوه آهنگر و يكي ضحاك مي گردد&lt;br /&gt;ز اشك و آه و ســــوز مردم ، زبنيـــاد جور و جفا آهن ز آب و آتش است كه دشنـه فولاد مي گردد&lt;br /&gt;به ويراني اين اوضـــــاع هستــــم مطمئن ز آنرو ويراني چــــونكه از حد بگـــــذرد آباداني مي گردد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اميد ايراني آزاد و مدرن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كاوه شيرزاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع خبر: كاوه شيرزاد&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109620099188885548?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620099188885548'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620099188885548'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/22.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109620086474420118</id><published>2004-09-26T15:43:00.000+03:30</published><updated>2004-09-26T15:44:24.743+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;کیانوش سنجری دوباره سبز شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر گزاری جبهه دمکراتیک ایران عصر امروز شنبه 4 مهرماه 1383 جسد نیمه جان کیانوش سنجری از مبارزان جبهه متحد دانشجویی و جبهه دمکراتیک ایران توسط عابران رهگذر در حالیکه غرق در خون در پارکی در تهران کشف شده بود به بیمارستان خمینی تهران منتقل شد. در پی تلاش برای روشن شدن ماجرا با آقای حسن زارع زاده دبیر تشکیلات جبهه دمکراتیک تماسی حاصل کردیم که این گزارش حاصل این کار است.آقای زارع زاده در پاسخ سوال ما په اتفاقیکه روی داده است گفتند: کیانوش سنجری تحت فشارهای شدید وزارت اطلاعات رژیم ولی فقیه عصر امروز دست به اقدامی زد که همه ما را متاثر کرد. در حال حاضر کیانوش ار بیمارستان خمینی به بیمارستان لقمان در تهران منتقل شده است و خطر مرگ خوشبختانه از میان رفته است.ایشان رفتار وزارت اطلاعات در سرکوب و خاموش نگاه داشتن هر صدای معترضی را عامل اصلی این حادثه دانست و اضافه کرد این سرنوشتیست که این رژیم برای جوانان و آینده جوانان این مرز و بوم در نطر کرفته است به حدی که مرگ از زیستن در این نظام برای ایرانیان شیرین تر است.لازم به ذکر است که زندگی کردن در جمهوری اسلامی خود یک مجازات با اعمال شاقه است و زمانی که مزدوران ولی فقیه این فشار را مضاغف می کنند مرگ اولین گزینه جوانان و زنان در جمهوری جور و جهل است&lt;br /&gt;  منبع خبر:  خبر گزاری جبهه دمکراتیک ایران&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109620086474420118?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620086474420118'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620086474420118'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/4-1383.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109620074786488420</id><published>2004-09-26T15:41:00.000+03:30</published><updated>2004-09-26T15:42:27.863+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نگرانی! گفتم نه چيزی نيست نگرانی زندگی! زندگی را دوست دارم، نه اينچنين! بدرود ,کیانوش سنجری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.kianooshsanjari.com/e/photo/kianoosh-jigh.jpg" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خودکشی&lt;br /&gt;رفتم ديگر، ببخشاييد مرا! آنقدر حرف و سخن برای گفتن دارم که نمی دانم از کدام يک شروع کنم. اما با خود می گويم مگر برای کسی اهميت دارد که حرفم چيست و از برای کيست؟ پس بگذاريد تمامی آنچه در دل محفوظ دارم را با خود به ابديت رهسپار سازم. شايد اينچنين رنجی برای آنان که باقی خواهند ماند، باقی نماند. اما برای يادگاری: 17 ساله بودم که برای اولين طعم تلخ و مشقت بار زندان، آنهم از نوع منفردش را در يکی از پرخاطره ترين زندانهای دو رژيم پاتريمونياليستی قبل و پس از 57، چشيدم. آنقدر تلخ بود که از تلخی اش توشه ای برگزيدم برای برکندنش. توشه ای از جنس ملموس ترين زخم های کهنه هر دلباخته رهايی. اينچنين مشتاقانه به فردا رسيدم، چشم گشودم و سال پس از آن نيز طعمی ديگر از زندان را با خود همراه ساختم. اينبار عشرت آباد (59 سپاه)، قصد خمودنم را داشت. ماهها در يک سلول. ماندم و پير شدم. ماندم و شير شدم. سال پس از آن با فرم يافتگی کامل، روی ميز بيشرمانه ترين بی دادگاه جهان، 5 سال جلويم گذاردند تا در زندان بگذرانمش. هر چند اشک، پنهانی، مسير نگاهم تا آسمان را پيمود اما اميدوار، به زندان رهسپار شدم. مادر اگر نبود حکمم نمی شکست. يک سال به جای پنج سال. اين نيز بگذشت. سال پس از آن و تا همين روزهای قبل، اين داستان ادامه يافت. اما در اين مسير پر ستيز، که بسياری جانشان را باخته اند و پرچم شرافتشان را افراشته، آن گذشت که نخواهم گفت. و در آخر: جمهوری اسلامی با سياستهای خداپسندانه اش!، جوانان را بی خدا کرد، آنان را به پای تباهی کشاند و راه خلاصی را برايشان برگزيد. خلاصی از آنچه قدرت برکندنش را ندارند. نه می توانند صبور باشند و نه خواهند توانست آنی باشند که خداپرستان می پسندند. خدايم، نگاهم است، نگاهم ستاره ايست در آنسوی آسمانهای صورتی عاشقی. و شادی که در زير چکمه های خشونت له شده است.. جوانان را به آغوش شورانگيز عشق واگذاريد. در آخرين تماس تلفنی، صدايم می لرزيد، گفت: نگرانی! گفتم نه چيزی نيست نگرانی زندگی! زندگی را دوست دارم، نه اينچنين! بدرود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کیانوش سنجری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع خبر: کیانوش سنجری&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109620074786488420?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620074786488420'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620074786488420'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post_109620074786488420.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109620060797360047</id><published>2004-09-26T15:39:00.000+03:30</published><updated>2004-09-26T15:40:07.973+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;کيانوش سنجري، فعال سياسي 22 ساله مخالف جمهوري اسلامي در تهران دست به خودکشي زد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;پيکر بي جان او در حالي که خون از مچ دستش بر روي زمين ريخته بود، در پارکي در تهران توسط يک رهگذر پيدا شده است. اين فرد کيانوش را به بيمارستان امام خمیني در تهران منتقل کرده است. اين فرد که سنجري را به بيمارستان منتقل کرده با تماس تلفني با شماره تلفن هاي داخل حافظه تلفن موبايل کيانوش سنجري، اين خبر را به دوستانش رسانده است. کيانوش سنجري 22 ساله، تاکنون چندين بار به خاطر مبارزه در راه آزادي ايران به زندانهاي جمهوري اسلامي افکنده شده است. وي در حال حاضر در بيمارستان امام خميني در تهران تحت مراقبتهاي ويژه قرار دارد و هنوز از زنده بودن يا مرگ احتمالي وي خبري کسب نکرده ام. فرد مذکور در کنار پيکر بي جان کيانوش سنجري يک تيغ خون آلود پيدا کرده است&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109620060797360047?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620060797360047'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109620060797360047'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/22_26.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109596675856975807</id><published>2004-09-23T22:39:00.000+03:30</published><updated>2004-09-23T22:42:38.570+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;دکتر اهورا خالقی یزدی مردی گه با دست خالی به جنک اهریمن میرود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.persian-heritage.com/currentissue/Issues/no35/farsi/pics/Farsi-30-1.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.persian-heritage.com/currentissue/Issues/no35/farsi/pics/Farsi-30-2.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.persian-heritage.com/currentissue/Issues/no35/farsi/pics/Farsi-30-3.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.persian-heritage.com/currentissue/Issues/no35/farsi/pics/Farsi-30-4.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.persian-heritage.com/currentissue/Issues/no35/farsi/pics/Farsi-30-5.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109596675856975807?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596675856975807'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596675856975807'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post_23.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109596648699986498</id><published>2004-09-23T22:36:00.000+03:30</published><updated>2004-09-23T22:38:07.000+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;2/7/1383زندان اوين - بند 209؛ شيوا نظرآهاري&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;زندان سخت است نه به آن سختي كه فكرش را ميكنيد اما سخت تر از آنچه فكر ميكنيد . در طول اين مدت چيزي كه زياد آزارم ميداد اين بود كه آيا به راستي هيچ مرجعي توان مقابله با اين گونه برخوردهاي رژيم را ندارد؟ آيا هيچ نهاد يا ارگاني او را دربرابر اين نقض آشكار حقوق بشر محاكمه كرده است؟و بعد وقتي برخورد مسئولين را ميديدم بيش از پيش به اين باور ميرسيدم كه هيچ كس پشتيبان ما نيست.اينجا صداي گريه هاي مادري كه او را چندين روز است از ديدار دو فرزند كوچكش محروم كرده اند(همسر اميد عباسقلي نژاد) يا داستان مقاومت زني كه به خاطر شوهرش رنج سلول انفرادي را بر خود خريدو حاضر نشد كلامي بازجويي پس دهد(همسر امير ساران)ويا حتي بي تابي هاي مادري كه چهار فرزندش را در خانه رها كرد و براي دفاع از حق برادر همسرش به اينجا آمد(خانم شقاقي) ... همه و همه عذاب آورتر از تنهايي خودت و رنج سلول انفرادي است . اينجا اما صداي فريادهاي " زنده باد آزادي " يك پسر از جمع قهرمانان ميهنت( بهروز جاويد تهاراني) يا حديث مقاومت يك زن براي همسرش يا صداي ناله هاي مردي كه از شدت درد ضجه ميزند، شيره مقاومت را در تو تزريق ميكند ... آن موقع است كه مي انديشي اگر تمام روزهاي عمرت را نيز محكوم به ماندن در اين سلول شوي ، ذره اي در هدفت متزلزل نمي شوي.اينجا زندان اوين است.. بند 209.. سلولهايي كه وسعتشان به اندازه تمام تنهايي هاي توست .. اينجا رنگ آبي آسمان كه از گوشه هاي يك پنجره فلزي قابل ديدن است و يا تلالو امواج خورشيد كه هر روز بعد از ظهر گوشه اي از سلولت را روشن ميكند .. و يا حتي پشه هايي كه صداي وزوزشان كلافه ات ميكند و مورچه هايي كه هر چه ميكني از دستشان در امان نيستي ، براي تو نويد بخش اين است كه هنوز زندگي وجود دارد .يا هنگامي كه صداي فريادهاي زندان باناني را ميشنوي كه جشن مدال طلاي رضازاده را گرفته اند و به تو خبر اين پيروزي را ميدهند و ميبيني كه چگونه عرق ملي شما را در كنار هم قرار داده و مدال طلاي رضازاده سبب شده كه يكديگر را در آغوش بگيريد ، باز ميفهمي كه هنوز انسانيت نمرده است.اما امروز 2 هفته از زمان دستگيري ما ميگذرد .. دو هفته بي خبري .. در اين مدت تنها سرگرميمان فريادهاي وقت و بي وقت بهروز بود كه مي خواست به نحوي به ما بفهماند كه هست و البته دلگرمي هاي خودمان .. دو هفته بلاتكليفيدر اين مدت كسي نگفت كه قرار است چه بر سر شما بيايد .. تنها جمله اي كه از زبان قاضي بيرون آمد اين بود: حالا حالاها مهمون ماييد. بدون حتي كوچكترين حقوق يك انسان ... اينجا چيزي به نام هواخوري وجود ندارد. يك اتاق كه دو گلدان در آن است مكاني است كه از آن به عنوان هواخوري نام ميبرند كه البته هر وقت به آنجا ميروي از بي هوايي نفست ميگيرد.گاهي اوقات از اين همه بي خبري دلت هم ميگيرد اما باز به خودت ميگويي كه در راه آرمانم بايد هر سختي را تحمل كنم و ياد ميكني از كساني كه ماهها و يا حتي سالها در اين سلولها سر كرده اند و قدمي عقب ننشسته اند . اينجا بيشترين كلمه اي كه ميشنوي قانون است ... تجمع غير قانوني .. تشكل غير قانوني .. قانون، قانون، قانون..هر وقت حرف ميزني اين كلمه مثل پتك بر سرت ميخورد .. حال آنكه زماني كه از در قانون وارد ميشوي در مقابلت كم مي آورند و خودشان را قانون ميدانند..فكر ميكني اگر مسئولين مملكتت اينقدر مقيد به قانونند پس چرا حال و روز سرزمينت اينگونه است.اينجا يك چيز را بيشتر از قبل به تو مي آموزد و آن حقانيت راهت و درستي آرمانت است .. اگر تا پيش از آمدن به اينجا ذره اي در راهي كه انتخاب كرده ايد شك داريد ، آمدن به اينجا شما را به يقين مي رساند كه راه را درست ميرويدو رسيدن به مقصود نزديك است.اينجا همه از صداقت وحشت دارند .. همه دروغ گويي را دوست داردند .. اگر به آنها دروغ بگويي، رفتارشان خوب است اما اگر با صداقت برخورد كني ، اگر بگويي من هستم ، من كردم آن وقت است كه چهره هايشان در هم مي شود و لحن كلامشان تغيير ميكند. اينجا همه براي يكديگر جان ميدهند .. اينجا همه براي هم ميميرند .. وقتي به اين مكان ميآيي مي فهمي كه چقدر يكديگر رادوست داريد كه چقدر به هم وابسته ايد.اينجا با علم بر اينكه به عهده گرفتن تمام تقصير ها مي تواند براي تو عواقب بدي داشته باشد ، همه را به جان ميخري و براي ديگران از خودت ميگذري.. هيچ كس حاضر به ماندن ديگري نيست .. هيچ كس حاضر به فروختن ديگري نيست .. اينجا همه با هم هستند .. پشت هم..وقتي حكم آزاديت را مي آورند تنها احساسي كه داري يك رنج طاقت فرساست ... نمي خواهم آزاد شوم ، در زندان ميمانم ، ما با هم آمديم همگي با هم از زندان خارج ميشويم... بعد به تو ميگويند كه قانون است ، بايد بروي.بعد از گذشت تمام اين روزها حالا لحظه اي كه حكم آزاديت صادر ميشود ، اشك در چشمانت حلقه ميزند .... چه آزادي درد آوري .. چه رنجي ميكشي ... وقتي از درب بزرگ اوين به تنهايي خارج ميشوي ، با اين انديشه كه ميداني هنوز همرزملانت در آن سلولهاي تنگ، در آن تنهاييهاي طاقت فرسا ، روزها را به شب ميرسانند و شب را صبح ميكنند ... بغض گلويت را مي فشارد .. خودت را كنترل ميكني اما نمي تواني .. بايد رهايش كرد .. عينكت را به چشم ميزني تا هيچ كس چشمان اشك آلودت را نبيند و گمان نكند از رنج زندان به ستوه آمده اي.وقتي اطرافيان دوره ات ميكنند و تو را در آغوش ميگيرند نمي تواني شاد باشي و شب را تا صبح با اين فكر كه الان دوستانت در آنجا چه ميكنند بيدار ميماني و خواب به چشمانت نمي آيد ..چه رنجي داد اين به اصطلاح " آزادي"بيرون كه مي آيي بيشتر دلت ميگيرد از خاموشي ديگران ، از بي تفاوتيشان ... اما باز به خود نهيب ميزني كه خيالي نيست ! آنها كه نيستند ، خوابيده اند و البته عده اي هم خودشان را به خواب زده اند.حالا وقتي در خيابان راه ميروي .. صفهاي اتوبوس .. تاكسي ، با خودت ميگويي كدام يك از اين مردم ميدانند كه تو از كجا مي آيي؟كدام يك ازآنها ميدانند كه در اين مدت چه بر سر تو و دوستانت آمده است؟براي كدام يك از آنها مهم است؟ مردمي كه حتي حاضر نشدند درب پنجره هايشان را باز كنند و ببينند كه تجمع ما در مقابل سازمان ملل به چه دليل است... مردمي كه با مشاهده دستگيري ما رويشان را بر ميگرداندند تا نكند چيزي ببينند كه برايشان خطرناك باشد .. با خودت ميگويي چرا اين مردم اينقدر بي غيرت شده اند؟بعد باز هم چشمانت را روي هم ميگذاري و فكر ميكني كه عيبي ندارد ، تو به راهي كه ايمان آورده اي ادامه ميدهي واين تنها چيزي است كه از زندان با خودت آورده ايزير لب ميگويي ادامه ميدهم به هر قيمتي، به هر بهايي--/از وبلاگ آزادي زن/&lt;br /&gt;  منبع خبر:  روزنامه&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109596648699986498?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596648699986498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596648699986498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/271383-209.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109596638076808067</id><published>2004-09-23T22:35:00.000+03:30</published><updated>2004-09-23T22:36:20.770+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;گفتگوی خليل بهراميان وکيل دادگستری با دستگير شدگان مقابل سازمان ملل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه وضع نامعلوم بازداشت و روند قانونی برای تعدادی از زندانيان سياسی اخير رژيم جمهوری اسلامی، آقای خليل بهراميان وکيل دادگستری، در گفتگويی با بهروز عباسی از بخش فارسی صدای آمريکا وضعيت نامعلوم اين زندانيان را مورد بررسی قرار می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.voanews.com/mediastore/abbassi21sept04.ram"&gt;به اين گفتگو توجه فرمائيد &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109596638076808067?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596638076808067'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596638076808067'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post_109596638076808067.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109596625507229908</id><published>2004-09-23T22:29:00.000+03:30</published><updated>2004-09-23T22:34:15.073+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;بازداشت آقای سيد محمود طباطبائی قمی فرزند آيت اله حاج سيد حسن طباطبائی،&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظر به خبر بازداشت آقای سيد محمود طباطبائی قمی فرزند آيت اله حاج سيد حسن طباطبائی، بعد از بازگشت به ايران، آقای حسن موسوی يکی از بستگان نزديک ايشان در گفتگوئی با بهروز عباسی از بخش فازسی ماجرا را تشريح می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.voanews.com/mediastore/abbassi_ghomi22sep04.ram"&gt;به اين گفتگو توجه فرمائيد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109596625507229908?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596625507229908'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109596625507229908'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post_109596625507229908.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109579484986996405</id><published>2004-09-21T22:56:00.000+03:30</published><updated>2004-09-21T22:57:29.870+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;حكمى كه انكار شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرق: «احمدرضا شيرى» روزنامه نگار يكى از نشريات مشهد ديروز اعلام كرد دادگاه انقلاب شعبه ۱۳ حكمى عليه وى صادر نكرده است. وى در تماس تلفنى با شرق گفت: روز شنبه براى باز پس گيرى تقاضاى تجديدنظر حكم ام به دادگاه انقلاب شعبه ۱۳ مراجعه كردم و مطلع شدم پرونده به شعبه ۷ ارجاع شده و در عين حال هيچ حكمى در پرونده من موجود نيست. شيرى افزود: اين در حالى است كه آقاى «اعرابى» منشى شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب روز دوشنبه ۱۶ شهريور در مقابل مشاور حقوقى و چند نفر از دوستان من، راى دادگاه كه بر مبناى آن به يك سال حبس تعليقى محكوم شده بودم را قرائت كرد و بنده نيز آن را امضا كرده و تقاضاى تجديدنظر كردم. وى خاطرنشان كرد: پس از مراجعه من براى بازپس گيرى تقاضاى تجديدنظر، مسئولان دادگاه اعلام كردند پرونده من هنوز باز است و حكمى صادر نشده است.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109579484986996405?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109579484986996405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109579484986996405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/09/blog-post_21.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109269597296023104</id><published>2004-08-17T03:09:00.000+04:30</published><updated>2004-08-17T03:09:32.960+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;وضعيت "طبرزدى" و دلايل اعتصاب غذاى وى؛ گفتگوي دويچه وله با وکيل و پسر حشمت طبرزدي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دويچه وله: زندانى سياسى، حشمت اله طبرزدى در اعتراض به بلاتكليفى خود دست به اعتصاب غذا در اوين زده است. طبرزدى در بند كارگرى اوين به سر ميبرد و از ساير زندانيان سياسى جداست. آقايان دكتر طاهرى و دكتر بهمنش وكلاى مدافع و على طبرزدى يكى از پسران ايشان به پرسش هاى دويچه وله در مورد پرونده و موقعيت آقاى حشمت اله طبرزدى پاسخ داده اند. گفت و گو: مهيندخت مصباحدويچه وله: آقاى طاهرى، روند پيگيرى پرونده آقاى طبرزدى تا به حال چگونه بوده است؟ناصر طاهرى: آقاى طبرزدى تقريبا حدود ۵ سال است كه در بازداشت به سر مى برد. قرارى كه براى ايشان صادر شده، وثيقه اى ست به مبلغ ۵۰ ميليون تومان كه همچنان تا اين لحظه ادامه پيدا كرده است. در حالى كه به نظر من كسى كه چند سال در بازداشت به سر مى برد، به طور قطع بايد قرارش سبك تر شود. مادر ايشان به من گفت ما با وجود اين، وثيقه را به دادگاه برده ايم اما موافقت نشد كه ايشان با قرار وثيقه آزاد شود. اين صحبتى بود كه هفته ى گذشته مادر و همسر آقاى طبرزدى با من در ميان گذاشتند كه با وجود بردن وثيقه به دادگاه و گويا دادگاه آن را نپذيرفته است. از چگونگى علت قبول نكردن آن ديگر اطلاعى ندارم.دويچه وله: مى توانيد از لحاظ حقوقى توضيح بدهيد كه چرا با وجود تعيين وثيقه باز زندانى در حبس باقى مى ماند؟ناصرطاهرى: به موجب قانون تشخيص وثيقه ى حاضره و اينكه ميزانش هم تطابق كامل با آن دارد يا نه با رييس دادگاه است. رييس دادگاه مى تواند وثيقه را بپذيرد يا نپذيرد و يا بنابر دلايل ديگرى با آن مخالفت ورزد. اما اينكه چطور شده وثيقه را به دادگاه برده اند و آقاى رييس دادگاه آن را نپذيرفته است، من تا اين لحظه از آن بى اطلاع هستم. چون اگر خود من وثيقه را به دادگاه مى بردم و درباره ى آن با من صحبتى مى شد، مى توانستم در جريان واقع شوم. ولى به دليل اينكه من در جريان آن نبوده ام، تا حدودى فهم مسئله را مشكل كرده است.دويچه وله: آيا شما نخواسته ايد به عنوان وكيل آقاى طبرزدى، اين موضوع را خودتان مستقيما از دادگاه و از قاضى دادگاه سوال كنيد؟ناصرطاهرى: بله. مى توان اين سوال را كرد و در آينده اين كار را هم خواهم كرد. شايد در هفته ى آينده، روزى با رييس دادگاه قرارى بگذارم و در اين مورد با او صحبت كنم. به خصوص اينكه ۴ الى ۵ سالى ست كه متهم بازداشت است، كه به نظر من بايد اين قرار وثيقه تبديل به قرار سبك ترى شود.دويچه وله: آقاى طاهرى، آيا موضوع درج مطالبى در پرونده ى آقاى طبرزدى كه تاكيد مى كند آقاى يونسى وزير اطلاعات دستور عدم آزادى ايشان را صادر كرده و حتا خواستار درنظرگرفتن مجازات سنگين براى او شده است، صحت دارد؟ آيا شما با مطالعه ى اين پرونده به اين موضوع برخورد كرده ايد؟ناصر طاهرى: تا آنجايى كه من با خواندن تمامى پرونده اطلاع دارم، چنين موضوعى كه آقاى وزير اطلاعات دستور به عدم آزادى ايشان داده باشند، وجود ندارد. به خصوص اينكه مسئله ارتباطى هم با وزير اطلاعات ندارد. وقتى پرونده در دادگسترى به خصوص در دادگاه انقلاب، مطرح شود، ظاهرا از دست وزارت اطلاعات خارج است. خود قاضى دادگاه است كه بايد راجع به اين موضوع تصميم بگيرد. در هرحال من به چنين چيزى در پرونده برخورد نكردم.دويچه وله: آيا شما اصولا با موكلتان ملاقات داريد؟ناصر طاهرى: بله. ۶، ۵ بار تا به حال با ايشان ملاقات داشته ام.دويچه وله: از جريان اعتصاب غذاى ايشان مطلع بوديد؟ناصر طاهرى: نخير، مطلع نبودم. خود ايشان از زندان به من تلفن زدند و گفتند، كه مدت ۸ روزى ست كه من دست به اعتصاب غذا زده ام، و ما هم از طريق خبرگزاريها و روزنامه ها متوجه اين موضوع شديم. الان دو هفته است كه اين اعتصاب همچنان ادامه دارد و خبرى از اين كه اعتصاب غذا شكسته شده باشد، هنوز به من نرسيده است.دويچه وله: ايشان به شما توضيح داده اند كه هدف يا انگيزه شان از اين اعتصاب غذا چيست؟ناصر طاهرى: هدف ايشان از اعتصاب غذا به خاطر تعيين تكليف شان است كه به نظر من متهمى كه ۵، ۴ سالى ست كه در زندان است، بايد سريع تر به پرونده اش رسيدگى شود و به دادگاه برود و يا با قرار ديگرى آزادش كنند. موكل من بلاتكليف است و همچنان در زندان مانده است.دويچه وله: شما بعد از مراحلى كه اين پرونده طى كرده ، موضوع نپذيرفتن وثيقه و بلاتكليف بودن آقاى طبرزدى، به عنوان وكيل ايشان قصد انجام چه اقدامى را داريد و اصولا از لحاظ قانونى چه ميتوان كرد؟ناصر طاهرى: آقاى بهمنش وكيل اول آقاى طبرزدى به رييس دادگاه رجوع كرده اند تا با ايشان صحبت كنند و ظاهرا موفق نشده اند. هفته ى آينده در يكى از اين روزها من قرارى خواهم گذاشت و شخصا با آقاى رييس دادگاه در اين زمينه صحبت خواهم كرد. چون حدود يك ماه قبل كه روز تشكيل دادگاه ايشان بود، من به دادگاه رفتم. رياست دادگاه در مرخصى به سر مى بردند و به همين خاطر محاكمه ى ما عملى نشد. از آن زمان تا كنون اخطار جديدى هم براى ما ارسال نگشته است تا ما بدانيم چه زمانى بايد آقاى طبرزدى محاكمه شوند.دكتر بهمنش، وكيل حشمت اله طبرزدىدويچه وله: آقاى بهمنش، پرونده ى آقاى طبرزدى كه شما وكيل مدافع ايشان هستيد، در حال حاضر در چه مرحله اى ست؟دكتر بهمنش: از نظر قضايى مى گويم كه معتقدم شايد اولين جرم شناس باشم و خوشحالم كه پرونده را در اختيار من گذاشتند و من آن را خواندم. آنچه كه مسلم است اينست كه من زيربناى كلمه ى «جرم» را در تمام اوراق نيافتم. جرم اركان خاصى دارد. عمل، ترك عمل، كه با قصد و نيت و آن هم سوء نيت، خالى از عيب و علت، انجام گرفته باشد. مشاهده كنيد چقدر دقيق تعريف ميشود! من در اينجا به جز گزارش كارشناسان كه مربوط به اطلاعات يا خود وزير ميباشند، ديگر چيزى نديده ام.من بهمنش اعلام ميكنم در پرونده هيچ برگه اى كه از نظر قضايى ارزش داشته باشد، وجود ندارد . بنابراين ايشان از نظر امنيت در زندان هستند.على، فرزند حشمت اله طبرزدىدويچه وله: شما تا كنون براى رسيدگى به وضع پدرتان چه تلاشهايى كرده ايد و اين تلاشها به چه نتايجى رسيده است؟على طبرزدى: هر تلاشى توانسته ايم كرديم. بارها به دادسرا رفته ايم. قبل از اعتصاب غذا، به طور مداوم به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب مراجعه كرديم. متاسفانه شعبه تصميم گيرنده نيست و قوه قضاييه هم مستقل نيست. در اين ارگان اعمال نفوذ مى شود. براى همين هم تاكنون ما را سردوانده اند. احتمال دارد در چند روز آينده ما، چنانكه ايشان در بلاتكليفى بمانند، مقابل سازمان ملل به همراه با خانواده و دوستان ايشان تحصن كنيم.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109269597296023104?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269597296023104'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269597296023104'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109269597296023104.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109269591464050594</id><published>2004-08-17T03:08:00.000+04:30</published><updated>2004-08-17T03:08:34.640+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;چند خبر کوتاه در مورد وضعيت چند زنداني سياسي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;به گزارش سايت رويداد «خليل بهراميان» وكيل «عليرضا جباري» عضو كانون نويسندگان ايران پس از ملاقات با جباري كه در مرخصي به سر مي‌برد، از بيماري قلبي و عروقي و ناراحتي عصبي شديد در او خبر داد.بهراميان به «رويداد» گفت:« به دليل انعكاس خبري وضعيت نامساعد جباري در زندان رجايي شهر، رئيس مجتمع قضايي فرودگاه تحت فشارهاي داخلي و بين‌‌المللي مجبور به اعطاي مرخصي دوهفته‌اي به وي شد.»وي با تأكيد بر اينكه مدت محكوميت جباري به پايان رسيده است، تصريح كرد:«صابري ظفرقندي رئيس مجتمع قضايي فرودگاه در مورد محكوميت عليرضا جباري بنابر سليقه شخصي عمل مي‌كند و علي‌رغم اينكه دوران محكوميت اين فعال سياسي به پايان رسيده 5 ماه است كه در زندان به سر مي‌برد.»------------------يك منبع آگاه روز دوشنبه 26 مردادماه به خبرنگار «رويداد» اطلاع داد كه تعداد زيادي از فعالان سياسي و دانشجويي درزندان رجايي شهر كرج به سر مي‌برند. به گفته اين منبع اين زندانيان در كنار زندانيان عادي نگهداري مي‌شوند و وضعيت نامساعدي دارند. از اسامي اين زندانيان هنوز اطلاعي در دست نيست.توضيح روزنامه: اسامي زندانيان ذکر شده در گزارش رويداد از اين قرار است:امير حشمت ساران، محکوم به 8 سال زنداناسد شقاقينصرت‌الله بياتسعيد اماميان (از يک گروه آزاديخواه در کرج به نام جبهه اتحاد ملي)وافشين باايماني(عضو سازمان مجاهدين خلق)وعلي رضا جباري(عضو کانون نويسندگان ايران)؛ "در مرخصي"و...&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109269591464050594?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269591464050594'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269591464050594'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109269591464050594.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109269585964024709</id><published>2004-08-17T03:07:00.000+04:30</published><updated>2004-08-17T03:07:39.640+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;چند نامه به طبرزدي براي پايان بخشيدن به اعتصاب غذايش در زندان &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;چند گزارش رسيده به "روزنامه:همرزم مقاوم و مبارز آقای حشمت الله طبرزدی دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران،از طرف همرزمان تشکیلات برونمرزی جبهه دمکراتیک ایران و همچنین از طرف تعدادی ازیاران و شخصیتهای سیاسی ایرانی مقیم خارج از کشور، ضمن ستایش از ایستادگی و شجاعت سیاسی- مبارزاتی شما، تقاضا داریم که هرچه زودتر به اعتصاب غذای خود در زندان خاتمه دهید.همانطور که آگاهی دارید تعدادی از حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر ومبارزین سیاسی داخل کشورنیز این درخواست را مطرح کرده اند و همگی براین باوریم که صدای اعتراض شما درباره عملکرد های ضد بشری و ضد دمکراتیک دستگاه قضائی کشور در سطح جامعه و در برون مرز انعکاس یافته است و بنابراین ضرورت دارد که مبارزه علیه حکومت جهل و ترور را با شیو ه های دیگری ادامه بدهیم و برای این منظور حفظ سلامت انسانهای مبارز و شجاع نظیر شما دارای اهمیت فراوان میباشد تا بتوانیم بابرنامه ریزی دراز مدت تری ، مشترکا به عمر حکومت ارتجاعی و دیکتاتوری حاکم خاتمه بخشیم.مطمئن باشید که که با استمرار مبارزه خود شرایطی فراهم خواهیم کرد که همه زندانیان سیاسی آزاد شوند و به دیکتاتور ها نیز اطمینان میدهیم که بزودی از اریکه قدرت برکنار خواهند شد و ایران هرگز نخواهد مرد. بادرود و احتراماز طرف تشکیلات برونمرزی جبهه دمکراتیک ایران و تعدادی از یاران سیاسی در برونمرزد کتر حسن ماسالی-----------------------------درخواست جمعی از یاران مهندس طبرزدی برای پایان اعتصاب غذا جناب آقاي مهندس طبرزدي دورد بر شما،از زماني كه اعتصاب غذاي شما در زندان اوين آغاز شده همراهان شما و اعضاي جبهه دمكراتيك ايران ضمن اينكه از به خطر افتادن سلامتي تان در عذاب هستند اما تلاش كرده اند تا با شما همراه و آماده كمك هاي سياسي و معنوي شوند، هيچ درخواستي از جنابعالي براي شكستن اعتصاب غذا نداشته اند اما اينك كه آقاي دكتر حسين باقرزاده فعال سياسي در خارج از كشور، با اعلام نگراني از به خطر افتادن سلامتي تان ، درخواست پايان دادن به اعتصاب غذا را مطرح نمود و امروز نيز انجمن دفاع از زندانيان در ايران به مسئوليت عماد الدين باقي و كانون مدافعان حقوق بشر ( خانم شيرين عبادي ، محمد شريف، محمد علي دادخواه ، سيف زاده, عبدالفتاح سلطاني, مجيد پور استاد ) چنين درخواستي را مطرح مي نمايند ما نيز ناچاريم از شما تقاضا كنيم به اعتصاب غذاي خود كه به بيستمين روز خود نزديك مي شود پايان دهيد. چرا كه شايد با اعتصاب غذاي طولاني مدت كه به مرگ حتمي منجر مي شود به رژيم ضربه سختي وارد شود. اما قطعا سلامتي شما و وجود شما بيش از اينها براي مبارزات آزاديخواهانه لازم است.با اين حال ما اعتراضات خود را مبني بر همراهي با خواسته هاي شما و ساير مبارزان دربند پيگيري خواهيم كرد.پيروز و پايدار باشيدحسن زارع زاده اردشير ، سخنگو و مسئول تشكيلات جبهه دمكراتيك ايرانبينا داراب زند ، دبير واحد فرهنگي جبهه دمكراتيك ايران بهروز جاويد تهراني عضو مركزيت جبهه متحد دانشجوئيحسين هراتي نژاد نماينده جبهه دمكراتيك ايران در هلندبه نمايندگي از تعدادي اعضاي جبهه دمكراتيك ايران و جبهه متحد دانشجوئي83/5/25--------------------------------نامه "حسين باقرزاده" درباره اعتصاب غذاي حشمت طبرزدي:دوستان عزیز،خبر وخامت حال آقای طبرزدی بسیار نگران کننده است. آقای طبرزدی البته خواسته های کاملا منطقی و انسانی دارند و ختی از نظر قانونی نیز (علارغم قوانین ظالمانه و ضد دموکراتیک جمهوری اسلامی) به ایشان زیاد ستم وارد شده است. ولی باید پذیرفت که تنها در حال حیات می توان به مبارزه ادامه داد، و تا آنجا که ممکن است باید از فدا کردن داوطلبانه جان در هر شرایطی اجتناب کرد.از این رو من به سهم خودم از شما تقاضا می کنم به هر نحو که ممکن است این پیام را به آقای طبرزدی برسانید و از ایشان بخواهید بدون تاخیر به اعتصاب غذای خود پایان دهند و حیات و انرژی خود را برای ادامه مبارزه ای که همه ما در آن درگیر هستیم حفظ کنند. ما برای آزادی و دموکراسی و حقوق بشر راه درازی در پیش داریم و برای مبارزه در این راه به همه نیروهای آزادی خواه نیازمندیم و بسیار حیف است اگر شخصیت مبارزی مانند آقای طبرزدی را از دست بدهیم.حسین باقر زاده&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109269585964024709?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269585964024709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269585964024709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109269585964024709.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109269578016857466</id><published>2004-08-17T03:05:00.000+04:30</published><updated>2004-08-17T03:06:20.166+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;حسن زارع زاده مي گويد خواسته آقاي طبرزدي آزادي بي قيد و شرط از زندان است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شهران طبري (راديو فردا): به دنبال درخواست انجمن دفاع از حقوق زندانيان، کانون مدافعان حقوق بشر و جمعي از وکلا حشمت الله طبرزدي، دبير کل زنداني جبهه دموکراتيک ايران اعلام کرد در صورت رسيدن به خواستهايش در روزهاي آينده به اعتصاب غذاي خود پايان مي دهد.جمعي از خانواده هاي زندانيان سياسي و فعالان حقوق بشر نيز قصد دارند فردا سه شنبه براي آزادي تمام زندانيان سياسي در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران تجمعي اعتراضي برگزار کنند. فرين عاصمي گفتگويي دارد با حسن زارع زاده، دبير تشکيلات جبهه دموکراتيک ايران درباره بيستمين روز اعتصاب غذاي حشمت الله طبرزدي.حسن زارع زاده (دبير تشکيلات جبهه دموکراتيک ايران): اعتصاب آقاي مهندس طبرزدي به پايان نرسيده و تنها اعلام شده از طرف خانم ايشان که ايشان بر اساس درخواستي که برخي دوستان و فعالان حقوق بشر از جمله کانون مدافعان حقوق بشر و انجمن دفاع از زندانيان و همينطور آقاي باغي در راس اين انجمن و وکلاي مدافع محترم خانم شيرين عبادي، محمد شريف، آقاي سيف زاده، آقاي سلطاني، آقاي دادخواه و ساير دوستان در کانون مدافعان حقوق بشر و همينطور آقاي دکتر باقرزاده در خارج از کشور و چند نفر از فعالان جبهه دموکراتيک در داخل کشور و همينطور از يکي از جريانهاي فعال در داخل جبهه اتحاد ملي اين درخواست شده بود، ايشان تنها اعلام کردند که به اين درخواستها احترام مي گذارند و بر اساس اين درخواست و همينطور مذاکراتي که با نماينده وزارت اطلاعات داشتند، بررسي خواهند کرد، اگر چنانچه به خواسته خودشان برسند، قطعا در روزهاي آينده به اعتصابشان در قالب اطلاعيه اي رسمي اعلام خواهند کرد که پايان دادند. اما اگر به خواسته خودشان نرسند، قطعا اعتصاب غذاي خودشان را پاياين نخواهند داد و تحصني هم که در روز سه شنبه برگزار خواهد شد و اعلام شده از طرف جبهه دموکراتيک ايران و همينطور خانواده هاي زندانيان سياسي و چند تن از فعالان به قوت خودش باقي است. فرين عاصمي (راديو فردا): خواسته آقاي طبرزدي چيست؟ مثل اين که به ايشان گفتند وعده آزادي دادند. خواسته ديگري هم دارند؟ حسن زارع زاده: خواسته ايشان آزادي بي قيد و شرط از زندان است و حتي اعلام کردند که به نمايندگان دادگاه و وزارت اطلاعات که حاضر نيستند وثيقه اي بپردازند و ظاهرا در صحبتهايي که شده به ايشان قول مثبت دادند که پيگيري کنند و اين را خانم ايشان هم تاييد کردند. همينطور ايشان در مکالماتي که با ما داشتند از زندان، در اين تماسهاي تلفني به ما گفتند که درواقع با اين کار خواستند به نوعي همراهي کنند با خواسته هاي زندانيان سياسي و يک نوعي همبستگي نشان بدهند با اين کار خودشان. ف . ع : الان وضعيت جسماني آقاي طبرزدي به چه صورتي است؟ حسن زارع زاده: در شرايط خوبي نيست. ايشان الان حدود 20 روز است که در اعتصاب غذا هستند، لرزش صدا، ضعف شديد جسماني کاملا به ايشان فشار آورده و الان ديگر به سختي راه مي روند، سعي مي کنند حتي ديگر تماس تلفني هم برقرار نکنند به خاطر اين که فشارها بيشتر نشود و بيشتر سعي مي کنند که در داخل اتاق استراحت کنند تا اين که به کارهاي ديگر بپردازند و حتي سعي مي کنند ديگر مطالعه هم نکنند که فشارهاي جسمانيشان بيشتر نشود. ف . ع : آقاي زارع زاده قرار بود که گروهي از خانواده هاي زندانيان سياسي و اعضاي جبهه دموکراتيک و مردم در مقابل سازمان ملل جمع بشوند فردا سه شنبه. چه شد؟ آيا تجمع برگزار مي شود؟ حسن زارع زاده: آن تجمع برگزار خواهد شد، ما بعد از ظهر جلوي دفتر سازمان ملل در تهران جمع خواهيم شد، تعدادي از خانواده هاي زندانيان سياسي هم قول دادند که در اين مراسم حضور پيدا کنند، البته تحصن ديگري را هم ما اعلام کرده بوديم از طرف جبهه دموکراتيک براي روز پنجشنبه که آن را هم تغيير داديم و قرار شد که به صورت مشترک اين تحصن در روز سه شنبه برگزار شود و آقاي طبرزدي هنوز اعلام نکردند که اعتصاب غذاي خودشان را پايان مي دهند و به همين خاطر در ارتباط با ايشان هم بايد بگويم که اين تحصن برگزار خواهد شد و اين تحصن از طرف هم جبهه دموکراتيک و هم خانواده زندانيان سياسي است.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109269578016857466?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269578016857466'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269578016857466'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109269578016857466.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109269571942176564</id><published>2004-08-17T03:04:00.000+04:30</published><updated>2004-08-17T03:05:19.423+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;جبهه دمکراتيک" خبر "رويداد" در مورد پايان اعتصاب غذاي طبرزدي را کذب دانست &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;روزنامه: در پي انتشار خبري مبني بر احتمال پايان بخشيدن حشمت الله طبرزدي به اعتصاب غذاي نامحدود خود در زندان از سوي سايت رويداد؛ نزديک به اصلاح طلبان حکومتي، پايگاه خبري جبهه دمکراتيک ايران، امروز اين خبر را تکذيب کرد.اين پايگاه خبري اينترنتي در اين خصوص نوشت: «مصاحبه "رويداد" کذب محض است و بيانگر اين حقيقت که همواره جناح "اصلاح طلب" حکومت مطلقه از هراس چيرگي خط مشي دمکراتيک دست به اقدامات ضد اطلاعاتي زده است.»خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران در ادامه به نقل از يک منبع آگاه نوشت: «اين اولين بار نيست که جناح اطلاعاتي "اصلاح طلبان" حکومتي براي دامن زدن به شايعات ضد اطلاعاتي خودعليه نيروهاي دمکرات و بخصوص مهندس طبرزدي از کانالهاي هاي تبليغاتي "اصلاح طلبان"حکومتي استفاده کرده است. و اين اعمال بيانگر اين حقيقت است که همواره جناح "اصلاح طلب " حکومت مطلقه از هراس چيرگي خط مشي دمکراتيک دست به چنين اقداماتي زده است.»اين منبع آگاه جبهه دمکراتيک افزوده است: «حکومت ميداند که با گذشت هر روز وضع جسماني مهندس طبرزدي به شرايط بحراني تر رسيده و مطمئن گشته است که مهندس خود را آماده هر سرنوشتي کرده است. از طرف ديگر کاملاً عيان است که در صورت وارد آمدن آسيبي به سلامتي ايشان با عکس العملهاي شديد و حتي افراطي نيروهاي دمکرات روبرو خواهد گشت که در شرايط کنوني داخلي ، منطقه اي و جهاني توانايي پرداخت هزينه هاي متعاقب آن را ندارد. پس خود را مجبور به عقب نشيني مي بيند. به احتمال قوي اين شايعه براي استتار اين عقب نشيني به کار گرفته شده است.»به گفته جبهه دمکراتيک ايران، در آخرين تماس تلفني طبرزدي در ظهر جمعه، وي احتمال ميداد که بعلت دشواريهاي ناشي از چيرگي ضعف جسماني ديگر قادر به استفاده از تلفن زندان نباشد. به نوشته سايت خبري جبهه دمکراتيک ايران، حشمت الله طبرزدي در اين مکالمه تأکيد کرده است؛ تنها زماني اعتصاب خود را خواهند شکست که آزادي بدون قيد و شرط ايشان تضمين شده باشد.اين سامانه خبري همچنين نوشت: «اگر خبر "رويداد" صحت داشت، پس مهندس طبرزدي در شرايطي است که ميتوانست خودش با تماس با همرزمانش خبر شکستن اعتصاب غدايش را اعلام کند. اما طبق آخرين دستورالعمل ها تا شخص ايشان در شرايط تماس با همرزمانش قرار نگيرد، کليه فعاليت هاي اعلام شده و نشده طبق برنامه ريزي پيش خواهد رفت.»&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109269571942176564?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269571942176564'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269571942176564'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109269571942176564.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109269566553359860</id><published>2004-08-17T03:03:00.000+04:30</published><updated>2004-08-17T03:04:25.533+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;احتمالا: مسعود ثاني، دانشجوي دانشگاه مازندران بازداشت شده است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه: روزنتِ "روزنامه"، امروز از طريق ايميل اين پيام را دريافت کرده است: «مسعود ثاني بازداشت شد»با توجه به اينکه مسعود ثانی، دانشجوی دانشگاه مازندراني که با کینه جویی های شخصی مسئولین این دانشگاه به اخراج محکوم گشته، قرار بود در هفته جاري در مقابل وزارت علوم دست به اعتصاب غذای نامحدود بزند، نزديکان وي از احتمال بازداشت ايشان خبر داده اند.در قسمتی از نامه مسعود ثاني آمده بود: "با توجه به موارد مطرح شده در اين نامه و اتفاقات پيش‌آمده اينجانب با نااميدي از حل مسائل و مشكلات، با اجراي اقدام مدني در جهت احقاق حقوق مسلم و قانوني خويش،از شنبه 24 مرداد دست به تحصن همراه با اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد و تا روشن شدن وضعيت، اينگونه اعتراض خود را بيان می كنم."&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109269566553359860?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269566553359860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109269566553359860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_17.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109233435434394384</id><published>2004-08-12T22:42:00.000+04:30</published><updated>2004-08-12T22:42:34.343+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;&lt;strong&gt;مردم چشمم به خون آغشته شد در اينجا اين ظلم بر انسان کنند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مردم آزاده ايران&lt;br /&gt;همانطور که اطلاع داريد دوست و برادر عزيز ما در دانشگاه مازندران بخاطر فعاليتهای سياسي در انجمن اسلامي مورد غضب مسوولين اين دانشگاه قرار گرفته و پس از رنج و مشقتهايي که از سوی رياست دانشگاه و مسوولين کميته انضباطي بر وی تحميل شد و مدتها از حضور در دانشگاه منع گشت، حکم اخراج خود را دريافت نمود.&lt;br /&gt;ناکفته نباشد که دلايلي که در صدور حکم اخراج وی از دانشگاه ذکر شده کاملا بي پايه و اساس بوده و در هيچ کجا چنين مواردی که در پرونده وی ذکر شده حتي جرم نيز نمي باشد، چه رسد به آنکه مجازاتي همچون حکم اخراج را در پي داشته باشد.&lt;br /&gt;از آنجايي که بيگناهي مسعود ثاني و مظلوم واقع شدن وی بر همگان روشن است و يقين مي دانيم ايشان مورد کينه های شخصي بدليل فعاليتهای سياسي قرار گرفته، ما امضا کنندگان اين بيانيه، ضمن اعلام همبستگي با مسعود ثاني دانشجوي دانشگاه مازندران، و تحصن وی در وزارت علوم در جهت احقاق حقوق از دست رفته خويش، حمايت بيدريغ خود را از اين دانشجوي ستمديده اعلام ميداريم و به کليه مسئولان وزارت علوم هشدار ميدهيم که اين کار شما تنها باعث فاصله گرفتن آنها از دانشجويان و اين قشر فرهيخته ميگردد و عواقب آن به خود ايشان باز ميگردد و خواستار لغو کامل احکام صادره در مورد اين دانشجو و پايان دادن با برخوردهای صورت گرفته با دانشجويان کشور مي باشيم.&lt;br /&gt;در پايان اعلام ميداريم هرگز اين سخن معلممان (دکتر محمد مصدق)که مي فرمايد:"چه زنده باشم و چه نباشم،اميدوارم و بلکه يقين دارم که اين آتش آزادي خواهي خاموش نخواهد شد و مردان بيدار کشور اين مبارزه با استبداد را آنقدر ادامه ميدهند تا به نتيجه برسد."فراموش نخواهيم کرد.&lt;br /&gt;کاظم حسين زاده&lt;br /&gt;حسين جواهرچي&lt;br /&gt;داود قانع&lt;br /&gt;بهروز جاويد تهراني&lt;br /&gt;سيامک پارسا&lt;br /&gt;حسن فيصري&lt;br /&gt;کيوان رفيعي&lt;br /&gt;حسين هراتي نژاد&lt;br /&gt;کميته رفراندوم آزاد ايران&lt;br /&gt;پيروز براتي&lt;br /&gt;محمدجواد نصر&lt;br /&gt;علي دهقاني&lt;br /&gt;مسعود نوربخش&lt;br /&gt;رضا سرخوش&lt;br /&gt;سيد اميرمحمد آزادی ناييني&lt;br /&gt;حامد حسندوست&lt;br /&gt;نيما منظمي&lt;br /&gt;فرداد نيکومنش&lt;br /&gt;برای امضای اين بيانيه به آدرس &lt;a href="mailto:info@iutnews.com"&gt;info@iutnews.com&lt;/a&gt; ايميل ارسال داريد&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109233435434394384?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109233435434394384'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109233435434394384'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_12.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109214383207304766</id><published>2004-08-10T17:45:00.000+04:30</published><updated>2004-08-10T17:47:12.073+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;کشتن افراد در زندان تربت حيدريه , گناباد  و چند زندان ديگر در شهر هاي خراسان در ماههاي اخير&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;. طبق اخبار بدست آمده ار افراد ومنابع مختلف در زندان تربت حيدريه وگناباد ار توابع استان خراسان افراد را توسط سرنگ انسولين مي کشند با زدن مقداري انسولين در بدن فرد وي بعد ارمدتي با کاهش قند خون خودبخود وي بيهوش شده وبعد ارمدتي بدليل خارج شدن قند ونرسيدن قند به مغز و بدنش در حالت اغما مي ميرد اين عمل بيشتر در هنگام خواب بر روي افراد ناراضي انجام مي شود و با همکاري مسئول رندان و چند نفر از افراد کادر ودکتر زندان انجام مي شود وبيشتر&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109214383207304766?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109214383207304766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109214383207304766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109214383207304766.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109209476522211341</id><published>2004-08-10T04:05:00.000+04:30</published><updated>2004-08-10T04:09:25.223+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ما ز ياران چشـم ياري داشــتيم خود غلط بود آنچه مي‌پنداشتيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسمه تعاليما ز ياران چشـم ياري داشــتيم خود غلط بود آنچه مي‌پنداشتيماينجانب مسعود‌ثاني دانشجوي مهندسي برق دانشكده‌فني دانشگاه مازندران به شماره دانشجويي 795222116 در تاريخ 16/3/1383 كه با نوشتن نامه‌اي سرگشاده خطاب به رياست جمهوري به شرح وقايع ناخواسته پيش‌آمده براي خود تا تاريخ مذكور پرداخته و خواستار حل مشكلات و مسائل پيش آمده براي خود از جانب مديران ارشد دانشگاه مازندران و پيگيري ايشان شدم، لازم مي‌دانم مطالب زير را بيان كنم:1- احضارهاي متعدد به دلايل واهي توسط رياست دانشكده فني دكتر واثقي و مسئول حراست دانشكده آقاي قرباني و تهديد و ارعاب بنده.2- اينجانب پيرو حكم رياست دانشگاه مازندران به يك ماه اخراج از دانشگاه و خوابگاه محكوم شده‌ام. البته در آبان ماه 82 نيز چنين حكمي براي بنده صادر شده است.3- شكايت مديران دانشگاه مازندران و حراست دانشكده از بنده در شعبه دهم دادگاه عمومي بابل و بازجويي‌هاي متعدد در اطلاعات نيروي انتظامي بابل.4- پخش مطالبي كذب و خلاف واقع در دانشگاه و خوابگاه جهت القاء آن مطالب در اذهان دانشجويان، ارائه آن مطالب در دادگاه عليه اينجانب به عنوان موارد اتهامي.5- بازداشت اينجانب در بازداشتگاه اطلاعات نيروي انتظامي به صورت انفرادي در بازه زماني امتحانات پايان ترم.6- صدور حكم يك ترم تعليق بدون اشاره به اينكه كدام ترم قابل اجراست، توسط كميته انضباطي دانشجويان.7- جلوگيري از حضور در جلسه امتحانات توسط شخص رياست دانشكده فني آقاي دكتر جواد واثقي در هنگام برگزاري امتحانات در تاريخ 30/3/1383 و استناد به حكم اوليه كميته انضباطي كه شرح آن در پيوست اين نامه آمده‌است. البته اين مسأله به گفته خود ايشان و تأييد مدير گروه برق دانشكده(كه در پيوست آمده است.) به دستور رياست دانشگاه بوده است.با توجه به اينكه اينجانب تاكنون به نوشتن نامه‌هاي متعدد خطاب به مسئولين دانشگاه و دولت ( نامه به رياست دانشكده فني دانشگاه مازندران، نامه خطاب به معاونت دانشجويي وزارت علوم،تحقيقات و فناوري، دو نامه خطاب به رياست دانشگاه مازندران آقاي دكتر ميرنيا، نامه به رياست جمهوري، نامه خطاب به مدير گروه آموزشي برق دانشكده فني، نامه خطاب به معاونت آموزشي دانشكده فني كه همگي به پيوست اين نامه آمده است.) در جهت حل مشكلات به وجود آمده براي اينجانب از طرف مديران دولت، اقدام كرده‌ام. متاسفانه بايد بگويم تاكنون با توجه به سال پاسخگويي هيچگونه پاسخ روشني دريافت نكرده‌ام! ضمناً اينجانب حتي از حضور در دفتر رياست دانشگاه آقاي دكتر ميرنيا در تاريخ 17/5/1383 منع شده و از جانب ايشان اجازه ورود به بنده داده نشد!مديران دانشگاه مازندران در طول اين چهار سال دانشجويي علي‌الخصوص سال جاري با دادن حكم‌هاي متعدد به دلايل واهي، پرونده‌سازي، شكايت از بنده در دادگاه، به حالت تعليق درآوردن وضعيت تحصيلي اينجانب، نقض مكرر قوانين، نقض مفاد آيين نامه جهاني حقوق بشر، برخوردهاي ناشايست، ايجاد جنگ رواني، اقدامات ضد انساني و دور از شان و جايگاه دانشگاه، مصمم‌تر از پيش عزم خود را جزم كرده و شرايط را به گونه‌اي سوق‌مي‌دهندكه نيت شوم خود را كه اخراج اينجانب از دانشگاه است، عملي سازند تا به گفته خويش، « ما دانشجو بودن يا نبودن را تعيين مي‌كنيم! » جامه عمل بپوشانند.البته نگاهي به اتهامات مطروحه عليه اينجانب و وقايع پيش‌آمده شاهدي بر اين مدعاست. با توجه به موارد مطرح شده در اين نامه و اتفاقات پيش‌آمده اينجانب با نااميدي از حل مسائل و مشكلات، با اجراي اقدام مدني در جهت احقاق حقوق مسلم و قانوني خويش،از شنبه 24 مرداد دست به تحصن همراهبا اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد و تا روشن شدن وضعيت، اينگونه اعتراض خود را بيان می كنم. در صورت حل نشدن مسائل و عدم پاسخگويي مسئولان و مديران دولتي، &lt;span style="color:#33cc00;"&gt;اينجانب تحت اين شرايط، دليلي براي ادامه زندگي و حيات نمي‌بينم.بر سر آنم كه گر ز دست برآيد دست به كاري زنم كه غصه سرآيد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مسعود ثاني دانشجوي مهندسي برق دانشكده‌فني دانشگاه‌مازندران&lt;br /&gt;18/5/1383_&lt;br /&gt; دفتـر رياست جمـهوري_&lt;br /&gt; تمـامـي انسانـهاي آزاديـخواه_&lt;br /&gt; روزنامـه‌هاي كثـيرالانتـشار و خبـرگزاريـها و سايت‌هاي خبري_ و ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt;بسمه تعالي  &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt;عيب رندان مكن اي زاهد پاكيزه سرشت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt; كه گنـاه دگـران برتـو نخواهــند نوشـت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt; من اگر نيكم و گر بـد تو برو خود را باش&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt; هر كسـي آن درود عاقبت كار كـه كشت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; اينجانب مسعود ثاني دانشجوي مهندسي برق دانشكده فني دانشگاه مازندران به شماره دانشجويي795222116 درتاريخ 16 /3/ 1383 با نوشتن نامه‌اي سرگشاده به رياست‌ جمهوري به شرح وقايع ناخواسته پيش‌آمده براي خود پرداختم وخواستار پيگيري ايشان شدم؛ مطالبي كه در زير مي‌آيد وقايع پيش آمده براي اينجانب تا لحظه نوشتن اين نامه است :در تاريخ 4/3/1383 احضاريه اي از طرف اطلاعات نيروي انتظامي بابل مطابق دستورشعبه دهم دادگاه عمومي بابل دريافت كردم كه درآن موضوع احضار مشخص نشده بود. پس از دريافت احضاريه اينجانب به دفتر رياست دانشكده فني آقاي دكتر جواد واثقي رفتم كه متاسفانه با مخالفت ايشان اجازه ملاقات به اينجانب داده نشد! پس از آن نزد مسئول حراست دانشكده آقاي رضا علي قرباني رفته و دليل مساله را جويا شدم كه ايشان در پاسخ اشاره كرد: «تو برو خودشان به تو خواهند گفت!» و با پيش بيني احتمال بازداشتم، اشاره كرد: « حتماً وثيقه هم با خودت ببر!» ضمناً ايشان از ارائه اطلاعاتي در اين مورد خودداري كرد.اينجانب در تاريخ 6/3/1383 مطابق با احضاريه به اطلاعات نيروي انتظامي رفته و با كمال تعجب مشاهده كردم، بر خلاف گفته مسئول حراست شاكي بنده حراست دانشكده و دانشگاه مازندران است و اتهامات بنده:1- ويولن زدن با صداي بلند در اتاق خود در خوابگاه2- كراوات زدن در همايش برق و مسابقات كشوري رباتيك3- آتش زدن حراست دانشكده، البته بدون ارائه دليل و مدرك4- اتهاماتي از مطالب شب نامه پخش شده در سطح دانشگاه و خوابگاه ، اين شب نامه حاوي مطالب كذب و خلاف واقع بوده و قصد آن القاء مطالب در اذهان دانشجويان بوده است.مردمِ چشمم به خون آغشته شد در كجا اين ظلم بر انسان كننددر حين بازجويي توسط مامور اداره اطلاعات نيروي انتظامي شخصي حداقل دو مرتبه با مامور تماس تلفني داشت كه با توجه به صحبت هاي مامور با آن شخص كه به لهجه محلي! بود‌، مسئول حراست دانشكده از وضعيت پرونده و اينكه آيا بازداشت مي‌شوم يا نه، مي‌پرسيد! پس از اتمام بازجويي اينجانب با گذاشتن كارت دانشجويي آنجا را ترك كردم.مجدداً در تاريخ 13/3/1383 احضاريه اي دريافت كردم‌كه در آن اشاره شده بود، در تاريخ 17/3/ 1383 در اطلاعات نيروي انتظامي حضور يابم.اينجانب با توجه به برخوردهاي مسئولين دانشگاه علي الخصوص مسئولان حراست و نااميدي از حل مساله و احتمال بازداشتم، در تاريخ 16/3/1383 با نوشتن نامه‌اي سرگشاده و شرح ماوقع به رياست جمهوري خواستار پيگيري ايشان شدم.در تاريخ 17/3/1383 با حضور در اطلاعات نيروي انتظامي و حضور نماينده حقوقي دانشگاه به عنوان نماينده شاكي به شعبه دهم دادگاه عمومي بابل نزد قاضي رفتيم.نماينده حقوقي دانشگاه اشاره كرد كه متهم روز قبل از آتش سوزي با رياست دانشكده دكتر واثقي دست به يقه شده است!... ايشان در كميته انضباطي حضور نيافته است! اين در حالي‌است كه دكتر واثقي پس از آن صحت اين قضيه را به صورت كتبي با گزارش به اطلاعات نيروي انتظامي رد كرد و اينكه اينجانب حتي در كميته انضباطي نيز در تاريخ مقرر حضور پيداكردم. بيان اين جملات توسط نماينده حقوقي دانشگاه خود حكايت از پرونده سازي و ارائه مطالب كذب عليه بنده در دادگاه، به قصد انحراف افكار قاضي بوده است! در پايان جلسه دادگاه اينجانب به دستور قاضي 12 ساعت به صورت انفرادي در بازداشتگاه اطلاعات نيروي انتظامي بازداشت شده و پس از پايان آن با قرار وثيقه آزاد گشتم. فلك به مردمِ نادان دهد زمامِ مراد تو اهل فضلي و دانش، همين گناهت بس !در حين بازداشت، گويي مسئول حراست دانشكده آقاي رضا علي قرباني تعدادي از دوستان دانشجوي من را به دفتر خود احضار كرده و اشاره كرده است: «آقاي مسعود ثاني تا موقعي كه تعهد و امضا ندهد كه تحت امر من باشد، نخواهم گذاشت از بازداشت بيرون بيايد! ...» لازم به ذكر است در طول اين4 سال چندين مورد مسئول حراست دانشكده جناب آقاي قرباني به من پيشنهاد همكاري! داده است كه با پاسخ منفي من مواجه شده است. لازم به ذكر است فردي كه با گذاشتن وثيقه ضامن اينجانب شد مكرراً توسط مسئولان حراست تحت فشار قرار گرفته تا وثيقهء خود را بردارد! همچنين اينجانب به همراه ضامن به خاطر همين قضيه به نزد دكتر واثقي رياست دانشكده رفتم كه ايشان هم مكرراٌ خطاب به ضامن تقاضاي برداشتن وثيقه را داشت!... روز 4 شنبه 20/3/1383 طبق قرار دادگاه، پس از حضور در اطلاعات نيروي انتظامي به اتفاق پدرم در ساعت مقرر، نماينده حقوقي دانشگاه حضور نيافت! لازم به ذكر است اينجانب با اطلاع داشتن از قصد و نيت مسئولان دانشگاه- عدم حضور اينجانب در سر جلسه امتحانات- با نوشتن درخواستي، خطاب به رياست دادگستري بابل و قاضي محترم، تشكيل جلسات دادگاه در تاريخي پس از پايان امتحانات را تقاضاكردم، كه موافقت شد. پس از انعكاسِ نامه به رياست جمهوري در روزنامه ها و ... و مساعدت قاضي در مورد تشكيل جلسه دادگاه پس ازپايان امتحانات، عكس العمل مسئولان دانشگاه قرار زير است:در تاريخ 30/3/1383 كه اينجانب براي حضور در جلسه امتحان در دانشكده حضور پيدا كردم، رياست‌دانشكده آقاي دكترجواد واثقي با حضور در جلوي درب ورودي سالن امتحانات شخصاً ! از ورود اينجانب به جلسه جلوگيري كرد. اينجانب در نهايت به سالن امتحانات وارد شدم. لحظاتي از شروع امتحان مي‌گذشت كه مجدداً رئيس دانشكده آقاي دكتر واثقي به همراه نگهبان دانشكده در جلسه حضور پيدا كرد و با لحنِ تندي خطاب به من گفت:« پا شو برو بيرون ! تو از نظر ما اخراجي ! حق امتحان دادن نداري !» و به نگهبان دانشكده اشاره كرد: « او را بزنيد ! و بيرون بياندازيد ! ... »دكتر واثقي گفت: «رياست‌دانشگاه دكتر ميرنيا ديشب با من تماس گرفته» وگفته است:« از حضور تو در جلسه امتحان جلوگيري كنيم، اگر بيرون نروي با پليس 110 تماس بگيريم !» و اشاره كرد :« امتحان دادن تو فايده‌اي ندارد ، ما با استاد تماس مي‌گيريم و به او مي گوييم به تو صفر دهد ! حكم تعليق ترم تو توسط كميته انضباطي صادر شده است ! » دكتر واثقي خطاب به مسئولان برگزاري امتحان گفت: «ليست حضور غياب را بياوريد و با خط كشيدن بر روي نام بنده در ليست»، جلوي آن همراه با خواندن بلند، نوشت:« اخراجي !... » ضمناً آقاي رضا علي قرباني مسئول حراست دانشكده نيز در جلسه حضور داشت.البته اين رفتار از مسئولان دانشگاه دور از ذهن نبود چرا كه به قول شاعر:در تنگـناي حيرتم از نخـوتِ رقـيب يا رب مبـاد آنكه گـدا معتـبر شودنكته جالب توجه اينكه حكم كميته انضباطي، حكم اوليه به تاريخ 26/3/1383 ، قابل تجديد نظر، مبهم(اشاره اي به اينكه تعليق در كدام ترم قابل اجراست، نشده است.)، و حتي رئيس بدوي كميته انضباطي آقاي دكتر عليرضا خصالي كه مسئوليت مـعاونت دانشـجويي دانشگـاه را هم عهده‌دار است از آوردن نام خود در زير امـضا خودداري كرده است ! ضمناً اشاره اينجانب به اينكه حكم تعليق، حكم اوليه است و قابل تجديد نظر، هيچ فايده اي نداشت.لازم به ذكر است اينجانب تجديدنظر در حكم را تقاضا كرده و پس از حضور در كميته انضباطي و پرسش از آقاي لونَجي دبير كميته انضباطي در مورد عدم اشاره به اينكه حكم در چه ترمي قابل اجراست؟ كه ايشان در پاسخ اشاره كرد : «تاريخ اجراي آن ترم بـعد است ! … »و در جواب گفته من، برخورد آقاي دكتر واثقي(كه در بالا به آن اشاره شد) گفته شد: « اين مساله مهمي نيست، آقاي دكتر واثقي شوخـي كرده است ! » پس از حضور در جلسه بعدي دادگاه مشاهده كردم كه قاضي مامور رسيدگي به پرونده تغيير يافته است. پس از پاسخ به سوالات قاضي پورسليم و شرح ماجرا توسط بنده، نماينده حقوقي دانشگاه آقاي اسماعيلي اشاره كرد: «متهم بايد شهود خود را بياورد و بي گناهي خود را ثابت كند ! »، كه قاضي پورسليم در جواب وي با صراحت اشاره كرد:« شما بايد دليل و دلايل براي اثبات مجرم بودن متهم ارائه دهيد، نه متهم شواهد و دليلي براي اثبات بي گناهي خود، اصل بر برائت است.» وي با اشاره به اتهامات، ويولن زدن و كراوات زدن را جرم ندانسته و اشاره كرد:« اشخاص حرمت دارند و نمي شود با اتهامات واهي حيثيت افراد را به بازي گرفت... ما معتقد به حوزه خصوصي براي افراد هستيم... ، هدف قوه قضاييه پيشگيري از وقوع جرم است و...» در پايان جلسه آقاي رضاعلي قرباني مسئول حراست دانشكده فني به دستور قاضي براي ارائه توضيحات به دادگاه احضار شد.لازم به ذكر است در جلسه بعدي دادگاه در تاريخ 16/ 4/1383 نماينده حقوقي دانشگاه و همچنين آقاي قرباني كه به دستور قاضي احضار شده بود، حاضر نشدند !.در تاريخ 22/4/1383 حكم قاضي دادگستري(ابوالفضل پورسليم) صادر شد. در اين حكم آمده است: 1- اعلام وقوع آتش سوزي اتاق حراست دانشكده فني بابل بدون شناسايي مرتكب و منتسب به شخص متهم ياد شده و شخص خاصي نمي باشد.2- اعلام مظنونيت آقاي قرباني عليه متهم فاقد دليل اثباتي است.3- نماينده حقوقي دانشگاه براي اثبات اتهام مطروحه عليه متهم دليل اثباتي ارائه نداده است.4- شهادت گواهان دانشجو در خوابگاه مويد حسن اخلاق متهم مي باشد.5- تحقيقات به عمل آمده و گواهي اشخاص نگهبان خوابگاه و دانشكده فني بابل پيوست در پرونده، دلالت بر حسن اخلاق متهم دارد.لذا دادگاه بنا به جميع جهات ياد شده و حاكميت اصل برائت مستنداً به اصل سي و هفتم قانون اساسي و بند الف ماده 177 قانون آئين دادرسي كيفري راي برائت آقاي مسعود ثاني را صادر مي‌نمايد.تو با خداي خود انداز كار و دل خوش دار كه رحم اگر نكند مدعي خدا بكندحكم قاضي شعبه دهم دادگاه عمومي بابل در حالي صادر مي شود كه اينجانب با همين اتهامات به حكم رياست دانشگاه دكتر ميرنيا يك ماه اخراج از دانشگاه و خوابگاه و بر طبق حكم كميته انضباطي دانشجويان به يك ترم تعليق محكوم شده ام! مگر مي شود به يك سري اتهامات در چندين مرجع! رسيدگي شود ؟... صدور احكام متعدد از سوي مسئولان دانشگاه در حالي كه اينجانب از همين اتهامات در دادگاه تبرئه شده ام، جاي بسي تامل دارد. چگونه ممكن است كه اينجانب در دادگاه قوه قضاييه توسط قاضي تبرئه و با همين اتهامات، در كميته انضباطي و توسط رياست دانشگاه به اشد مجازات محكوم شوم ؟ !… 7 سال پيش شعارهاي قانون گرايي، جامعه مدني، آزادي اجتماعي، حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش، شايسته سالاري، تساهل و تسامح، حقوق شهروندي، آزادي بيان… مطرح شد، همه و همه دست يافتني به نظر مي‌رسيد. اما افسوس و صدافسوسكه اينك پس ازگذشت 7 سال از دوم‌خرداد 76 مديران ارشد دانشگاه مازندران (زيرمجموعه‌ دولت)، به جاي پاسخگويي در مورد عملكرد خويش در سال پاسخگويي اينگونه پاسخ مي دهند:«همينه كه هست، عدالت خواهي و آزادي خواهي كشك است، قانون چيز مزخرفي است، برو هر جا مي‌خواهي شكايت كن حتي نامه بده به رئيس جمهوري !، همه چيز اعم از دانشجو بودن يا نبودن را ما تعيين مي‌كنيم !، به دنبال اجراي قانون نباش!…» مسئول حراست دانشكده آقاي رضا علي قرباني بارها اشاره‌كرده:« دانشجو بودن يا نبودن را ما تعيين مي‌كنيم!»، « حتي مدرك گرفتـن تو هم دست ماست!»، «اگر ما بخواهيم تو را دكتـر مي‌كنيم!»، « ما حتي در مورد زن گرفتن شما هم تصميم مي‌گيريم ! » در اوايل ارديبهشت سال جاري خبرنگارِ برنامه صـداي دانشجويِ راديو جوانِ صدا و سيما، در مورد مشكلات و مسائل دانشجويي با اينجانب و تعدادي از دانشجويان دانشكده فني مصاحبه‌اي ترتيب داد. در اين مصاحبه اينجانب به بيان مشكلاتي كه دانشجويان سراسر كشور با آنها روبرو هستند و بخشي از مشكلات موجود در پيرامون دانشجويان دانشكده فني مازندران پرداختم. در پايان خبرنگار اشاره‌كرد : صحبتهاي شما به مسئولان دانشگاه ابلاغ مي شود و براي پخش در برنامه صداي دانشجو انعكاس داده خواهد شد. نقد صوفي نه همه صافـي بيغش باشد اي بسا خـرقه كه مسـتوجب آتش باشدالبته پس از مصاحبه با خبرنگار صداي دانشجو رياست دانشكده آقاي دكتر جواد واثقي و مسئول حراست دانشكده آقاي قرباني مكرراً اينجانب را احضار و با تهديد و ارعاب آرامش روحي و امنيت رواني بنده را به هم زده و مسئول حراست دانشكده اشاره كرده :«كاري مي‌كنم بيايي التماس كني! پيش پاي من بيافتي! و به من تضمين بدهي كه مطيع من باشي! بزرگتر از تو را هم ما سازشكار كرده‌ايم! حتي رياست جمهوري را!» چند روز پس از آن مسئول حراست دانشكده اينجانب را احضار و در مورد ويولن زدن ! مرا بازخواست نمود. ... لازم به ذكر است در اوايل مهرماه كه به دليل شركت در تجمعات دانشجويي خرداد82 در اطلاعات بابل بازجويي شدم، با گزارش مسئولان دانشگاه ! يكي از اتهامات من تحريك دانشجويـان با ويـولن‌! بود. البته هم اكنون ساز اينجانب در دفتر رياست دانشكده موجود مي باشد !صوفيان وا سِـتدند از گـروِ مي همه رخت دلـقِ ما بود كه در خـانه خـمار بماندجا دارد اين پيروزي و حل مشكل دانشگاه را آن هم به اين سرعت، به مديريت‌دانشگاه تبريك گفت ! لازم به ذكر است اينجانب در طول اين 4 سال دوران دانشجويي تاكنون به عناويني با احكام گوناگون سه بار اخراج شده‌ام.ما آزموده‌ايم درين شـهر بخت خويـش بيرون كشيد بايد از اين ورطه رخت خويشاز بس كه دست ميگزم و آه مي كشم آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خويـشدر تاريخ 21/4/1383 اينجانب در دفتر رياست دانشكده فني آقاي دكتر جواد واثقي حضور پيدا كردم تا اينكه در مورد وضعيت تحصيلي خود و اينكه آيا مديريت دانشگاه در مورد بنده برنامه ديگري دارند يا نه ؟ !… اطلاع حاصل‌كنم، كه رئيس دانشكده اشاره كرد : « در مورد وضعيت تو ما (مديريت دانشگاه) باهم بحث كرديم و به نتيجه ديگري نرسيديم ! مستاصل شده‌ايم… وقتي كه تو اخراج شوي خيلي ها خوشحال مي‌شوند !… در مملكت ما قانون درست و حسابي كه وجود ندارد ! ... وقتي كه ما به تو مي‌گوييم اخراجي، تو اخراجي ! به دنبال اجراي قانون نباش ! ... عقل تو از نظر ما ناقص است …» در پايان اكنون كه آخرين سال از دوران دانشجويي‌ام را مي گذرانم :مديران ارشد دانشگاه مازندران با دادن حكم‌هاي متعدد به دلايل واهي، پرونده سازي، شكايت از بنده در دادگاه، به حالت تعليق درآوردن وضعيت تحصيلي اينجانب، نقض مكرر قوانين، نقض مفاد آيين نامه جهاني حقوق بشر، مصمم تر از پيش عزم خود را جزم كرده و شرايط را به گونه اي سوق مي‌دهند كه نيت شوم خود را كه اخراج اينجانب از دانشگاه است عملي سازند، تا به گفته خويش، « ما دانشجو بودن يا نبودن را تعيين مي‌كنيم ! » جامه عمل بپوشانند. گـوئـيا بـاور نمـي‌دارنـد روز داوري كين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند مسعود ثانيدانشجوي مهندسي برقدانشكده فني دانشگاه مازندرانبر سر آنم كه گر ز دست بر آيد دست به كاري زنم كه غصه سر آيد&lt;br /&gt;  منبع خبر:  masud sani&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109209476522211341?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209476522211341'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209476522211341'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/795222116-1631383-1.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109209449344397236</id><published>2004-08-10T04:03:00.000+04:30</published><updated>2004-08-10T04:04:53.443+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بنا بر دستور قضايي بازپرس شعبه‌ي ششم دادسرا؛ ”نسيم صبا“ از فردا منتشر نمي‌شود / اينجا تهران است، يك ديكتاتوري مطلق&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش ايسنا دادسراي تهران اعلام كرد كه روزنامه «نسيم صبا» بنا به شكايت و درخواست كتبي مجيد قاسمي فيض‌آبادي، مديرمسوول رسمي و قانوني آن روزنامه، به استناد مواد ‌٨ و ‌٩ قانون مطبوعات توقيف موقت شد.دادسراي عمومي و انقلاب تهران در اطلاعيه‌اي اعلام كرد: دستور قضايي بازپرس شعبه‌ي ششم دادسراي كاركنان دولت و رسانه‌ها خطاب به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به شرح ذيل صادر شده است:“وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلاميبا سلام و تحيت؛همان‌طور كه مستحضر مي‌باشيد به موجب تبصره ‌٧ ماده ‌٩ قانون مطبوعات مسووليت مقالات و مطالبي كه در نشريه منتشر مي‌شود به عهده‌ي مديرمسوول است. هم‌چنين در تبصره ‌٤ همين ماده مسووليت يكايك مطالب و ديگر امور در رابطه با نشريه بر عهده‌ي مديرمسوول قرار گرفته است. روزنامه‌ي نسيم صبا به مديرمسوولي آقاي مجيد قاسمي فيض‌آبادي پس از اختلافات حاصله با صاحب امتياز، انتشار آن توسط مسوولين روزنامه متوقف گرديد و در دوره‌ي جديد طي سه شماره اخير مجددا شروع به انتشار نمود كه در ستون مشخصات روزنامه نام آقاي رسول منتجب‌نيا به عنوان مديرمسوول روزنامه درج گرديده است. در حالي كه مفاد ماده ‌١٤ و ‌١٥ قانون مطبوعات درخصوص تغيير مديرمسوول نشريه رعايت نشده است و در واقع درج نام آقاي منتجب‌نيا به عنوان مديرمسوول بدون تصويب هيات محترم نظارت بر مطبوعات و در زماني كه مطابق پروانه صادره توسط آن هيات محترم آقاي فيض‌آبادي مديرمسوول قانوني اين نشريه هستند نوعي جعل عنوان محسوب مي‌گردد.علي‌هذا با توجه به اين‌كه مديرمسوول روزنامه‌ي نسيم صبا با مراجعه به دادسراي عمومي و انقلاب تهران و اعلام شكايت طي شكوائيه شماره ‌٩٨٧/ن/و/‌٨٣ تقاضا نموده كه آقاي رسول منتجب‌نيا از دخالت در انجام وظايف مديرمسوول منع گردد و با توجه به مستندات ضميمه از انتشار مجدد روزنامه‌ي نسيم صبا توسط افراد غيرمسوول برخلاف نظر مديرمسوول رسمي و قانوني جلوگيري به عمل آيد بنا به مراتب فوق از آن‌جا كه مطابق تحقيقات انجام شده روزنامه نسيم صبا در اختيار افرادي به غير از مديرمسوول قانوني اين نشريه مي‌باشد و ادامه‌ي انتشار روزنامه خارج از كنترل و نظارت مديرمسوول قانوني است و قيد نام آقاي منتجب‌نيا در اين نشريه به عنوان مديرمسوول برخلاف مصوبات و پروانه صادره از سوي هيات نظارت بر مطبوعات صورت گرفته و امري غيرواقعي و مجعول است. هم‌چنين به موجب مدارك و مستندات ارايه شده توسط مديرمسوول قانوني نشريه و قرارداد تنظيمي توسط صاحب امتياز برخلاف تبصره ‌٣ ماده ‌٨ قانون مطبوعات امتياز نشريه في‌مابين سه نفر بدون درخواست و تصويب هيات نظارت بر مطبوعات تسهيم گرديده كه اين امر نوعي واگذاري محسوب و در قانون مطبوعات جرم و ممنوع اعلام شده است. لذا به استناد تبصره ‌٤ و ‌٧ ماده ‌٩ و تبصره ‌٣ ماده ‌٨ قانون مطبوعات و بند «و» ماده ‌٣ اصلاحي قانون تشكيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب و بند ‌٥ اصل ‌١٥٦ قانون اساسي قرار توقيف موقت روزنامه‌ي نسيم صبا صادر و اعلام مي‌گردد. مقرر است از ادامه‌ي انتشار روزنامه تا اطلاع ثانوي جلوگيري شود. دستور قضايي فوق مطابق ماده ‌٥٧٦ قانون مجازات اسلامي لازم‌الاتباع مي‌باشد.بازپرس شعبه‌ي ششم دادسراي كاركنان دولت و رسانه‌ها- حسينيان”---------------------------------------------------صحفي با اشاره به توقيف موقت نسيم‌صبا: معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد اين اقدام را عجولانه و غيرمتعارف ارزيابي كرده و تبعات آن را نامطلوب مي‌داند.در همين ارتباط، صحفي معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد از توقيف موقت روزنامه‌ي «نسيم‌صبا» اظهار تاسف كرد و تكرار صدور احكام موقت براي مطبوعات را آنهم در ايام تجليل از خبرنگاران نگران كننده دانست.معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به علت توقيف موقت روزنامه نسيم‌صبا مبني بر تغييرات در سطوح مديريتي اظهار داشت: به اعتقاد ما اين توقيف موقت، غيرطبيعي و غيرمتعارف به نظر مي‌رسد. موارد مشابهي در گذشته وجود داشته كه بين صاحب امتياز و مديرمسوول اختلافاتي بروز كرده بود، اما اين اختلاف به شيوه‌ي ديگري حل و فصل شده كه نياز به توقيف نبوده است.وي گفت: در باره‌ي ايرادي كه به درج نام آقاي منتجب‌نيا به عنوان مديرمسوول گرفته شده،نيز بايد بگويم به اعتقاد ما اگرچه درج نام قبل از تصويب هيات نظارت اشتباه است، اما مجازات چنين مساله‌اي توقيف موقت نيست. نكته‌ي ديگر آن‌كه به موجب ماده 14 قانون مطبوعات، صاحب امتياز اين حق را دارد كه ظرف مدت سه ماه در شرايطي كه مديرمسوول به هر دليل قادر به انجام مسووليت خود نباشد، تا زمان تعيين مديرمسوول جديد، تكاليف مديرمسوول را انجام دهد تا بدين ترتيب خللي در انتشار روزنامه به وجود نيايد. لذا صرف‌نظر از اختلافات حقوقي صاحب امتياز و مديرمسوول نسيم‌صبا، معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد اين اقدام را عجولانه و غيرمتعارف ارزيابي كرده و تبعات آن را نامطلوب مي‌داند.--------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;------&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;اينجا تهران است، يك ديكتاتوري مطلق&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; از وبلاگ الپر:سه ساعت پيش، روزنامه نسيم صبا هم توقيف شد. پيش از اين وقايع اتفاقيه و آفتاب و جمهوريت و پيش از آن بيش از صد نشريه ديگر هم توقيف شده بودند. صداهاي مخالف يا مستقل روز به روز بيشتر سركوب مي‌شوند.دادستان تهران فيض آبادي مدير قبلي روزنامه نسيم صبا را به گفتگو دعوت مي‌كند. پس از يكي دو ساعت بحث، او قانع مي‌شود كه از منتجب نيا شكايت كند، و سپس بدون اينكه مراتب قانوني طي شود يا اينكه مسئله به وزارت ارشاد يا هيئت نظارت ارجاع داده شود و يا حتي يك بازپرس پرونده را بررسي كند، بي‌مقدمه روزنامه توقيف مي‌شود. باز دادستان نالايق تهران از مسائل كوچك بحران‌هاي بزرگ آفريد تا نشان دهد كه تنها سعيد مرتضوي است كه مي‌تواند تا اين حد لمپن و وحشي و هتاك و بي‌آبرو باشد و بماند.بله؛ اينجا تهران است، يك ديكتاتوري مطلق. جايي كه در آن، سرنوشت آزادي و بيان و آزادي بيان و روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران و روزنامه‌نگاري در دست چند نفر آدم زبان‌نفهم و بي‌منطق افتاده كه نه از قانون چيزي مي‌فهمند و نه از عقل و انصاف و عدالت سر در مي‌آورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;rouznameh&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109209449344397236?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209449344397236'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209449344397236'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109209449344397236.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109209436079487053</id><published>2004-08-10T04:01:00.000+04:30</published><updated>2004-08-10T04:02:40.796+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;وزير دفاع عراق: يك محموله اسلحه متعلق به ايران در شهر نجف توقيف شده است &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;به گزارش ايلنا، به گفته ي وزير دفاع عراق؛ يك محموله اسلحه متعلق به ايران در شهر نجف توقيف شده است."حازم الشعلان" با بيان اين ادعا كه اين محموله كه از مرز ايران عبور كرده و وارد عراق شده توسط رزمندگان سپاه المهدي به كار گرفته شده است، گفت: اثبات شده كه اين سلاح‌‏ها در ايران ساخته شده و سپس به داخل عراق قاچاق شده است.به گزارش پايگاه خبري ايلاف، شعلان در ادامه مدعي شد: ايران دشمن شماره يك عراق است و مسؤوليت كشتار كودكان و زنان عراقي در كوچه و خيابان‌‏هاي عراق بر عهده اين كشور است.وي افزود: چون سپاه المهدي سلاح‌‏هاي خود را تحويل نداده، درگيري‌‏ها ادامه پيدا كرده است.ايلاف در ادامه به نقل از منابع ايراني كه به نام آنها اشاره‌‏اي نكرد، گزارش داد: احتمال دارد اسلحه ساخت ايران در عراق پيدا شود اما اين سلاح‌‏ها از غنيمت‌‏هاي باقي‌‏مانده از زمان جنگ عراق با ايران است كه به اردوگاه‌‏ها منتقل شده و به دست شورشيان افتاده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rouznameh.net/news/matn.asp?id=1373"&gt;rouznameh&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109209436079487053?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209436079487053'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209436079487053'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109209436079487053.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109209418042080951</id><published>2004-08-10T03:56:00.000+04:30</published><updated>2004-08-10T03:59:40.420+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;تاسيس راديوي اينترنتي "صداي دانشجوي"&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.idfpress.com/images/radio/vois.jpg" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;اخيرا يک راديو اينترنتي با عنوان " راديو صداي دانشجويي" از سوي فعالين جبهه دمکراتيک در برون مرز ايجاد شده است. گفتني است اين راديو به پخش مصاحبه هاي جوانان، دانشجويان و آزاديخواهان مي پردازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.idfpress.com/news5/radio.wax"&gt;آدرس اينترنتي اين راديو&lt;/a&gt;:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.idfpress.com/news5/radio.wax"&gt;http://www.idfpress.com/news5/radio.wax&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109209418042080951?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209418042080951'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209418042080951'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_109209418042080951.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109209388817245766</id><published>2004-08-10T03:51:00.000+04:30</published><updated>2004-08-10T03:54:48.173+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;جبهه اتحاد ملی ایران ,از اعتصاب غذای حشمت ا... طبرزدی حمایت می کنیم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.idfpress.com/images/Heshmat.jpg" align="center"&gt;&lt;br /&gt;جبهه اتحاد ملی ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اعتصاب غذای حشمت ا... طبرزدی حمایت می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالی حشمت ا... طبرزدی و زندانیان سیاسی دیگر در سیاهچالهای جمهوری اسلامی دست به اعتصاب غذا می زنند که بار دیگر مسئولین جمهوری برای حفظ نظام در حال زوال خود دستور دستگیری جوانان کشور را در ایام هیجده تیر امسال صادر کرده اند.نظام جمهوری اسلامی که بقای خود را در به اسارت گرفتن جوانان کشور دیده است،دوازده تن از اعضای جبهه اتحاد ملی ایران را در زندان مخوف رجایی شهر کرج به اسارت گرفته است،این جوانان که از حداقل امکانات دفاع قانونی نیز برخوردار نیستند به طور قطع از سوی مردم ایران و تمامی نیرو های سیاسی مورد حمایت واقع شده و خواهند شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای طبرزدی رهبر جبهه دموکراتیک ایران همانگونه که در بحرانی ترین زمان اسارت احمد باطبی از وی حمایت گسترده ای بعمل آورده از برادران محمدی بدرستی حمایت کرده و در هر مرحله در تلاش برای نجات جان زندانیان دیگر کوتاهی نکرده بدون تردید باید از حمایت گسترده همه نیروهای سیاسی برخوردار گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه اتحاد ملی از همه هموطنان خارج و داخل کشور می خواهد با محکوم کردن جنایات حاکمیت مذهبی در زندانهای کشور از اعتصاب غذای حشمت ا... طبرزدی حمایت گسترده بعمل آورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه اتحاد ملی ایران(هیئت موسس)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;18مرداد83&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع خبر: jdipress.com&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109209388817245766?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209388817245766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109209388817245766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_10.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109184069493456465</id><published>2004-08-07T05:32:00.000+04:30</published><updated>2004-08-07T05:34:54.933+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مرداد ٦٧ ماه مرگ بود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://jomeha.iran-emrooz.de/images/uploads/reza2.jpg" align="left" /&gt;&lt;br /&gt;مرداد باز فرا رسيد، نازلی هم اينجاست. نازلی كوچولو كه حالا ٢٣ ساله شده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرداد ٦٧ ماه مرگ بود، باز سخت دلم گرفته. ١٦ سال از اون موقع گذشت، بيشتر از ٥ هزار نفر از زندانيان رو در كمتر از دوماه اعدام كردند، تو مشهد كه ما بوديم، بيش‌تر از ٢٠٠ نفر اعدام شدند. امين هم اعدام شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اون روزها ما توی بند دو بوديم، تقريبا همه بچه‌های مجاهد بند ما اعدام شدند، بند دو در بند جديد واقع بود. سال‌های اول توی بند چهار بوديم. زندان مشهد ٤ تا بند داشت. بند چهار مخصوص ما بود، زندانيان سياسی، از همه گروهها بوديم. مجاهد، توده‌ای ، فدايی از هر جناحش، اكثريتی، اقليتی، جناح چپ، بقيه هم بودند، پيكار، رزمندگان، سهند، بچه‌های حزب رنجبران، طوفان، هم حزبش و هم سازمانش، دو تا اتاق هم پر بود از بهايی‌ها، چند تايی هم ساواكی، و افسر شهربانی، يكی دو تا هم خان و فئودال محلی، بعضی از چهره‌های ملی مثل حاج طاهر احمدزاده، گروه اشرف، بچه‌های گروه كشتگر تقريبا آخرين گروهی بودند كه دستگير شدند، اونها رو وقتی آوردند، ديگه رفته بوديم بند جديد. بند جديد رو بعد از انقلاب در واقع بعد از سال ٦٠ كه دستگيری‌های گسترده مجاهدين شروع شد، ساخته بودند. زندان جا كم آورده بود، جمعيت زندانها هم مثل جمعيت كشور روزبروز زياد می‌شد. مسئولين زندان تصميم گرفته بودند بند سياسی رو كلا از بقيه جدا كنند. مسئوليت كل زندان اونوقت‌ها به عهده شهربانی بود، حتی انتظامات بند چهار هم به عهده شهربانی بود. ولی داخل بند همه به عهده دادستانی و اطلاعات سپاه كه بعدها شد وزارت اطلاعات. بيرون از بند دست پاسبانها بود و داخل بند دست اسدالله‌ها، مامورين انتظامات كه بيشتر از سپاه و دادستانی انقلاب بودند رو می‌گفتيم "اسدالله". در واقع اين اسمی بود كه خودشون روی خودشون گذاشته بودند، اسدالله، يعنی شير خدا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب بود اسم يكی از اين شيرهای خدا را بچه‌ها گذاشته بودند «پلنگ صورتی»، اسدالله حسينی رو ميگم، مثل پلنگ صورتی راه می‌رفت. بچه‌ها می‌گفتند قبل از انقلاب كنترل‌چی سينما كريستال در مشهد بوده، ولی به يمن انقلاب سخت حزب‌اللهی شده بود و از قضا آنقدر شديد كه شده بود نگهبان داخلی زندان، عجيب ساديسم داشت. تا آنجا كه می‌تونست بچه‌ها را اذيت می‌كرد، لمپنی بود به تمام معنا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می‌گفتم رفتيم بند جديد. اواخر سال ٦٣ بود كه بند جديد درست شد. بند جديد خودش سه قسمت داشت، بند ١، بند ٢، و قسمت قرنطينه و انفرادی و انباری. داستان انباری رو بعدا بايد مفصل تعريف كنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال ٦٧ همه داخل بند جديد بوديم كه فاجعه اتفاق افتاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندان تازه زندان شده بود، تواب‌ها تقريبا اكثرا ديگه آزاد شده بودند. تك و توكی هنوز تواب بود، ولی ديگه توی اطاق‌های ما نبودند. سالهای قبل، يعنی اون سالهای اول، جو غالب زندان جو توابين بود. كشتارهای وحشيانه رژيم، شكنجه و آزار، بی تجربگی زندانيان، سبعيت زندانبانها، همه و همه باعث شده بود كه اكثر بچه‌ها بريده بودند، بدجوری بريده بودند. خيلی‌ها با مسئولين زندان همكاری می‌كردند. از همه نوعش بود، از نفوذی گرفته تا علنی، از گزارش نويس گرفته تا فرهنگی كار، از مسئول اتاق گرفته تا مسئول حمام و توالت، كه گزارش می‌دادند كه ورپا می‌شاشی، يا كه غسل می‌كنی يا نه، خلاصه اينكه ورپا شاشيدن زندانيان گويا از نظر مسئولين مقاومت و معاندت يا نظام و اسلام محسوب می‌شد. يادمه يكبار داديار ناظر زندان، حاجی ولی پور به مادرم كه نگران حكم من بود، گفته بود: «پسرت هنوز سر موضع است، حموم كه ميره غسل نمی‌كنه، تو توالت ورپا می‌شاشه، دعای كميل شركت نمی‌كنه و با توابين هم حرف نمی‌زنه!» همين‌ها كافی بود كه سرموضعی قلمداد بشی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سالهای سختی بود، ولی خب، تمام شده بود. حالا ديگه شرايط خيلی بهتر شده بود، اعتماد عمومی به زندان برگشته بود، بچه‌ها احساس آرامش می‌كردند. بعضی‌ها توی گروه‌های چند نفره كتاب می‌خوندند، بعضی‌ها انگليسی و فرانسه و عربی می‌خوندند. يك عده از بچه‌های جوان كه هنوز محصل بودند، درس می‌خوندند، ماها كه دانشجو بوديم، گاه گداری به آنها در رياضی و فيزيك و شيمی كمك می‌كرديم. قرار بود كه بتونند امتحان بدن و ديپلم بگيرند. ديگه ساعت سكوت و مطالعه اجباری نبود و مجبور نبوديم خطبه‌های نماز جمعه را گوش كنيم. ملاقات‌ها مرتب شده بود، هفته‌ای يكبار ملاقات داشتيم، ٢٠ دقيقه، روز ملاقات كه می‌شد از سر صبح بچه‌ها هيجان زيادی داشتند. با ماشين‌های دستی ريش می‌زديم. اونوقتها تيغ ريش تراشی نمی‌دادند. توی بندهای عادی شنيده بودم بعضی‌ها با شيشه شكسته، شيشه‌های مربا كه از فروشگاه می‌خريدند، ريششون رو می‌تراشيدن، بعضی‌ها هم با واجبی، يادش بخير يكبار حسين هم با واجبی ريشش رو زد، صورتش وحشتناك سرخ شده بود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه همه مرتب می‌كرديم. هر كسی بهترين لباس‌هاش رو می‌پوشيد. تقريبا توی گروه‌های ٢٠ تا ٢٥ نفره به ملاقات می‌رفتيم. ما اين ور سالن پشت ميله و شيشه و خانواده اون طرف، از طريف تلفن‌هايی كه اكثرا باز توسط تواب‌ها و مسئولين زندان كنترل و شنود می‌شد، با هم حرف می‌زديم. گاهی هم آنقدر تلفن‌ها خراب بود كه صدا به سختی شنيده می‌شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاهی هم به خانواده‌ها اجازه می‌دادن بيان داخل بند و چند ساعتی اونجا باشند. به بعضی از پدرها كه بچه‌های كوچك داشتند هم اجازه می‌دادند بچه شون بيان داخل بند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهار سال ٦٦ بود. نازلی كه اون موقع ٥ سال بيشتر نداشت، اومد توی بند ما. من توی بند دو بودم. نازلی دختر خواهرمه. امين اون موقع توی قرنطينه بود. خواهرم تقاضا كرده بود كه نازلی بتونه باباش، امين، رو ببينه. امين كه دستگير شد، نازلی پنج ماهش بيشتر نبود. حالا ديگه شده بود پنج ساله، كه می‌اومد توی زندان باباش رو ببينه. آمده بود مثل هر بچه ديگه‌ای كه باباش بغلش كنه، بندازدش بالا و پايين، ماچش كنه، بوسش كنه، باهاش حرف بزنه، وقتی صدا می‌زنه «بابا» بگه «جان بابا، چی عزيزم، چی دخترم، جان دخترم!»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نازلی هيچكدام از اينها رو هنوز تجربه نكرده بود. پری هم مامانش بود و هم باباش. مسئولين زندان موافقت كرده بودند كه نازلی برای يك روز بياد داخل بند. اول رفته بود توی قرنطينه، يكی دو ساعت با امين بود. نمی‌دونم اونجا چكار كرده بودند، حتما امين خيلی بوسيده بودش، بچه‌های ديگه هم همينطور. اون وقتها نازلی خيلی شيرين بود. با اون كوچكی حرف‌های گنده گنده می‌زد. خواهرم وقتی نازلی رو آورده بود، گفته بود "دايی‌اش هم توی بند ٢ زندونيه، اگه ميشه يكی دو ساعتی هم بذارين اونو ببينه." عصری بود كه منو صدا زدند نگهبانی بند. رفتم ديدم تقی زاده بود. تقی زاده مسئول ملاقات بود. نازلی رو آورده بود تو نگهبانی. نازلی پريد تو بغلم، من كه دستگير شدم نازلی يك سال و ٤ ماهش بود. احتمالا از من بيشتر از باباش يادش بود. بغلش كردم، برای اولين بار از تقی زاده خواهش كردم كه اگه ميشه يك دوساعت نازلی بياد داخل بند ما. او هم نامردی نكرد و قبول كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نازلی رو آوردم توی اتاقمون. يك دفعه تمام بند ريختند توی اتاق. بچه‌های مجاهدين كه شنيدند نازلی دختر امينه، يكهو سرريز شدندتوی اتاق ما. امين از بچه‌های مجاهدين بود، دو تا برادرش قبلا در ارتباط با سازمان اعدام شده بودند. فريدون و فرزاد. خودش از فعالين انجمن معلمان مسلمان بود. تو بچه‌های مجاهد اعتبار خاصی داشت، هم با تجربه بود، هم متين بود و هم از خانواده‌ای بود كه ٢ برادر اعدامی داشت. وقتی آمد توی بند، نماينده بند انتخاب شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اون موقع نازلی چند تا شعر قشنگ بلد بود كه گاه توی ملاقات برام می‌خوند. ازش خواستم يك شعر برامون بخونه، نازلی اصلا خجالت نمی‌كشيد. جلوی اونهمه آدم آنقدر قشنگ شعرش رو خوند كه باورم نمی‌شد. شلوغی و هلهله اتاق باعث تعجب مسئولين بند شده بود و بچه‌ها بعد از اين همه سال يك بچه ناز و خوشگل رو می‌ديدند. بچه‌ها اميد زندگی هستند. و بالاخره اسدالله حسينی اومد (همون پلنگ صورتی به قول بچه‌ها) منو صدا زد و گفت «شو درست كردی!» و گفت كه «نازلی رو بيار از اتاق بيرون.» گفت «برو توی حياط باهاش قدم بزن، حق نداری تو اتاق بچه‌ها رو جمع كنی.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفتيم توی حياط، باز بچه‌ها ول كن نبودند. چند دقيقه بعد اسدالله حسينی آمد و گفت «نازلی بايد بره، ديگه نمی‌تونه توی بند باشه. ملاقاتت تموم شد!» نازلی رو از بند بردند. تو راه تقی زاده ازش پرسيده بود «بابات و دايی ات چی گفتند؟ بهت چيزی دادند يا نه؟» گويا لباس‌هاش رو هم گشته بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امين مرداد ٦٧ اعدام شد. بعد از اون ملاقات ديگه هيچ وقت نازلی رو نتونست ببوسه وبغل كنه. نازلی و پری چند سال پس از اعدام امين به اروپا مهاجرت كردند. حالا نازلی ٢٣ سالشه. دو هفته پيش از آلمان اومده اينجا كاليفرنيا پيش من. زيبايی چهره اش هنوز همون زيبايی بچگيشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نازلی برای خودش زنی شده. پارسال كه رفته بودم آلمان می‌گفت می‌خواد معلم بشه و برگرده ايران. برام جالب بود، بچه‌هايی كه پدر و يا مادرشون اعدام شدند، می‌خوان برگردن ايران. جالب‌تر اينكه اونهايی كه اعدام می‌كردند، حالا بچه‌هاشون يا خارجند يا دوست دارن بيان خارج.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما امسال نازلی ميگه تصميم اش عوض شده، نمی‌خواد برگرده ايران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امسال بعد از ١٦ سال از اعدام امين من و نازلی تو آمريكا هستيم. من و امين ٦ سال با هم تو زندان مشهد بوديم. اولين روزی كه وارد زندان شدم، رفتم اتاق امين. يعنی امين آمد دم در نگهبانی و منو برد تو اتاقشون، طبقه دوم، بند چهار. بهم پتو داد، لباس گرم داد، با بچه‌ها آشنام كرد، از اوضاع و احوال زندان برام گفت. بعدها چقدر باهم بحث كرديم، واليبال بازی می‌كرديم، می‌دويديم، از نازلی و پری صحبت می‌كرديم و از آينده‌ای كه برای امين هيچوقت ممكن نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امسال مرداد ماه برام سخت‌تر شده. نازلی اينجاست، هر روز تصميم می‌گيرم باهاش از امين و خاطراتش تعريف كنم، بهش بگم امين چقدر دوستش داشت، چقدر بهم شبيه بودن، حتی اخلاقشون. اما نمی‌دونم چرا موفق نميشم. نمی‌دونم نازلی ميخواد بدونه يا نه. هيچوقت ازم نپرسيده. می‌ترسم روزهای خوبش رو تلخ كنم. شايد هم اومده از امين بپرسه. خاطره زندان اومدنش رو هنوز خوب به ياد داره. حتما گرمای آغوش امين رو هم هنوز فراموش نكرده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد يكی از اين روزها باهاش صحبت كنم. بالاخره نازلی بايد بدونه اون آخرين روزها امين چی می‌گفت، چی می‌خواست، چرا اعدامش كردند، كی‌ها اين كارو كردند، و چرا؟ امين تنها اعدامی نبود، از بند ما بيشتر از ٢٠٠ نفر از بچه‌های مجاهد اعدام شدند. خيلی از اونها مثل امين بچه داشتند، بچه‌های كوچك و بزرگ، چند ماه و چند ساله. خيلی از بچه‌هايی هم كه اعدام شدند هنوز بچه بودند، خيلی جوان، بعضی‌هاشون مثل علی سعيدی، صادق، و محمد، سيزده چهارده ساله بودند كه دستگير شده بودن، تو زندان بزرگ می‌شدند، به دور از پدر و مادرهاشون. اگر نازلی و بچه‌هايی مثل او بيرون به دور از پدر و مادر بزرگ می‌شدند، علی و بقيه بچه‌های كوچولوی زندان به دور از خانواده‌ها، و توی سلول‌های انفرادی، اتاق‌های قرنطينه، و در بندهای عمومی كم كم بزرگ شدند. بعضی‌ها هم مثل سياووش تو زندان متولد شدند و همانجا چند سالی بزرگ شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اون وقت‌ها نه كميته دفاع از زندانيان بود، و نه كميسيون اصل نود، و نه اصلاح طلبانی كه گاه گداری از وضع زندانها اظهار نگرانی كنند. اگر بود، چند كميته كوچك دفاع از زندانيان سياسی در خارج از كشور و خانواده‌های ما در داخل. جمهوری اسلامی هم گوشش به هيچ كس و هيچ جا بدهكار نبود. بعضی از آقايانی كه اينروزها از وضعيت زندانها و شكنجه و آزار زندانيان گله دارند، اونوقتها خودشان بخشی از پروسه شكل گيری زندان و شكنجه را به عهده داشتند. دگرانديشی توی اون دوران جرمی بود كه اعدامت می‌كردند، شورای انقلاب فرهنگی ستاد كودتا بود بر عليه دانشجويان و اساتيد دگرانديش دانشگاهها. اونها اول از دانشگاه بيرونت می‌كردند و همون اخراج از دانشگاه و پرونده‌ای كه برات درست كرده بودند، كافی بود كه دادستانی بياد دنبالت و خلاصه سر از كميته و سپاه و دادستانی در آری و اگر شانس مياوردی، اعدام نمی‌شدی و می‌رفتی زندان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاسال ٦٧ حدود ٢٠ هزار نفر در سراسر ايران در زندانها اعدام شده بودند. سال ٦٧ بيش از ٥ هزار نفر ديگر نيز اعدام شدند. سال ٦٧ ركورد تازه‌ای از جنايت رو برای رژيم به جا گذاشت و بيش از ٥ هزارنفر ديگه به آمار جنايت رژيم اضافه كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كمتر از ٢ ماه، مرداد و شهريور ٦٧، بيش از ٥ هزارنفر زندانی سياسی كه اكثرشون بيشتر از ٥ يا ٦ سال زندان رو تحمل كرده بودند، در مصاحبه‌های چند دقيقه‌ای به مرگ محكوم شدند. امين يكی از قربانيان اين جنايت بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امين پس از ٧ سال تحمل زندان و شكنجه اعدام شد، اما شكنجه نازلی هنوز ادامه داره. از چهارماهگی‌اش كه امين رو دستگير كردند، ٧ ساله بود كه امين رو اعدام كردند، تا حالا كه ٢٣ سالشه...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يادشون به خير، كاش همه شون هنوز زنده بودند&lt;br /&gt;rezafani@yahoo.com&lt;br /&gt;‌‌چهار‌شنبه ١٤ مرداد ۱۳۸۳&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;١٢ مرداد ١٣٨٣&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109184069493456465?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109184069493456465'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109184069493456465'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_07.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109180426862533846</id><published>2004-08-06T19:25:00.000+04:30</published><updated>2004-08-06T19:27:48.626+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مصاحبه آقای بهروز عباسی با آقای دکتر ناصر طاهری وکیل مهندس حشمت طبرزدی &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;توضیح: این متن از روی نوار مصاحبه آقای بهروز عباسی گزارشگر رادیو صدای آمریکا توسط حسین هراتی نژاد تهیه شده است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;.&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;بهروز عباسی&lt;/span&gt;: آقای دکترناصر طاهری ؛ آقای مهندس حشمت ا لله طبرزدی دبیر موسس جبهه دمکراتیک ایران این بار از حدود خرداد ماه سال گذشته در زندان اوین تحت عنوان بازداشت موقت بوده اند و الان هفتمین روز اعتصاب غذای ایشان در اعتراض به وضعیت پرونده و بلاتکلیفی ایشان است که نگرانی در مورد سلامت ایشان هم افزایش یافته است . ممکن است که پرونده ایشان را مورد بررسی قرار دهید؟&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;دکتر ناصر طاهری&lt;/span&gt;: آقای حشمت الله طبرزدی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و امنیت خارجی ایران مدتهاست که تحت تعقیب قرار گرفته است , نوع اتهام این است اما دلیلی برای اثبات آن وجود ندارد. حدود 5 سال که ایشان تحت بازداشت است, در این مدت 5 سال گاهی می آمده, گاهی می رفته , گاهی می آمده مرخصی وبعد می آمده بیرون و بعد با یک اتهام مشابهی مجدد بازداشت می شده استدر حال حاضریک پرونده دارد در شعبه دادگاه انقلاب و پرونده اش از هر نظر, از نظر ما تکمیل است و احتیاج به تحقیقات مقدماتی دیگری ندارد. احتیاج به پرس و جو از فرد یا از موسسه دیگری ندارد. آماده برای رسیدگی است ولی متاسفانه به هیچ وجه معلوم نیست که دلایل این کار چیست که نسبت به آقای طبرزدی لطف خاصی که باید برای هر متهمی نشان بدهند , نشان داده نمی شود و ایشان همچنان در زندان بلاتکلیفه.ماه گذشته جلسه دادرسی تشکیل داد دادگاه من به اتفاق جناب آقای بهمنش با هم رفتیم در دادگاه حضور پیدا کردیم اما متاسفانه رییس دادگاه نبودند. به ما فرمودند یک عده ای که ایشان مرخصی هستند یا مثلا زبارت مکه می خواستند بروند. محاکمه شروع نشد با وجود اینکه متهم زندانی دارد به نظر من باید بلا فاصله وقت دیگری تعیین می کردند که از یک هفته متجاوز نباشد, بلا فاصله شروع به رسیدگی بشود که این کار را هم نکردند.الان عملا آقای مهندس طبرزدی با قرار وثیقه به مبلغ 50 میلیون تومان بازداشت است در حالیکه نیازی به 50 میلیون تومان ما نمی بینیم چون هر متهمی که به یک نسبت زیادی در زندان بازداشت باشد , 4 سال یا 5 سال بازداشت باشد , به همین نسبت قرارهای تامینی که قبلا گرفته شده است باید تخفیف پیدا کند نه به نظر من باید تبدیل شود به کفالت و یا وثیقه خیلی مباغ نازل تری و یا انکه اصولا بطور کلی آزاد شود. چون الان اگر محاکمه انجام شود و بر فرض محال اکر بخواهد دادگاه رای صادر بکند بیشتر از این میزانی که عملا در زندان است وجود ندارد.بنابراین جامه ما برای آقای مهندس طبرزدی باید فکری بکند که علت این بازداشت متوالی چه هست و بالاخره شکل دادرسی باید مشخص سود وایشان بتواند مثل همه مردم ایران از آزادیهای نسبی که بر خوردار هستند استفاده کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;بهروز عباسی&lt;/span&gt;: آقای دکتر ناصر طاهری آقای دکتر هاشم آغاجری هم روز شنبه یا یکشنبه بعد از آزادی در سخنانی در رابطه با وضعیت آقای مهندس طبرزدی با اشاره به همین بلاتکلیفی گفتند" به رغم اختلاف نظرهایی با آقای طبرزدی امید آزادی تمام زندانیان سیاسی را دارم".شما در این رابطه چه خواسته ای از مقامات قوه قضاییه بویژه آقای شاهرودی دارید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;دکتر ناصر طاهری:&lt;/span&gt; آقای شاهرودی به عنوان رییس قوه قضاییه ظاهرا حق سرپرستی و نظارت در امور مربوطه به قوه قضاییه را دارند ولی این دلیل نمی شود که جناب شاهرودی در هر کاری بخواهند دخالت کنند. آقایان دادیارها , دادستانها , روسای دادگاههای انقلاب باید اگر به فکر مردم هستند با توجه به قانونی که اخیرا هم تصویب شده است به فکر مردم باشید. اداره یک سیستم قضایی نبایستی هیچوقت متکی به یک فرد باشد. به نظر من قبل از اینکه جناب شاهرودی در این کار دخالت بکند مجموعه سیستم قضایی ایران زیر سوال است. مجموعه سیستم قضایی باید در موارد مشابه برای یک متهمی که این همه در بازداشت است یک فکری بکنند. مجموعا اینها باید فکر مردم باشند.در هر حال آقای مهندس طبرزدی الان بازداشت است با قرار وثیقه هم بازداشت است . برای طولانی شدن زمان دادرسی باید هرچه سریعتر به تبدیل قرار او از وثیقه به کفالت و یا وثیقه به میزان کمتر اقدام شود.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109180426862533846?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109180426862533846'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109180426862533846'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_06.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109170747647581312</id><published>2004-08-05T16:34:00.000+04:30</published><updated>2004-08-05T16:34:36.476+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;چه کسانی بر ما حکومت می کنند:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی اکبر هاشمی رفسنجانی و خانواده او انقلاب اسلامی : از ﺁنجا که خبرهای فسادهای مافیای رفسنجانیها در درون و بیرون مرزها ، انتشار یافته اند، در این شماره، فسادها ای مافیا را در قلمرو معاملات بر محور نفت می ﺁوریم : پل کلبنیکف نویسنده " ملاهای میلیاردر" کشته شد: ● در 9 ژوئیه 2004 ، پل کلبنیکف Paul Klebnikov کشته شد. او 41 سال داشت و به ضرب 4 گلوله کشته شد. اوهنوز زنده بود که گفت : " فکر می کنم ملاهای حاکم بر ایران ﺁمران ترور من هستند " . ﺁلکساندر گوردیو، مسئول مجله امریکائی فوربس Forbs به زبان روسی ، در مسکو، قول او را به ﺁسوشیتد پرس گفته است. در ماه مه، مجله فوربس توجهی به تمام به میلیاردرهای روسی کرد و فهرستی از ﺁنها انتشار داد . بنا بر این گزارش، مسکو بیشتر از هر شهر دیگر دنیا، میلیاردر دارد. اینها در همین شهر کار می کنند و یا ثروت می اندوزند . کلبنیکف ، روسی الاصل امریکائی ، در کتابی که به سال 2000، در باره بوریس برزووسکی Berezovsky، نوشته است ، شرح می دهد که چسان او در لندن ، به حال تبعید زندگی می کند اما صدها میلیون دلار را از روسیه به بیرون می برد. در همین مجله، در ژوئیه 2003 ، او ملاهای میلیاردر ایرانی ، از جمله هاشمی رفسنجانی را معرفی کرده است . از ﺁن پس ، اطلاعات جدید به اطلاعاتی افزوده شده اند که او انتشار داده بود :● در ایران، یک دولت واقعی و در سایه وجود دارد و یک دولت " رسمی " که ﺁلت دست دولت در سایه است. از سران دولت سایه، یکی هاشمی رفسنجانی است :* او که اینک رئیس مجمع تشخیص مصلحت است ، پدر برنامه خصوصی سازی اقتصاد ایران بود. در ریاست جمهوری او ، کارخانه های ﺁب و نان دار و قراردادهای پر درﺁمد، بنا بر قول از اعضای مخالف اتاق بازرگانی ایران ، به ملاها فروخته شدند و یا با ﺁنها و شرکایشان منعقد شدند. خانواده رفسنجانی که بضاعت اندکی که باغ پسته بود، بیش نداشت ، اینک ثروتی عظیم گرد ﺁورده است. رضا ، تاریخ دان که نخواست نام خانوادگی خود را بگوید و با یکی از برادران رفسنجانی، در دانشگاه ، همدوره بوده است، خوب بیاد می ﺁورد که این خانواده ثروتی نداشت و دو برادر از ممر شهریه ای زندگی می کردند که از محل وجوهات شرعی به ﺁنها پرداخت می شد.* در پی انقلاب ایران، رفسنجانیها سلطان پسته شدند. یک برادر رئیس بزرگ ترین معدن ایران و برادر دیگر رئیس صدا و سیما شد . برادر زنش استاندار کرمان گشت و برادرزاده اش رئیس شرکت صادرات پسته شد. یک فرزند او رئیس مترو تهران گشت و دیگری در شرکت نفت صاحب مقام گشت. خانواده رفسنجانی یکی از بزرگ ترین شرکتهای مهندسی نفت و مونتاژ خودروهای کره ای داوو و شرکت حمل و نقل هوائی را صاحبند. * هر کس جرأت کرده است این خانواده و فسادهای مالیش را به زیر سئوال ببرد، سر به نیست و یا چنان تنبیه شده است که دیگر لب به سخن باز نکند : روزنامه نگاری که در باره معاملات پنهانی رفسنجانی و نقش او در ترور مخالفان تحقیق می کرد، در زندان، زبانش بسته است. تازه اقبال یاورش بوده است. زیرا مخالفان با فساد و استبداد ، کشته شدند . * برخی از ثروتهای جلو چشم همگان هستند. برای مثال، یاسر ، کوچک ترین پسر رفسنجانی ، در لویزان ، واقع در شمال تهران، پرورشگاه اسبی به وسعت 30 جریب دارد. هر جریب این زمین 4 میلیون دلار ارزش دارد. یاسر پول از کجا ﺁورد و چگونه صاحب این پرورشگاه اسب شد؟ او که در بلژیک ﺁموخته شده، شرکت واردات و صادراتی ایجاد کرد که دستش در هرچه وارد و هرچیز خارج کند، باز است.* تا چند سال پیش، ساده ترین راه ثروتمند شدن ، دلار را از دولت 175 تومان خریدن و در بازار به 800 تومان فروختن بود. تنها کافی بود اجازه وارد کردن بگیری و بابت ﺁن، دلار 175 تومانی از دولت بخری. سعید لیلاز که اقتصاد دان است، می گوید: بنا بر ارزیابی من، ظرف 10 سال، 3 تا 5 میلیارد دلار ، از راه تفاوت این دو نرخ دلار، به جیب زده شده است که از ﺁن، سهم شیر را 50 خانواده برده اند.* یکی از خانواده هائی که از تفاوت دو نرخ سودی عظیم برده است، خانواده اسدالله عسگر اولادی است . او نیز در کار صادرات و واردات است. ثروت این برادر، تا چند سال پیش، 400 میلیون دلار برﺁورد می شد. برادر بزرگ تر، حبیب الله ، که وزارت بازرگانی یافت، اجازه واردات پرسود را به کسان خود و ملاهای حاکم می داد. او در بیشمار شرکت سهیم است.* بخشی مهمی از اقتصاد کشور در دست بنیادها است. عملکرد سالانه این بنیادها را 10 تا 20 درصد تولید ناخالص ملی برﺁورد می کنند. این بنیادها برای کمک به مستضعفها بوجود ﺁمده اند اما بتدریج، به خدمت ثروتمندها درﺁمده و وارد معاملات بازرگانی پرسود شده اند. * یکی از مهمترین بنیادها، بنیاد مستضعفان است که مدتها محسن رفیق دوست سرپرست ﺁن بود. محسن رفیق دوست و برادرانش در میدان سبزی و میوه جات کار می کردند. اقبال با او یار بود زیرا راننده خمینی شد از فرودگاه به بهشت زهرا. از انقلاب بدین سو، به ثروت رسیدند.از محل درﺁمدهای بنیاد، او به حامیان ملایان حاکم پول می پرداخت . با پولهای بنیاد است که به افراد بی بضاعت پول می پردازند و در تظاهرات، از ﺁنها ، بمثابه سیاهی لشگر استفاده می کنند. از کارهای گردانندگان بنیاد، رشوه ستانی از طرفهای خارجی است : مؤسسه خارجی به بنیاد معامله ای را پیشنهاد می کند. کسی که از سوی بنیاد طرف گفتگو است، به او می گوید: موافقم. جزئیات را با مدیر اداری من گفتگو کنید. فرستاده مؤسسه خارجی به سراغ مدیر می رود. مدیر به او می گوید: می دانید! ما دو تا اقتصاد داریم. یکی رسمی و دیگری غیر رسمی. اگر میخواهی معامله سر بگیرد، باید با غیر رسمی معامله کنی. یعنی باید این مبلغ را به این حساب و در این بانک خارجی بسپری بعد بیائی معامله را امضاء کنیم.امروز، رفیق دوست بنیاد نور را اداره می کند. واردات فرﺁورده های داروئی و شکر و مصالح ساختمانی این بنیاد را 200 میلیون دلار در سال برﺁورد می کنند. ﺁپارتمان سازی هم می کند. او که ثروتی عظیم صاحب شده است می گوید : من ﺁدمی با ثروت معمولی هستم. بعد قیافه ناپلئون وار به خود می گیرد و می گوید : " اما اگر اسلام بخطر بیفتد، دوباره بزرگ می شوم " ! او به پول محرمانه ای دسترسی دارد که در صورت نیاز ، در اختیار ملایان حاکم می گذارد. هاشمی رفسنجانی گفته است : جمهوری اسلامی نیاز به ذخیره پولی برای زمانی دارد که اسلام به خطر بیفتد. بعنوان وزیر سپاه ، او نقشی کلیدی در ﺁدم ربائیهای حزب الله لبنان و هواپیما ربائی و عملیات انفجاری بازی کرد . عملیات انتحاری نیز در همان زمان سازمان یافت. بنا بر قول گرگوری سلیوان سخنگوی وزارت امور خارجه در امور خاورمیانه، سیاست خارجی ایران از راه بنیادها انجام می گرفت. نه تنها از لحاظ مالی بلکه از نظر پوشش دادن به ترورهائی که سپاه طرح و اجرا می کرد.* از بنیادهای بسیار مهم، یکی بنیاد رضوی است که طبسی تولید ﺁن را دارد و فرزند او ناصر در رأس مافیائی است که منطقه ﺁزاد سرخس در تیول او است. در سالهای 1990، حکومت و بنیاد صدها میلیون دلار خرج این منطقه کرد. میان ایران و ترکمنستان خط ﺁهن کشید. یک فرودگاه بین المللی ایجاد کرد. هتل و بناهای اداری ساخت. و ناصر طبسی مدیر منطقه ﺁزاد سرخس شد. بعد ، دستگیر شد بابت فساد از طریق شرکت المکاسب که اقامتگاهش دوبی بود. بدیهی است تبرئه شد.از هنرهای هاشمی رفسنجانی و مافیای او اینست که بجای رقابت، طریق ایجاد شبکه از مافیاها را برگزید و مافیاهای عضو این شبکه که بر همه جای ایران ، چنگ انداخته اند، یکدیگر را حفظ می کنند.&lt;br /&gt;  منبع خبر:  انقلاب اسلامی&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109170747647581312?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170747647581312'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170747647581312'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/9-2004-paul-klebnikov.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109170476555784775</id><published>2004-08-05T15:48:00.000+04:30</published><updated>2004-08-05T15:49:25.556+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;سومين مرحله اعتراض رورنامه نگاران ايران &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a class="links" href="http://khabarnameh.gooya.com/politics/archives/014435.php" target="_blank"&gt;فرشته يزداني، خبرنامه گويا: &lt;/a&gt;روز شنبه 17 مرداد ماه همزمان با روز خبرنگار، جمعي گسترده از روزنامه نگاران ايران در اعتراض به نحوه برخورد حکومت با حرفه روزنامه نگاري، مطبوعات و روزنامه نگاران دست به اعتصاب عذاي 24 ساعته خواهند زد &lt;a name="more"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اين مراسم در ساعت 13 روز شنبه بر پا خواهد شد. مسئولان برگزاري اين مراسم گفته اند برنامه هاي ديگري نيز که اعتراضات آنها را وارد فاز جديدي خواهد کرد در دستور کار خود دارند.تا پيش از اين ، روزنامه نگاران معترض ، دو تجمع در طي سه هفته گذشته برگزار کرده اند. در تجمع نخست که به ابتکار آنها بيش از 250 نفر در آن گرد آمده بودند، نخستين جرقه هاي حرکت صنفي و حرفه اي در ميان مطبوعات زده شد. در تجمع دوم نيز که به ابتکار انجمن دفاع از آزادي بيان صورت گرفت ، اين اعتراض تا حدودي از فاز صنفي و حرفه اي خود خارج شد . اما در تجمع اعتراضي روز شنبه که همراه با اعتصاب غذاي 24 ساعته خواهد بود، دست اندرکاران اصرار دارند که مجددا وارد بحث هاي حرفه اي ، روزنامه نگاري و خواسته هاي صنفي شوند. اگر چه به باور اين عده" سياست" بخش جدايي ناپذير روزنامه است، اما اين بار آنها در صدد اند از زاويه تشکل هاي حرفه اي و صنفي وارد حوزه سياست شوند." حق کار کردن، انتخاب آزادانه شغل ، برخورداري از شرايط منصفانه و رضايت بخش کار و حمايت در برابر بيکاري" خواسته هاي معترضين روزنامه نگار است که در سال هاي گذشته همواره مورد حمله ، تجاوز و تهديد حکومت ايران قرار گرفته است. هم اکنون ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است.البته در همين روزوزارت ارشا داسلامي با همکاري انجمن صنفي اقدام به برگزاري جشنواره مطبوعات و اعطاي جايزه به روزنامه نگاران برتر خواهد کرد. آن عده از روزنامه نگاران معترض که دعوت به اعتصاب غذا کرده اند، اين اقدام را در مغايرت با فضاي خفقان آور بر مطبوعات مي دانند و بر اين باورند که بايد اين جشنواره به سوگواره تبديل شود . از همين رو ضمن تحريم اين جشنواره ، تجمع اعتراضي خود را با اعتصاب غذا وارد فاز جديدي خواهند کرد و به زودي ابعاد آن را گسترش مي دهند.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109170476555784775?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170476555784775'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170476555784775'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/17-24-13.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-1091704677598029</id><published>2004-08-05T15:47:00.000+04:30</published><updated>2004-08-05T15:47:57.596+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;جمع آوری امضا برای آزادی طبرزدی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با درودهمانگونه که همگان ميدانيم امروز آقای حشمت الله طبرزدی وارد ۹ روز اعتصاب غذای خود شد. اعتصاب غذايی که تا زمان آزادی ادامه دارد. يک اعتصاب غذای نا محدود. با شناختی که من از اين مبارز دارم يا آزاد ميشود يا ميميرد. از تمام کسانی که نام انسان بر روی خود ميگذارند تقاضا دارم به لينک زير رفته و با امضا خود از وی و خواسته اش که همانا آزاديست حمايت کنند. اگر داخل ايران زندگی ميکنيد ميتوانيد از اسم مستعار استفاده نماييد.http://www.petitiononline.com/idf2004/petition-sign.html&lt;br /&gt;  منبع خبر:   بهروز جاويد تهرانی&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-1091704677598029?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/1091704677598029'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/1091704677598029'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_1091704677598029.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109170463377496132</id><published>2004-08-05T15:46:00.001+04:30</published><updated>2004-08-05T15:47:13.773+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;ديشب وضعيت جسماني مهندس طبرزدي بصورت ناگهاني رو به وخامت گذاشت &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;طبق اخبار رسيده از مسئولين جبهه دمکراتيک ايران، ديشب ، حال مهندس طبرزدي که هشتمين روز اعتصابي غذاي خود را ميگذراند، با چرخشي ناگهاني رو به وخامت گذارد.اين منابع اعلام داشتند که با افت ناگهاني فشار خون ايشان و چيرگي ضعف، مهندس طبرزدي قدرت تحرک و تا حدودي تکلم خود را از دست داده و وضعيت جسمي ايشان به حدي خراب است که مسئولان زندان احتمال انتقال ايشان را به بيمارستان مورد بررسي قرار داده اند.مهندس طبرزدي از عصر چهارشنبه گذشته در اعتراض به حبس غير قانوني خود و ديگرزندانيان سياسي ، دست به اعتصاب غذا زده است.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109170463377496132?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170463377496132'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170463377496132'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post_05.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109170459031554615</id><published>2004-08-05T15:46:00.000+04:30</published><updated>2004-08-05T15:46:30.316+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;احتمال انتقال طبرزدي به بيمارستان / اکبر محمدي تحت عمل جراحي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;روزنامه: به گزارش سايت خبري جبهه دمکراتيک ايران ديشب، حال حشمت الله طبرزدي که هشتمين روز اعتصابي غذاي خود را پشت سر گذاشته است، رو به وخامت گراييد.اين منبع اعلام کرد، طبرزدي با افت ناگهاني فشار خون و ضعف جسماني روبرو شده و قدرت تحرک و تا حدودي تکلم خود را از دست داده است.به گزارش پايگاه خبري جبهه دمکراتيک، وضعيت جسمي طبرزدي؛ دبير کل زنداني اين جبهه به حدي خراب است که مسئولان زندان احتمال انتقال وي به بيمارستان را مورد بررسي قرار داده اند.گفتني است طبرزدي از عصر چهارشنبه گذشته در اعتراض به حبس غير قانوني خود و ديگر زندانيان سياسي، دست به اعتصاب غذا زده است.-------------در همين رابطه اکبر محمدي؛ يکي از بازماندگان دانشجويي پرونده کوي دانشگاه تهران در زندان که در مرخصي بسر مي برد نيز همينک در بيمارستان "کسرا" در تهران بستري شده است.وي از ديسک کمر و همچنين بيماريهاي گوارشي رنج مي برد.قرار است اکبر محمدي در اين بيمارستان تحت عمل جراحي قرار بگيرد.گفتني است، خواهر اکبر و منوچهر محمدي؛ دو دانشجوي زنداني، ديروز در گفتگو با بخش فارسي راديو بی بی سی با اشاره به وضعيت بيماري برادرش خواستار کمک مالي ايرانيان به وي شد.&lt;br /&gt;  منبع خبر:  rouznameh&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109170459031554615?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170459031554615'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170459031554615'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/blog-post.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109170454459685656</id><published>2004-08-05T15:44:00.000+04:30</published><updated>2004-08-05T15:45:44.596+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;اطلا عیه شماره 20 تشکیلات برونمرزی جبهه دمکراتیک ایران &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;Representative of Iran Democratic Front Abroad&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.iranomid.org"&gt;www.iranomid.org&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;Tel.(1)-301-792 3370&lt;br /&gt;HMassali@aol.com &amp; &lt;a href="mailto:alter-native@alter-native.ws"&gt;alter-native@alter-native.ws&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;P.O. Box 60735 Potomac,&lt;br /&gt; MD 20859, USA&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14 مرداد 1383 برابر با چهارم آگست 2004اطلا عیه شماره 20هموطنان آزاد اندیش ، مدافعان دمکراسی و حقوق بشر اکنون بیش از یکهفته است که آقای مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران در زندان اوین بعنوان اعتراض به شرایط حاکم در کشورو رفتارهای ضد انسانی علیه نیروهای دمکرات ایران، در اعتصاب غذا بسر می برد و طبق آخرین خبری که دریافت کرده ایم حالت مزاجی ایشان بسیار وخیم است.آقای مهندس حشمت الله طبرزدی بیش از یکسال است که بلاتکلیف در زندان بسر میبرد و نیروهای سرکوبگر رژیم ضمن تبانی با دستگاه قضائی نظام دین سالاری ، کوشش میکنند که ایشان و سایر دمکراتهای ایران را وادار به تسلیم کنند.دراین شرایط حساس که مردم میهن ما در اسارت نظام واپسگرای آخوندی بسر میبرند، جای بسی تاسف است که مدعیان رنگارنگ دمکراسی خواهی درداخل وخارج از کشوردربلاتکلیفی و بحران بسرمیبرند و نه تنها درعمل ، بلکه حتی در کلام نیز رمق ابراز همبستگی و همآهنگ کردن مبارزات خود با مردم تحت ستم و با مبارزین اسیر ایران را ندارند.رژیم واپسگرا و تروریستی حاکم درایران کوشش میکند ازبی رمقی ، بی برنامگی و پراکندگی مدعیان مبارزه بهره برداری کند تا دلاورترین مبارزین برخاسته از مردم از قبیل حشمت الله طبرزدی ، اکبرگنجی، امیر انتظام و صد ها زن آزاد اندیش و شیر دل وهزاران جوان مبارز گمنام ار طیف چپ ، مجاهد وایراندوست دیگر را قربانی کند تابا آرامش خاطر به زد وبند بین المللی بپردازد.تشکیلات برونمرزی جبهه دمکراتیک ایران ازهمه عناصر ومحافل آزاد اندیش و واقعا دمکرات که ازاین سکوت توطئه گرانه و ازاین پراکندگی وبی برنامگی رنج می برند دعوت میکند که با ایجاد گروهای کارمستقل وایجاد شبکه های سیاسی- مبارزاتی در داخل و خارج از کشور، به پیش بتازند تا مشترکا بتوانیم براین رخوت سیاسی وبحران مرگبارفرهنگی – مبارزاتی حاکم در اپوزیسیون ایران غلبه کنیم و توطئه ها و ترفندهای داخلی و بین المللی را خنثی سازیم .آزاد اندیشان ایران ،با الهام از دلاوری های ستارخان و باقر خان که از توده مردم برخاسته بودند، درهرکجا هستید فریاد رزمجویانه خودرا بگوش جهانیان برسانید و با ابرازهمبستگی با مبارزین دربند و مبارزات دمکراسی خواهی مردم ایران ، نشان دهیم که ایران هرگز نخواهد مرد .همآهنگ کننده تشکیلات برونمرزی جبهه دمکراتیک ایران – دکترحسن ماسالی&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109170454459685656?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170454459685656'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109170454459685656'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/08/20-representative-of-iran-democratic.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109094410461346189</id><published>2004-07-27T20:31:00.000+04:30</published><updated>2004-07-27T20:31:44.613+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;حمايت از اعتراض روزنامه نگاران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز از جنبش اعتراضی روزنامه نگاران ايران در دفاع از آزادی مطبوعات حمايت می کندسه شنبه ۶ مرداد ١٣٨٣ – ٢۷ ژوئيه ٢٠٠۴&lt;br /&gt;دوشنبه، ٥ مرداد، بيش از دويست روزنامه نگار ايرانی در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران در تهران با شرکت در تجمعی به روش های تازه ی دستگاه قضايی برای "تصفيه" ی روزنامه نگاران و مطبوعات در ايران و از جمله توقيف روزنامه ی وقايع اتفاقيه و ماهنامه ی آفتاب و توقف انتشار روزنامه جمهوريت در هفته های اخير اعتراض کردند.گزارشگران بدون مرز قاطعانه و به شکلی همه جانبه از اعتراض روزنامه نگاران در دفاع از آزادی بيان ومطبوعات حمايت می کند. از فردای مصادره ی انتخابات توسط اقتدارگرايان، در ايران سرکوب مطبوعات شدت گرفته است. پس از توقيف و تعطيلی بيش از صد و بيست نشريه در چهار سال گذشته، پس از پيشبرد سياست تهديد و احضار و دستگيری روزنامه نگاران، دستگاه قضايی ايران تحت فرماندهی دادستان سعيد مرتضوی روش جديدی را برای خفه کردن مطبوعات کشف کرده است. دادستان تهران که از حمايت کامل آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بهرمند است، ليست سياهی از روزنامه نگارانی که با نشريات توقيف شده همکاری می کرده اند را تهيه کرده است تا مانع ادامه کار آنها در مطبوعات شود. اينگونه روزنامه نگارانی که توانسته بودند تا امروز از خاکستر به جای مانده از هر نشريه آتشی ديگر برافروزند از دور فعاليت حذف می شوند. گزارشگران بدون مرز قاطعانه اين سياست رعب و وحشت را برای تصفيه ی روزنامه نگاران محکوم می کند و از همه ی نهادها و سازمانهای بين المللی مدافع حقوق بشر و روزنامه نگاران در سراسر جهان دعوت می کند به حمايت از اعتراض روزنامه نگاران ايران برخيزند.در تجمع اعتراضی دوشنبه ٥ مرداد تعداد بسياری از روزنامه نگاران و شخصيت های جامعه مدنی حضور داشتند از جمله خانواده های روزنامه نگاران در بند و وکلای مدافع آنها، خانم شيرين عبادی برنده ی جايزه صلح نوبل و.... از سوی ديگر بيش از ٢٠٠ روزنامه نگار معترض با ارسال نامه ای سرگشاده خطاب به وزرای ارشاد و کار، نسبت به " آينده ای تاريک برای روزنامه نگاران ايرانی" در " نتيجه روندی که آغاز شده است " ابراز نگرانی کرده بودند. در اين نامه تاکيد شده است اقدامات دستگاه قضايی ايران در تهديد حق کار و امنيت شغلی روزنامه نگاران مغاير با اصول قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر است. در روز شنبه ٢٧ تير ماه روزنامه ی وقايعه اتفاقيه "برای مدت نا معلومی" توقيف شد. اين روزنامه ی که از جمله اتهاماتش " توهين به مقامات مسئول، نشر اکاذيب و ..." است در اصل به دليل همکاری بخش عمده ای از روزنامه نگاران روزنامه ی توقيف شده ی ياس نو تعطيل شده است. وقايعه اتفاقيه نگاهی انتقادی نسبت به رهبران محافظه کار و به ويژه مجلس هفتم اين جناح را داشت و در صفحات خود به روشنگری در باره ی وقايع ايران می پرداخت.در همين روز و در پی احضارمحمد جواد خرم مدير مسئول روزنامه ی جمهوريت به دفتر دادستان تهران، جمهوريت با تهديد مجبور به عدم انتشار می گردد. سعيد مرتضوی، ليستی از روزنامه نگاران اين روزنامه را به مدير مسئول ارائه و شرط انتشار روزنامه را پايان دادن به همکاری آنها اعلام کرده است. در صدر اين ليست عمادالدين باقی سردبير جمهوريت و روزنامه نگار سرشناس ايران و فعال حقوق بشر در ايران قرار دارد. بالاخره ماهنامه ی آفتاب در ١٩ تيرماه توقيف شد. ماهنامه آفتاب نشريه ای بود که با همکاری برخی از روشنفکران و نويسندگان آزاديخواه ايران و به سردبيری عيسی سحرخيز از سال ١٣٨٠ انتشار خود را آغاز کرده بود. اين ماهنامه بارها به دليل انتشار مطالبی در نقد حکومت مورد تهديد قرار گرفته بود و سردبير آن عيسی سحرخيز بارها به دادگاه احضار و بازداشت شده است. در پی توقيف آفتاب عيسی سحرخيز مجددا به دادگاه احضار شده است و خطر دستگيری اين روزنامه نگار را تهديد می کند.گزارشگران بدون مرز يادآور می شود که :با يازده روزنامه نگار زندانی، ايران بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه استعلی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ايران ازجمله سی و شش رهبر و مقام دولتی در جهان است، که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109094410461346189?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109094410461346189'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109094410461346189'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_109094410461346189.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109094403120653746</id><published>2004-07-27T20:29:00.000+04:30</published><updated>2004-07-27T20:30:31.206+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;مهندس طبرزدي آغاز اعتصاب غذاي خود را تا چهارشنبه به تعويق انداخت!&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايرانديروز بارجوع خانواده مهندس حشمت الله طبرزدي به دادگاه شعبه 26 انقلاب جهت گذاشتن وثيقه براي آزادي ايشان از زندان، قاضي حداد به بهانه "فوت بستگان" در دادگاه حضور نيافت و رسيدگي به قرار وثيقه به چهارشنبه موکول شد.خانواده طبرزدي و همراهانشان که به اين گفته باور نداشته و آنرا گريزي از رسيدگي به قرار وثيقه مي پنداشتند به اعتراض پرداخته که به نتيجه نرسيد.يکي از همراهان خانواده طبرزدي به گزارشگر خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران اعلام نمود که :" در تماس با مهندس طبرزدي توانستيم ايشان را قانع کنيم که اعتصاب عذاي خود را تا چهارشنبه به تأخير بياندازد. اما ايشان تأکيد داشتند که ديگر اين وضع را تحمل نکرده و اگر اتهام قابل رسيدگي اي وجود ندارد، چرا ايشان مدت يکسال است که بصورت غيرقانوني در زندان به سر ميبرد؟"اين همراه افزود که : "قاضي حداد در مورد رسيدگي به پرونده هاي مهندس طبرزدي ، دکتر فرزاد حميدي و عده ديگري از مبارزين راه دمکراسي، بيش از يکسال است که در مرخصي بسر برده و حتي از تفهيم اتهام به برخي از ايشان نيز طفره رفته است. اينها زندانياني هستند که حتي ظاهر قانوني نيز براي نگاهداري و حبس شان رعايت نشده است."&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;منبع خبر:&amp;nbsp;&amp;nbsp;JDIPRESS.COM &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109094403120653746?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109094403120653746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109094403120653746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_27.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109071136915369442</id><published>2004-07-25T03:50:00.000+04:30</published><updated>2004-07-25T03:52:49.153+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;● با دستهای بسته اعتراض خواهیم کرد!&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه نگاران این بار به نشانه بسته بودن فضا و توقیفهای پی در پی و سلب موقعیتهای شغلی و بیکاری تحمیلی دستان خود را میبندند تا چندمین توقیف این سالها با واکنشی متفاوت رقم بخورد... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکم جديد دستگاه قضايی در توقيف «وقايع اتفاقيه» و توقف انتشار «جمهوريت» بدعتی تازه در ميان همه توقيفها بود که نشان از شيوه جديدی در برخورد با روزنامه نگاران دارد. برخوردی که وارد شخصی ترين حوزه افراد يعنی حق کار کردن دارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه نگارانی که تنها به جرم کار کردن در روزنامه های توقيف شده بايد شغل خود را برای هميشه فراموش کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واکنشهای غالب پس از توقيف وقايع اتفاقيه نشان از آن دارد که قرار است بيکار شدن عده ای روزنامه نگار با پوشاندن لباس قانون بر آن توجيه و به دست فراموشی سپرده شود! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستهايمان اگر چه بسته است اما هنوز ذهن هايمان سرشار از پرسش است، هنوز چشمهايمان ميبيند و گوشهايمان ميشنود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما به خوبی احساس ميکنيم که چگونه تاريخ به زشتی تکرار ميشود... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما فقط دستهايمان بسته است... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما هم اگر از اهالی مطبوعات هستيد دوشنبه ۵ مرداد از ساعت ۱۳ تا ۱۶ در محل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران ( تهران, بلوار کشاورز, خيابان شهيد کبکانيان, کوچه هفتم, پلاک ۸۷ ) منتظر ديدارتان هستيم... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109071136915369442?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109071136915369442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109071136915369442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_25.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109039874914176229</id><published>2004-07-21T12:27:00.000+04:30</published><updated>2004-07-21T13:02:29.143+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;وضعيت توزيع شير رايانه‌اي در مشهد فاجعه‌اي ناگفته است&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.علي‌رغم گراني 100درصدي شير رايانه‌اي نسبت به قيمت پارسال اين محصول و راه‌اندازي چند كارخانه&amp;nbsp; جديد هنوز وضعيت تهيه و توزيع شير در مشهد فاجعه‌آميز است.شيري كه هر روزه&amp;nbsp; به مردم فروخته مي‌شود فاقد كيفيت است.يك زن خانه‌دار به خبرنگار ما گفت: بعضي موقعها مخصوصا در فصل تابستان شيرها فاسد است و وقتي به فروشنده اعتراض مي‌كني مي گويد همينه كه هست.دوست داري برو به كارخانه‌اش بگو.يك مصرف‌كننده ديگر گفت: شيرها مزه شيرخشك مي‌دهند و اصلا از مزه طبيعي شير خبري نيست. او اضافه كرد: حتي شير رضوي كه كارخانه‌اش را آستان قدس راه انداخته و اول كارش محصول خوبي مي‌داد،الان فرقي با ديگران ندارد.وضعيت توزيع شير نيز نابسامان است.گاهي سه يا چهار روز شيركمياب مي‌شود و هيچ مسوولي جوابگو نيست. يك توليدكننده شير در اين‌باره گفت :كارخانه خيلي روزها از ما شير قبول نمي‌كند و مي‌گويند ظرفيت نداريم.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109039874914176229?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109039874914176229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109039874914176229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_109039874914176229.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109035919183908915</id><published>2004-07-21T02:02:00.000+04:30</published><updated>2004-07-21T02:20:50.933+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;گروههاي فشار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روسو براي بر قراري و استقرار بيشتر و بهتر دمکراسي عقيده داشت كه بايد شهروندان گرايش هاي خاص و منحصر به فرد خود را سركوب كرده و به جاي آن شعور وآگاهي مشترك و خير عمومي را رواج دهند . اين عقيده همانطور كه آمد براي گرايش بيشتر مردم به خير ورفاه عمومي بيان شد.&lt;br /&gt;اما در تعريف ما از گروه فشار تبديل به ضد خود شده است .يعني اين جمله براي نفي آنچه بوجود آمده است مورد كاربرد قرار مي گيرد. در بين ما گروههايي بوجود آمده اند كه خير عمومي وآگاهي مشترك و شعور عامه را رد خواسته خود ديده و از آن رو كه براي عقايد روسو احترام قائلند عقيده دارند كه ديگران بايد به اين خير عومي و..... گردن بنهند .گروههاي فشار ما عقيده خود را معادل عقيده اكثر شهر وندان دانسته و از آن يك عده اقليت كه بقول روسو گرايش هاي خاص دارند انتظار دارند كه آن گرايش هاي خاص خود را سركوب نمايند وبه خواسته توده شهروندان كه در عقيده آنها تبلور يافته است احترام بگذارند گروههاي فشار گروههايي هستند متشكل از گروههايي كه مي توانند در سياست هاي حاكم نفوذ داشته باشند و بر آنها تاثير بگذارند .(( فكر عمومي اين است كه دارندگان پول و منافع قادرند بر وزيران ومديران اعمال نفوذ گنند و فشارهاي محسوس و نا محسوسي وارد آورند .)) &lt;br /&gt;(( 1- بنيادهاي علم سياست - عبدارحمن عالم- نشر ني - چ 8-ص- 358))&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;هدف گروههاي فشار اين است كه بر حكومت وبخش هاي اداري در سطوح مختلف فشارهايي را وارد كنند تا اقدامات اداري و تقنيني , مورد &amp;nbsp;نظر آنها را اجرا كنند .اين فشارها از طرق مختلف مانند درج مقالات در نشريات و مطبوعات و و تحريكات افكار عمومي و هدايت آنها به سوي خواسته گروههاي فشار صورت مي گيرند ريشه اصلي ايجاد ورشد گروههاي فشار نفع شخصي است &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;.افرادي داراي منافع همسان گروهي را تشكيل مي دهند كه در راه منافع خود مبارزه مي كنند .البته در ساير كشورها اين مبارزات از كانالهاي قانوني صوذت گرفته وهمانگونه كه گذشت از طريق تحريك وهدايت افكار عمومي سياستمداران را وادار به انجام خواسته خود مي نمايند .اين تحريك افكار عمومي نيز از طرق قانوني صورت مي گيرند و هر گونه انجام غير قانوني كاري خواسته گروههاي فشار را زير سئوال برده و اين امر كارهاي قانوني آنها را در آن جوامع به حداقل ممكن تقليل مي دهد . نكته جالب اينكه گروههاي فشار در ساير جوامع خود را نماينده توده مردم نمي دانند بلكه نمايند كساني مي دانند كه به دليل داشتن ويژگي هاي مشترك با گروه عضو بالقوه آن بشمار مي روند .&lt;br /&gt;&amp;nbsp;نكته جالب ديگري كه گذشت و من مايلم دوباره انگشت تاكيد بر آن بگذارم اين است كه در ساير جوامع ميزان در صد كارهاي غير قانوني گروههاي فشار به حداقل ممكن ميرسد ودر صورت ا فشاي همان حداقل ممكن آنها مجبور به پاسخگويي به افكار عمومي هستند و اين امر باعث مي شود كه مجبور شوند در صد كارهاي غير قانوني خود را فوق العاده پايين آورده و يا به صفر برسانند . گروههاي فشار ساير جامع چه كساني هستند ؟ نكته اول اينكه گروههاي فشار در همه جوامع وجود دارند . فقط چگونگي و دليل ايجاد و خواسته ها و افراد تشكيل دهنده و مخاطبان ونوع برخورد آنها با قضاياي مختلف در جامعه ما با ساير جوامع تفاوتهاي بنيادين دارد &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;.در مورد گروههاي تشكيل دهنده گروههاي فشار در ساير جوامع بايد گفت كه اين گروهها شامل انواع سازمانهاي بازرگاني و كارگري .كشاورزي و نهادهاي ديني وديگر گروههاي اقتصادي و حرفه هاي مختلف شغلي هستند . دليل ايجاد گروههاي فشار در ساير جوامع منافع شغلي وگاه سياسي آنهاست كه آنها را وادار به واكنش كرده و ايشان خواسته هاي خود را از كانالهاي قانوني مطرح و مسئولينن را از كانالهاي قانوني وادار به عكس العمل مبت به نفع خود مي نمايند .اين اجبار نه از راه چاقو و پنجه بكس بلكه از طرقي مل درج مقالات و نوشته هاي گوناگون در مطبوعات و ايجاد تجمع ها وچنين افعالي بوقوع مي پيوندد .بعنوان نمونه دسته اي از گروههاي فشار جامعه اي نماينده بخشي از جامعه وپي گير منافع اعضاي خود يعني كشاورزان وكارگران و بازرگانان هستند و دسته اي ديگر از يك اعتقاد يا اصل جانبداري مي كنند و براي دست يافتن به هدفهاي غير اقتصادي مثل لغو مجازات اعدام يا حفظ محيط زيست و....... مي كوشند .نكته جالب توجه اين است كه هيچ گروه فشاري در ساير نقاط دنيا جرا ت انجام فعلي عليه ا فكار عمومي را ندارند و رد افتادن ب افكار عمومي را معادل از دست دادن حياط منافع خود مي دانند &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;.نکته اي كه در جامعه ما درست عكس آن است و هر گروهي كه بخواهد محبوبيتي بدست آورد بايد به نوعي با گروه فشار جامعه ما در گير شود . دوستي مي گفت كه آقاي خاتمي به ميزان زيادي راي آوردن خود را مديون گروههاي فشار است . چون اگر آنها به آقاي خاتمي حمله نميكردند آقاي خاتمي چنين راي بالايي را كسب نمي كرد .آقاي امير فرشاد ابراهيمي نيز در نوار حداقل به ظاهر افشاكننده خود از پرداخت پول توسط برخي سران احزاب به عده اي براي حمله به خود آنها در تجمع هاشان براي كسب محبوبيت مطاابي را عنوان نموده است . نكته جالب ديگر اينكه در ساير نقاط جهان ، گروههاي فشار نقش خود را در پشت پرده نيز گاها ايفا مي كنند و سعي مي مايند تا جايي كه ممكن است از علني شدن خويش بپرهيزند و بطور مخفيانه به مسئولين فشار وارد كنند ، اما در جامعه ما يكي از آشكارترين فعالين سياسي همين گروههاي فشار هستند . &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;گروههاي فشار نسبت به حكومت يا حداقل به صورت فصلي نسبت به بخس هايي از حكومت فشارهايي را وارد مي كنند ،اما در هيچ جاي دنيا براي رسيدن به خواسته مطلوب خود كه خواسته بخشي از حكومت است ،انهم از راه زور ، وجود خارجي نداشته وندارند .در همه جا گروهاي فشار يك اپوزيسيون غير رسمي و فصلي براي بخش محدودي از حكومت است .اما در جامعه ما گروه فشار نهتنها نقش اپوزيسيون غير رسمي وفصلي نداشته بلكه خود نيز از برخوردكنندگان فيزيكي با اپوزيسيون حكومت است .اپوزيسيون حكومت در نگاه آنها كاملا خارج از حاكميت بوده و اصلا وجودشان غير مشروع است .البته در اينجا غرض از اپوزيسيون ،اپوزيسيون داخلي است كه قانون را پذيرفته والا كاري با اپوزيسيون خارج از كشور كه قانون جامعه ما را قبول ندارند ،نداريم . معمولا گروههاي فشار جهان ،نيروهاي سياسي حرفه اي هستند كه تك تك حركاتشان ازكمال عقل فردي سر چشمه مي گيرد.حركات آنها مانند بازي در يك بازي شطرنج كاملا از سر فكر وتدبر است و بخاطر اينكه مبادا منجر به مات شدن آنها شود ،از خود رد پاي مشهودي بر جاي نمي گذارند و منكر تمام كارهاي غير قانوني خود مي شوند&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;.اما در جامعه ما گروه فشار متشكل از عده اي جوان احساسي در بدنه آن و چند صاحب نفوذ از خود حومت است كه بدنه آن كه جوانان هستند هيچ يك از آنها نميداند كه چه مي خواهد و دنبال چه چيزي است ؟ كارهاي خود را نيز از فرط احساس امنيت كاملا به صورت آشكار وعيني ا نجام ميدهند . نكته جالب ديگر اينكه در همه جاي دنيا اگر گروه فشار با مسئول اداره اي برخورد فيزيكي كند نيروهاي انتظامي وامنيتي آنها سريعا واكنش نشان داده و اجازه فعاليت به هيچ عنوان به آنها داده نخواهد شد ، واز حيث سياسي به آبروي گروه فشار و حاميان آنها لطمه فراواني خواهد خورد .بطور مثال در آمريكا يك قشري مثل هيپي ها هيچ گاه نمي توانند بعنوان گروه فشار بر اهل سياست آن سامان فشاري وارد كنند .آلت فعل سياستمداري شوند .رد ورتي كه در تاريخ ايران داريم كه فردي مثل *ایکس * چه فعل هايي انجام ميداده است و كسي را ياراي ايستادگي در برابر وي نبوده است . نكته آخر اينكه در هيچ جاي دنيا گروه قشار آن كشور عليه اهل فكر و انديشه و روشنفكران يك جامعه كاري انجام نمي دهد . اصلا تعريف گروه فشار براي جاي ديگري است . هيچ گروه فشاري در هيچ جاي دنيا براي مقابله با دانشجوي آن جامعه دست به فعاليت نميزند و نسبت به آراء فكري روشنفكران حساس نمي باشند.كار آنها چيز ديگري است .فلسفه وجودي آنها چيز ديگري است .شيوه عملكرد آنها چيز ديگري است .خواسته هاي آنها چيز ديگري است .در خاتمه اينكه آنها سعي نمي كنند خواسته هاشان بنوعي با خواست مردم در تضاد باشد . . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109035919183908915?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035919183908915'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035919183908915'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_109035919183908915.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109035516000195924</id><published>2004-07-21T00:54:00.000+04:30</published><updated>2004-07-21T00:56:00.000+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&amp;nbsp;حمايت بيش از 60 نهاد و سازمان سياسي، فرهنگي در حمايت از اعتصاب غذای زندانيان سياسی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه: انجمن ها، نهاد های فرهنگی _ اجتماعی و فعالين سياسی در سراسر اروپا _ کانادا_ آمريکا و استراليا با انتشار دومين بيانيه خود با اضافه کردن امضاي حمايتي سازمانها و اشخاص ديگري، بر وسعت پشتيباني خود از حرکت 12 تن از زندانيان سياسي زندان اوين که در اعتصاب غذا بسر مي برند افزودند.در اين بيانيه که به امضاي 66 نهاد و سازمان سياسي و فرهنگي در برون مرز رسيده است با اشاره به اعتصاب غذاي زندانيان سياسي زندان اوين آمده است: ما اعزام يک هييت از حقوقدانان و روزنامه نگاران بين المللی جهت بازديد از زندانهای ايران و ملاقات با زندانيان سياسی وارائه گزارش آن به افکار عمومی ايران و جهان و مراجع حقوق بين الملل را خواست اخص خود اعلام می داريم! سازمانها و نهادها و شخصيت هايي که از اعتصاب غذاي زندانيان سياسي حمايت کرده اند:اسفنديار منفرد زاده _ ايرج جنتی عطايی _ آلبرت سهرابيان _ آرش نور کيهانی _ آرش ضيايی _ آرش کمانگير _ آرش امجد _ آزاده شکوهی _ اسد سيف _ امير اصغری نيا _ اصغر ايزدی _ اسماعيل رزازی _ ايوب رحمانی _ احمد پوری _ ايوب رحمانی _ الميرا مرادی _ ابراهيم آوخ _ احمد افشاری _ اردشير مهرداد _ اردشير نظری _ احمد نوين _ امير نيلو _ ارسلان کريمی _ارژنگ بامشاد _ اردلان کريمی _ ايراندخت کوهل _ احمد علوی _ اکبر احمدی اسکويی _ دکتر حسن عباسی _ دکتر مرتضی محيط _ دکتر يونس پارسا بناب _ دکتر گلمراد مرادی _ دکتر مهدی يوسفی _ ايرج حيدری _ امير جواهری لنگرودی _ هادی جواهری لنگرودی _ پرويز جواهری _ احمد مزارعی _ احمد افسری _ اردشير عظيمی _ احمد غلاميان _ حماد شيبانی _حسن عزيزی _ حسن حسام _ جميله ندايی _ بيژن رستگار _ بهروز فراهانی _ بهروز اميدی لاهيجانی _ پرويز نويدی _ محمد اعظمی _ بيژن سعيد پور _ همايون فرهادی _ سيمين اصفهانی _ نعمت آزرم _ شهاب لبيب _ پرفسور منوچهر سليمانی _ سعيد افشار _ سيا ووش ستوده _ سيا ووش فرجی _ علی رياضی _ سيامک جهانبخش _ رضا اميد _ روزبه وين _ روبن مارکاريان _ رضا بيگی _ رضا صبری _ رضا سپيدرودی _ رضا مرزبان _ محمد رضا شالگونی _جلال شالگونی _ باقر مرتضوی _ سهراب شباهنگ _ نسرين احمدی _ محسن فرد _ هوشنگ کشاورز صدر _ احمد رنجبر _ رفعت رنجبران _ نرگس کرمانشاهی _ مسعود پولادی _ کاوه پولادی _ خليل ورمرزياری _سياووش اوستا _ شهره ارفق _ پرويز آذر _ نجف روحی _ محمد دشتی _ جواد يگانه _ احمد سالمی _ اميد صالحی _ پروانه مقدم _ محسن احمدی _ ايران فرجی _ جواد اسکويی _ نرگس احمدی _ مهدی توسلی _ حسين قاضی _ پيام لطفی _ فريبا ثابت _ حسين شراحی _ علی پيچگاه _ بيتا صفری _ سحر غميان _ علی طاهری _ ثريا چيت ساز _ علی اکبر شالگونی _ مزدک شالگونی _ شهره شالگونی _ آزاده شالگونی _ هوشنگ ديناروند دانيال _ علی ديناروند _ زويا قاشلاق _ مجيد تمجيدی _ شهرام قنبری _ گلناز هدايت _بيژن امينی _ سعيد حاجی زاده _ حسن کيانوش _ کاوه رضوانی _ مهتاب توسلی _ حميد مهر آرا _ علی شمس _ جمشيد روحی _ عبدالله توسلی _ شادی توسلی _ الوند کرمانشاهی _ بيژن امينی _ فرخ قهرمانی _فرامرز پويا _ فرامرز دادور _ رضا طالبی _ امين مولايی _ وحيد اصغری حصارکی _ محمد هادی امينيان _ سيامک وطن آبادی _ فريدون احمدی _ فرهاد بهشتی _ دريا دل توانا _ داوود نواييان _ سعيد اوحدی _ محمد علی اوحدی _ عطا مرادی _ صمد نويد _ عباس مومن _ علی پور نقوی _ پروانه رياحی _ لاله حسين پور _ شيرين مرادی _ خليفه موسوی _ حميد موسوی پور اصل _ محمد حسيبی _خسرو مقدم _ شهرام شمس _ اکبر ذوالقرنين _ علی فياض _ کريم بهجت پور _ حشمت محسنی _ علی اعتدالی _ علی گلباغی _ فريبرز داوودی _ گلنار روحی _ سروژ قازاريان _ منير برادران _ پتی بلوچ _ علی جالينوسی _ رخشنده حسين پور _ مسعود صديقی _ حسين نقی پور _ مرضيه مومن زاده _ نويد مومن زاده _ کريم حاجی رسول _ سالار آشناگر _ بدری صفوی _ اکبر اغراقی _ سارا آزاد _ اصغر جيلو _ پروانه قاسمی _ شيرين مرادی _ ياور اعتماد _ شعله ايرانی _ ناصر اخوان _ فروغ اسد پور _ محمود آزاد _ ياسمين ميظر _ تراب ثالث _ بهرنگ رياحی _ نقی رياحی _ تقی رياحی _ نيکولا رياحی _ پروين شکوهی _ تقی روزبه _ پدرام قهرمانی _ جواد نجابت _ جواد عرفانيان _ رضا نجابت _ حسين جواد زاده _ دکتر پيران آزاد _ مسعود کرمانشاهی _ نوشين شاهرخی _ رحمن صوفی _ حميد پور قاسمی _ ويدا هوشيار _ جعفر ابراهيم زاده _ علی دماوندی _ حجت کسراييان _ خسرو آهنگر _ نصرالله شاد مهر _ هدايت سلطانی پور _هادی فهيمی فر _ حبيب رياحی _ پروين رياحی _ محسن کيا _ منوچر رادين _ جليل زنجانی _ مهران اعظمی _ ناهيد ناظمی _ ناصر روشن ضمير _ محمد خيری _ رضا خيری _ عبدالقادر بلوچ _ عسکر آهنين _ مهدی کيا _ مجتبی نظری _ مسعود نظری _ کوکب نظری _ فرامرز پور نوروز _ رضا چيت ساز _ رضا جعفری _ غلام آل بويه _ سيد حسين تهامی _ ويدا صالحی _ محمد امين ملا زاه گان _ پروانه ناجی _ دکتر جواد جوادی _ نسرين آزاد _ سارا محمود _ سعيد پورمند _ مهشيد راستی _ علی فکری _ اردلان کريمی _ مريم البرزی _ علی عابدينی _ حسين عابدينی _ محمود حشمت _ يوسف آبخون _ حسن طهامی _ حسين طهامی _ جواد نويد _ محمد معمار نژاد (بهرنگ) _ صديقه يوسفی _ سيروس داستا ران _ داريوش آرام _ داريوش ارجمندی _ مجيد مظفری _ حسين مظفری _ محمد آزادگر _ شيوا بهار _ حسن جعفری _ حميلا نيسکيلی _ شکوفه ابراهيم زاده _ علی مير حسينی _ رضا صداقت _ فرشاد بيگی _ کريم خوش عقيده _ حسين سعدی _ حسين توسلی _ علی فرقانی _ سيامک انصاری _ نصير گيلانی _ مرتضی بوداغی _ رضا توانگر _ محمد رضا باقری _ عزت الملوک امامی _ جواد يغمانيان _ مهدی صفا پور _ ابراهيم نجفی _ مينا پويا _ پروين ابراهيمی _ علی عبدی _ محمد مهر پور _ منصور افشاری _ اصغر نصرتی _ سعيد تقويی _ موسی دانشفر _جواد دادستان _ احمد نيک بين _ رضا صفا وردی _ منوچهر غفاری _ عبدالله محمودی _ پوران اصغری _ مصطفی پور سنگری _ فرزانه بلبل آبادی _ شکور فلاح _حسين رودباری _ نادر صمد پور _ بهروز اسدی _ رسول جواديان _ و. . . ليست دوم امضاء ها ( ۲۰ جولای ۲۰۰۴ )ن _ نوری زاده _ رضا علامه زاده _ مسعود فتحی _ فرزانه عظيمی _ توفان آرام _ علی عاشوری _ فريد مزدک _ علی افشاری نيکو _ علی يوسفی _ حسن ماسالی _ حسين باقر زاده _ داوود شاه نشين _ مجيد مافی _ فرزانه مقيمی _ آذر شيبانی _ محمد شيبانی _ سيد حسين مير کريمی _ اميد حبيب نيا _ مهدی کيا _ ناصر جوهری _ بيژن فتحی _ بهروز فدايی _ محمد حسيبی _ پريچهر حسيبی _ علی حسينی _ سامان حسيبی _ مرتضی کاويان (هانوور) _ محمد شمس _ م _ کتوال _ مهدی رضوی _ زری عرفانی _ هادی آبکناری _ داريوش مراد _ پيروز براتی ( تهران ) آرش مهدوی _ دکتر ابراهيم ميزايی _ سينا حافظی _ خدايار آفام ( وکيل دادگستری ) _ آرشيد مطيع قوانين _ قدرت قلی زاده _ کورش گلنام _ حسين هراتی نژاد ( روزنامه نگار ) _ سياووش کوهرنگ _ فرود سياووش پور _ پدرام _ منيژه هباشی ( وکيل دادگستری ) _ فريدون گيلانی _ لاله بشر دوست _ سينا صفا بخش _ وهاب انصاری _ گلی روحی _ رضوان جمالی _ بهمن خاکسار _ اقبال قلعه گلابی _ رحيم راشدی _ رضا بهمن پور _ مينا رحيم زاده _ گلی افشار _ اکرم موسوی علی آبادی _ عاطفه جعفری _ رضا شمالی _ احمد توماج _ خسرو عبدالهی _ رضا هاشمی _ حسين جوادی _ آرش شاه تيموری _ رضا علوی _ محمد خرم _ حميد نوبری _ علی طاهری _ سحر غميان _ ناصر زمانی _ سيامک زمانی _ عباس زمانی _ اکبر زمانی _ ناهيد نصرت _ نکيسا باقريان _ محسن توفيقيان _ محمد تجلی جو _ آذر نوش همتی _ بهروز رضايی _ حسين کمالی _ جمال حسن زاده _ شاهپور سالمکار _ جمال محمدی _ ادامه دارد ۰ ۰ ۰ * * * * * * * * * * * * * اسامی نهاد ها ی فرهنگی و اجتماعی در خارج از کشور :۱_ انجمن دفاع از زندانيان سياسی و عقيدتی در ايران _ پاريس ۲_ کمپين دفاع از مبارزات دموکراتيک مردم ايران_ انگلستان ۳_ کانون دفاع از آزادی بيان _ گوتنبرگ (سوئد) ۴_ کميته دفاع از آزادی و دمکراسی در ايران _ وين (اترايش) ۵ _ سازمان پناهندگی پرايم _ هلند ۶ _ راديو صدای زن_ ونکوور(کانادا)۷_ کميته دفاع از پناهندگان سياسی _ برلين (آلمان )۸ _ کميته دفاع اززندانيان سياسی _ برلين (آلمان ) ۹ _ انجمن بيداری ايرانيان هانوور_آلمان ۱۰ _ کانون حمايت از زندانيان سياسی ايران _ آخن (آلمان ) ۱۱ _ تلاش _کانون حمايت از مبارزات مردم ايران _کلن ( آلمان)۱۲ _ تشکل مستقل دمکراتيک زنان ايران _ هانوور(آلمان)۱۳_ شورای پناهندگان ايرانی برمن _آلمان ۱۴ _ کانون فرهنگی _ سياسی انديشه _ مونستر (آلمان ) ۱۵ _ کانون مستقل ايرانيان لايپزيک _ آلمان ۱۶ _ راديو آوا ( بخش فارسی راديو فلورا)_ هانوور ( آلمان )۱۷ _ فرهنگسرای انديشه _ گوتنبرگ ۱۸_ فرهنگسرای بامداد _ مالمو ۱۹ _ انجمن فرهنگی _ اجتماعی دارکوب _ مالمو ۲۰ _ کميته همبستگی استان اوره برو _ سوئد ۲۱ _ انجمن فرهنگی و اجتماعی همبستگی _ استکهلم ۲۲ _ نشر باران _ استکهلم (st. baran.www)۲۳ _ انجمن فرهنگی و پژوهشی بامداد _ استکهلم ۲۴ _ هييت سر دبيری نشريه آوای زن _ سوئد و نروژ ۲۵_ راديو همصدا _ اسلو ( نروژ ) ۲۶ _ انجمن فرهنگی جامعه يارسان در خارج از کشور ۲۷_ کميته پناهندگان سياسی وان _ ترکيه ۲۸ _ کانون پناهندگان سياسی سيدنی _ استراليا ۲۹ _ سايت چه بايد کرد _ايالات متحده آمريکا (com.chebayadkard.www) ۳۰ _ انجمن گلشن _ ايالات متحده آمريکا (com.golshan.www) ۳۱ _ کانون دوستداران فرهنگ ايران _ واشنگتن (ايالات متحده آمريکا ) ۳۲ _ کانون دمکراتيک ايرانيان _ دالاس ( ايالات متحده آمريکا ) ۳۳ _ انجمن کرد ها و جامعه سوئد۳۴ _ انجمن فرهنگی و هنری اکباتان _ گوتنبرگ ۳۵ _ هييت سر دبيری راديو برابری (net.radiobarabari.www) ۳۶ _ راديو همراه _ گوتنبرگ ۳۷ _ انجمن فرهنگی ميهن _ گوتنبرگ۳۸_ کانون فرهنگی ايرانيان اروپا۳۹_ انجمن ايرانيان سوسياليست لندن _ انگلستان ۴۰ _ کانون دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان ( آسمک )۴۱_ کميته دفاع از انصافعلی هدايت _ خبرنگار مستقل و آزاد ۴۲ _ سازمان دمکراتيک زنان برای دفاع از صلح و عدالت در آلمان ۴۳ _ سايت خبری گزارشگران (com.gozareshgar.www) ۴۴ _ فعالين کمپين عليه اعدام _ منوچهر ماسوری ۴۵ _ سازمان زندانيان سياسی مستقل ۴۶_ کميته بين المللی تحقيق در باره جنايات جمهوری اسلامی ايران عليه بشريت (com.iran-comite.www)۴۷ _ سايت دکتر عباسی (com.abbasi-ch.www)ليست دوم امضاء ها ( ۲۰ جولای ۲۰۰۴)۴۸ _ کميته حمايت از مبارزات مردم ايران وزندانيان سياسی _ فرانکفورت۴۹ _ کانون دانشجويان ايرانی در هلند ۵۰ _ کميته پيگيری قتل استاد عالی نژاد _ گوتنبرگ ۵۱ _ کميته دفاع از حقوق بشر در ايران ۵۲ _ سازمان جنبش دانشجويان ايران ۵۳ _ سازمان دانشجويان دمکرات ايران _ امئو (سوئد ) ۵۴ _ تشکل برونمرزی جبهه دمکراتيک ايران ( آلمان _ استراليا _ هلند _ آمريکا )۵۵ _ سازمان علم حق وعدالت ۵۶_ کميته دفاع از حقوق زندانيان سياسی اعتصاب کننده (ايران) ۵۷ _ سايت بولتن (com.booltan.www)۵۸ _ آسيل کميته گروه ايران _ سوئد ۵۹ _ جنبش همبستگی برای آزادی و دمکراسی در ايران _ نروژ ۶۰ _ انجمن فرهنگی و اجتماعی برابری _ گوتنبرگ ۶۱ _ کانون فرهنگی و هنری آفتاب _ استکهلم ۶۲ _ کميته دفاع از زندانيان سياسی _ انگلستان ۶۳ _ کانون تلاش برای آزادی قلم و بيان و انديشه _ ايالات متحده آمريکا ۶۴ _ راديو ژيوار _ گوتنبرگ ۶۵ _ سازمان دفاع از حقوق خلق ترکمن ( سوئد ) ۶۶ _ جنبش همبستگی با دانشجويان ايران و دکتر ناصر زرافشان امضاء ها ادامه دارد ۰۰۰ ما شما را فرا می خوانيم تا در صورت همراهی با اين دعوت عام ، حمايت خود را از طريق آدرس زير اعلام نماييد &lt;a href="mailto:com.kanon_anjoman@yahoo"&gt;com.kanon_anjoman@yahoo&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;-------------------------------------------------در پي انتشار اين بيانيه آقاي اميد حبيبي نيا سخنگوی پیشروان آزادی بیان ایران، با ارسال ايميلي به روزنامه توضيحاتي داده است که در زير مي خوانيد:با سلاماخیرا دو اطلاعیه با عنوان دعوت عام از سازمان ها و افراد برای حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی اوین منتشر شده است که در هر دو نام اینجانب و کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی به عنوان امضا کنندگان این فراخوان آمده است. من بلافاصله پس از اطلاع از این موضوع در نامه ای از تهیه کنندگان این متن خواستم تا پیش از اعلام موافقت کمیته پیگیری و یا اینجانب نسبت به اعلام آن در سایت ها اقدام نکنند زیرا بدیهی ست که پیش از ارسال این اسامی و عناوین به سایت ها باید ابتدا موافقت این افراد و نهاد ها را جلب نمود.با این حال با توجه به این که کمیته پیگیری و پیشروان آزادی بیان ایران یکی از اولین تشکل هایی بودند که در این رابطه فراخوان مشترک خود را منتشر کردند ، ازتهیه کنندگان این متن خواهشمند است نسبت به رعایت اصول ابتدایی کار رسانه ای و صدور بیانیه جمعی اقدام نمایند .همچنین از رسانه هایی که نام اینجانب و کمیته پیگیری را در این لیست منتشر کرده اند خواهش می کنم که این توضیح را نیز منتشر کنند.با احترامامید حبیبی نیا سخنگوی پیشروان آزادی بیان ایران و دبیر اجرایی کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی30 تیر ماه 1383OmidHabibinia@hjotmail.com &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;منبع خبر:&amp;nbsp;&amp;nbsp;روزنامه &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109035516000195924?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035516000195924'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035516000195924'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_109035516000195924.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109035500977366423</id><published>2004-07-21T00:52:00.000+04:30</published><updated>2004-07-21T00:53:29.773+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;دکتر هاشم آقاجري به 3 سال حبس تعزيري و 2 سال حبس تعليقي محكوم شد&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش ايسنا از سوي شعبه‌ي 1083 دادگاه عمومي تهران سيد‌هاشم آقاجري به 5 سال حبس و 5 سال محروميت از حقوق اجتماعي محكوم شد.صالح نيكبخت، وكيل مدافع هاشم آقاجري با بيان اين مطلب كه حكم آقاجري دقايقي پيش به دست وي رسيده، به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: طبق اعلام نظر رييس شعبه‌ي 1083 دادگاه عمومي تهران و بر اساس رأي صادره از جانب وي، آقاجري به 5 سال حبس و 5 سال محروميت از حقوق اجتماعي محكوم شده است.بر اساس رأي صادره دو سال از مدت زمان 5 ساله‌ي حبس آقاجري تعليقي است.همچنين محروميت از حقوق اجتماعي آقاجري پس از سپراندن دوران حبس وي آغاز مي‌شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;منبع خبر:&amp;nbsp;&amp;nbsp;روزنامه&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109035500977366423?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035500977366423'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035500977366423'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/3-2-1083-5-5.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109035495293079508</id><published>2004-07-21T00:51:00.000+04:30</published><updated>2004-07-21T00:52:32.930+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;&lt;strong&gt;حال زندانيان اعتصابی بند يک رو به وخامت می رود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;روشنگري: پدر يکی از زندانيان اعتصابی بند يک: حال زندانيان خراب است. گونه های شان بيرون زده، حال تهوع و سرگيجه دارند، درخواست من از پزشکان برون مرزی... روشنگری. راديو پژواک، راديوی فارسی زبان سوئد در رابطه با اعتصاب غذای زندانيان سياسی بند يک اوين با پدر يکی از زندانيان اعتصابی ، فرزاد حميدي، مصاحبه کرد. آقای حميدی در اين مصاحبه به شرح وخامت حال زندانيان اعتصابی پرداخت و گفت آن ها به شدت لاغرشده، رنگ شان پريده ، چشمان شان به گودی نشسته، حال تهوع دارند. او از پزشکان برون مرزی و سازمان های حقوق بشری درخواست کرد به داد زندانيان برسند و قبل از آن که کار از کار بگذرد به داد زندانيان برسند. او گفت درخواست زندانيان که اعتصاب غذای آن ها از 15 تير شروع شده دو چيز است يک : دستگيری عاملان قتل و شکنجه دانشجويان در 18 تير و محاکمه آن ها دو: پس دادن خانه خانواده پيران به آن ها. آقای حميدی افزود چند روز قبل از 18 تير وحشيانه به اين خانواده حمله کرده و آن ها را کتک زده اند و اشياء شان را بيرون ريخته اند و اين خانواده در تهران سرگردانند. او گفت مامورين زندانيان را شديدا تحت فشار قرار داده اند که با خانواده های خود موضوع اعتصاب را مطرح نکنند. او اضافه کرد خانواده ها به شدت می ترسند. راديو پژواک از نخستين راديوهای فارسی زبان بزرگ خارجی است که در اين مورد سکوت را شکسته و مساله اعتصاب زندانيان را از حاشيه خبر خارج کرد. با توجه به اين که برخورد رژيم با دادگاه زهرا کاظمی نشان می دهد رژيم در حال حاضر روش سرکوب بی پروای مخالفان را در پيش گرفته، وضع زندانيان اعتصابی بسيار خطير به نظر می رسد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;منبع خبر:&amp;nbsp;&amp;nbsp;روز نامه &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109035495293079508?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035495293079508'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109035495293079508'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_21.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109011341589209113</id><published>2004-07-18T03:41:00.000+04:30</published><updated>2004-07-18T05:46:55.893+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;img src="http://www.sharghnewspaper.com/830428/042654.jpg" align="center" /&gt;شرق: غم عميقى بر چهره «عزت كاظمى» مادر ۷۵ ساله زهرا كاظمى نقش بسته بود. گويى گذر يك سال، ذر ه اى او را از عمق اين واقعه رها نكرده است. صداى هق هق گريه هاى وى ديروز در دومين جلسه دادگاه رسيدگى به اين پرونده، آنگاه كه تقاضاى قصاص مى كرد، چنان عميق و تازه بود كه گويى تازه داغدار شده است. مى گفت: «مى خواهم كسانى كه فرزندم را به قتل رساندند، قصاص شوند، تنها تقاضايم قصاص است، من جسد دخترم را ديدم، اين چه فردى بود و چه دينى داشت كه بدون دليل فرزندم را كشته است.» &lt;br /&gt;آنگاه كه قاضى فراهانى از او پرسيد كه آيا از «م .ر-الف» بازجوى وزارت اطلاعات شكايت دارد، نيز چنين گفت: «آن كسى كه بر مغز دختر من زده بايد قصاص شود. از من خواستند كه براى دفن سريع دخترم رضايت بدهم» و ديگر هق هق گريه مجال نداد.بازجوى ۴۳ ساله وزارت اطلاعات نيز آنگاه كه پشت تريبون براى دفاع از خود قرار گرفت گرچه ابتدا آرام و خونسرد مى نمود اما در پايان دفاعيات خود كه قاطعانه اتهام قتل زهرا كاظمى را رد مى كرد، با كف دست راست خود ۶ بار بر روى ميز كوبيد و با صدايى آميخته با بغض چنين گفت: «من همه كسانى را كه به طور عمدى يا سهوى يا از روى قصور، من را متهم كردند، به فاطمه زهرا(س) و فرزندان نازنينش حواله مى دهم. &lt;br /&gt;بنده از پرسنل با ۲۱ سال سابقه خدمت هستم و در طول اين دوران دست روى احدى بلند نكرده ام.» بغض آلودى صداى متهم قوى تر شد: «من در اينجا كتاب الله و فرزندان رسول خدا را حكم قرار مى دهم بين خودم و آقاى رشادتى. من دست روى كلام الله گذاشته ام...»بازجوى وزارت اطلاعات در صحنه ديگرى از جلسه دادگاه نيز عصبانى شد. آنجا كه قاضى متعاقب سخن قاسم شعبانى وكيل متهم متوجه حضور سفير كانادا در جلسه دادگاه شد و سئوال كرد كه مگر آنها در جلسه حضور دارند، اين پرسش قاضى، واكنش متهم را برانگيخت. &lt;br /&gt;وى با عصبانيت فرياد زد: «قاضى نمى داند كه سفير كانادا در جلسه هست. من سوژه شده ام.» در اين لحظه متهم در حالى كه فريادى كشيد از اتاق بيرون رفت. حدود ۱۵ دقيقه بعد وى به جلسه دادگاه برگشت و از همه عذرخواهى كرد. قاضى فراهانى گرچه آرام بود اما گهگاه تذكر مى داد كه وكلاى اولياى دم زهرا كاظمى خارج از كيفرخواست توضيح مى دهند. شيرين عبادى به اتفاق عبدالفتاح سلطانى، محمد سيف زاده و محمدعلى دادخواه به طور جداگانه طى سخنانى موضوع نقص تحقيقات در پرونده و وجود ابهامات فراوان در آن را مطرح و براى كشف حقيقت و رفع ابهام در پرونده خواستار احضار ۲۰ مقام مسئول و مطلع اين پرونده شدند.جعفر رشادتى نماينده مدعى العموم نيز تاكيد داشت كه وى از كيفرخواست تنظيم كرده اش دفاع مى كند و بر ادعاى خود مبنى بر وقوع قتل شبه عمد زهرا كاظمى از سوى «م .ر.الف» از پرسنل وزارت اطلاعات تاكيد دارد.دومين جلسه دادگاه رسيدگى به پرونده زهرا كاظمى ديروز در فضايى همراه با تشنج برگزار شد و ادامه آن به جلسه امروز موكول شد. &lt;br /&gt;• مادر زهرا كاظمى: فقط قصاص مى خواهم &lt;br /&gt;در آغاز جلسه، جعفر رشادتى نماينده مدعى العموم گفت كه دادسراى عمومى و انقلاب تهران كماكان و مانند گذشته بر ادعاى سابق خود مبنى بر وقوع قتل زهرا كاظمى از سوى رضا. الف، از پرسنل وزارت اطلاعات تاكيد مى كند. وى با اشاره به نظرات ارائه شده از سوى پزشكى قانونى و پزشكان هيأت ويژه منتخب رئيس جمهور گفت: با توجه به مستندات ارائه شده از سوى اين پزشكان و نظرات هيأت مذكور، زهرا كاظمى پس از بازداشت تا زمان انتقال وى به بند مربوط به وزارت اطلاعات كه مورد معاينه قرار گرفته در سلامت كامل بوده است و ساعاتى كه مناقشه در آن وجود دارد، ساعاتى است كه در اختيار پرسنل وزارت اطلاعات بوده و افرادى كه طى آن ساعات، كاظمى در اختيار آنها بوده بايد پاسخگو باشند كه پس از تحقيقات انجام شده و صدور كيفرخواست اتهام وقوع قتل شبه عمد توسط متهم حاضر در دادگاه صورت گرفته و وى در اين زمينه مسئول است. &lt;br /&gt;وى افزود: تاكيد من در دفاع از متن كيفرخواست بر روى خود اطلاعاتى است كه معاونت وزير اطلاعات و نامه اى به هيأت منتخب رئيس جمهور در ى بند قيد كرده كه «زهرا كاظمى در زمان تحويل به بند مربوط به وزارت اطلاعات، هيچ گونه اعتراضى مبنى بر بدرفتارى از سوى ماموران زندان اوين نداشته است. اما پس از آن زمانى كه به بيمارستان منتقل شد ديگر زنده بازنگشته است. ما متهم حاضر در دادگاه را مسئول مى دانيم و تقاضاى مجازات وى را داريم.» در اين هنگام قاضى فراهانى از مادر زهرا كاظمى خواست تا براى اظهارنظر خود نسبت به شكايت طرح شده اش صحبت كند. &lt;br /&gt;مادر زهرا كاظمى: تنها تقاضايم قصاص است؛ دختر من مجوز داشته است. او را به چه مناسبتى گرفته اند؟ سينه وى سوخته و دست و پايش شكسته بود. من خود او را ديدم. من همين يك فرزند را داشتم؟ اين چه فردى بوده، چه دينى داشته كه بدون دليل فرزند مرا كشته است؟ &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: شما به عنوان شاكى از آقاى رضا. الف متهم پرونده شكايت داريد؟ &lt;br /&gt;مادر زهرا كاظمى: من قاتل را نمى شناسم. فقط مى خواهم كسانى كه فرزند مرا به قتل رساندند، قصاص شوند. &lt;br /&gt;قاضى: كيفرخواست تنها عليه يك نفر كه متهم به قتل شبه عمد بوده صادر شده آيا شما (مادر كاظمى) از اين فرد شكايت داريد؟ &lt;br /&gt;مادر زهرا كاظمى: آن كسى كه بر مغز دختر من زده بايد قصاص شود،. از من خواستند كه بايد براى دفن رضايت بدهم. (مادر كاظمى جمله خود را كامل نكرد و به شدت گريه كرد.) آيا اين اسلام است؟ اين گونه مى گفتند بايد رضايت بدهى. من فقط مى خواهم كسى كه فرزندم را كشته قصاص شود. همسر من از مرگ دخترم چندى پيش دق كرد و حال هيچ كس را ندارم. در اين هنگام شيرين عبادى وكيل اصلى اولياى دم زهرا كاظمى در پاسخ به سئوال مجدد قاضى گفت: مادر كاظمى از ايشان (رضا. الف) هم شكايت دارد و نيز از كسانى كه مسبب قتل دخترش بوده اند. &lt;br /&gt;مادر زهرا كاظمى: «فرزند من بى تقصير بوده، وجدانتان را قاضى كنيد.» &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: هيچ موضوعى مبنى بر ضربه در سينه متهم در پرونده منعكس نشده است. آثار مشاهده شده كه مادر زهرا كاظمى از آن سخن مى گويد احتمالا ناشى از شوك وارده به وى در بيمارستان بوده است. نظريه پزشكى قانونى در خصوص كاظمى بى طرفانه بوده و علت اصلى مرگ كاظمى را شكستگى در جمجمه اعلام كرده است و نظريه هيأت رئيس جمهور هم اين بوده كه وى تنها از ناحيه پس سر مورد ضربه قرار گرفته است. &lt;br /&gt;مادر زهرا كاظمى: من اين آثار را خودم ديدم. من براى تحويل گرفتن وسايل دخترم به اوين رفتم. از من پرسيدند آيا دخترت ديوانه نبوده؟ دختر من سالم بود. آنها با من هم برخورد كردند. من فقط قصاص مى خواهم، خود دانيد. &lt;br /&gt;• درخواست شيرين عبادى براى احضار مسئولان و شاهدان &lt;br /&gt;پس از آنكه عزت كاظمى به دليل بغض و گريه نتوانست ادامه سخن دهد، شيرين عبادى برنده جايزه صلح نوبل و وكيل اصلى اولياى دم زهرا كاظمى پشت تريبون قرار گرفت. وى در ابتدا اعتراض خود را به صلاحيت دادگاه اعلام كرد و خواستار رسيدگى به پرونده در دادگاه كيفرى استان شد. &lt;br /&gt;شيرين عبادى: از نظر ما ضربه يا ضربات وارد شده به سر زهرا كاظمى عمدى بوده است. چگونه اتهامى كه به عنوان قتل تفهيم شده به يك باره و بدون دليل خاصى به قتل غيرعمد تقليل يافته است؟ نظر عزت كاظمى هم اين است كه هر كس كه فرزندش را به قتل رسانده بايد قصاص شود. در صورتى كه دادگاه توضيحى به ما، درخصوص صلاحيتش بدهد و خود را صالح بداند، من دفاعياتم را ادامه مى دهم. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: اين دادگاه در مجتمع جنايى در چارچوب كيفرخواست صادره از طرف دادستان تهران تشكيل شده و براى رسيدگى به اين پرونده صاحب صلاحيت است. &lt;br /&gt;شيرين عبادى: بنابراين ما حق اعتراض به اين موضوع را در مرجع تجديدنظر براى خود محفوظ مى دانيم. والا شما هم مى توانيد براى خود قرار عدم صلاحيت صادر كنيد و مكلف نيستيد در چارچوب كيفرخواست به اين پرونده رسيدگى كنيد. &lt;br /&gt;بر اساس محتويات پرونده در روز دوم تير ماه سال يى هنگامى كه تعدادى از خانواده هاى دانشجويان بازداشت شده در مقابل زندان اوين جمع شده بودند، زهرا كاظمى كه از وزارت ارشاد براى تهيه عكس مجوز داشته اقدام به گرفتن عكس مى كند. اين موضوع توجه ماموران زندان را به خود جلب مى كند كه وى را پس از گفت وگويى دستگير و به قول خود به داخل زندان هدايت مى كنند. &lt;br /&gt;در گزارش تهيه شده در روز ى تير ماه يى كه مبناى پرونده اتهامى زهرا كاظمى بوده، آمده است كه در مورخ ۸۲.4.2 ساعت ۴۰/۱۷ يك فرد ناشناس، خانم، با يك عدد دوربين عكاسى اقدام به عكس گرفتن از مردم اجتماع كرده در مقابل زندان اوين بودند، كرده است كه با رعايت تمام شئونات و با حضور افسر جانشين به داخل زندان هدايت، مى شود كه پس از احراز هويت، نام وى زهرا كاظمى بوده كه نام برده مشغول عكسبردارى از منطقه ممنوعه زندان بوده است. &lt;br /&gt;جمله آخر اين گزارش با قسمت اول گزارش در تعارض است. البته جوهر جمله آخر نيز كه «نامبرده مشغول عكسبردارى از منطقه ممنوعه زندان بوده است» با جوهر جملات قبل فرق دارد و به نظر بعداً به متن گزارش الحاق شده در عين اين كه اين جمله روى امضاى گزارش نوشته شده است كه در اين راستا از دادگاه تقاضاى جلب نظر كارشناسان را داريم. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: كيفرخواست اتهام قتل شبه عمد را در خصوص رضا. الف مطرح كرده و توضيح داده از بدو ماجرا به اين دادگاه مربوط نيست. در چارچوب كيفرخواست توضيح دهيد. &lt;br /&gt;عبادى: من مى خواهم به اين موضوع برسم كه زهرا كاظمى چگونه كشته شده است. زهرا كاظمى بدون رعايت موازين قانونى دستگير شده بود. اگر هم حتى جرم مشهود كرده بود بايد به دادسرا اعزام مى شد نه زندان. در داخل محوطه، ماموران از كاظمى سئوال مى كنند و او مى گويد كه مجوز رسمى از ارشاد دارد و از خيابان و تجمع كنندگان عكس گرفته و خيابان منطقه ممنوعه نيست زيرا محل تردد است. او در اين حرف ها به بازداشت خود نيز اعتراض مى كند. &lt;br /&gt;حسب گواهى شهود حدود ساعت يى همان روز، فردى به نام بخشى در جريان اين ماجرا و اعتراض كاظمى به دستگيرى اش حداقل يك ضربه به سمت چپ صورت او مى زند تا حدى كه حال كاظمى از روال طبيعى خارج مى شود و گريه كنان در گوشه اى مى نشيند. &lt;br /&gt;در اين هنگام رشادتى، معاون دادستان تهران و نماينده مدعى العموم از قاضى اجازه خواست تا توضيحاتى ارائه دهد. وى گفت: به دليل اين كه اسمى در اين جا برده شد، بايد توضيح دهم كه ايشان هم احضار شدند و پس از تحقيقات براى وى نيز قرار منع تعقيب صادر شد. &lt;br /&gt;در اين هنگام همه ى وكيل مادر زهرا كاظمى به اظهارات مطروحه اعتراض كرده و گفتند كه در زمان دفاع وكلا، حق اعتراض و اظهار نظر ندارد. &lt;br /&gt;محمد سيف زاده ديگر وكيل اولياى دم زهرا كاظمى گفت: شما نماينده جامعه هستيد و در زمان دفاع وكلا حق اعتراض نداريد. &lt;br /&gt;پاسخ معاون دادستان اين بود: من براى بيان اظهاراتم از قاضى اجازه گرفتم در عين حالى كه بايد بگويم در جريان اين ماجرا عده اى متهم بودند كه براى همه قرار منع تعقيب صادر شد و براى يك نفر يعنى متهم حاضر، قرار مجرميت. شما اگر به كيفرخواست نقص داريد، بگوييد. الان در ارتباط با مواردى كه قبلاً رسيدگى شده و خارج از چارچوب دادگاه و دفاع است، سخن مى گوييد. &lt;br /&gt;وكلاى مادر زهرا كاظمى نيز پاسخ دادند: طرح خلاصه ماجرا خروج از چارچوب كيفرخواست نيست. &lt;br /&gt;شيرين عبادى سپس ادامه سخن داد: ساعت ۳۰/۲۰ شب دوم تير ۸۲ زهرا كاظمى با عنوان «تحت نظر» به بند ۲۴۰ زندان اوين برده مى شود، بدون تفهيم اتهام و تنها با عنوان تحت نظر؛ كاظمى از سوار شدن به ماشين امتناع مى كند، در اين هنگام با كمك افسر نگهبانى و دو زندانبان او را داخل پيكان مى گذارند و به بند ۲۴۰ مى برند. پس از رسيدن به بند، مأموران زن چندين بار به او مى گويند كه از ماشين پياده شود، او پاسخ نمى دهد و متوجه مى شوند كه غش كرده و حالش به هم خورده است. سرباز نگهبان در بند ۲۴۰ را صدا مى كنند و به كمك دو زن زندانبان او را به بند مى برند . &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: تمام جزئيات موضوع از روز دوم تير ۸۲ تا روز مرگ كاظمى در پرونده است و دادسرا در خصوص متهمان مظنون در اين پرونده قرار منع تعقيب صادر كرده و تنها براى يك متهم قرار مجرميت صادر شده است. توضيحات شما جز اطاله دادرسى نتيجه ديگرى ندارد. اگر اظهاراتى در خصوص متهم پرونده و در چارچوب كيفرخواست داريد، ارائه دهيد. توضيحات شما توجيه قانونى ندارد. &lt;br /&gt;عبادى: من بايد در دفاعياتم آزادى داشته باشم. وى همچنين به گزارش هيات ويژه رئيس جمهور براى بررسى اين پرونده اشاره كرد و گفت: طبق اين گزارش ساعت ۲۵/۲۲ دوم تير تقريباً دو ساعت بعد، كاظمى با وجود بدحالى در اين بند تا ساعت ۳۰/۲، روز ۳ تيرماه سال ۸۲ مورد بازجويى قرار مى گيرد و بازجويى ساعت ۳۰/۲ به اتمام مى رسد. سوم تير زهرا كاظمى جهت بازجويى به شعبه ۱۲ مستقر در اوين (دادسراى مستقر در اوين) منتقل مى شود كه بازپرس مذكور نيز گفته است «زهرا كاظمى هنگام بازجويى بسيار عصبانى بوده است». مشخص نيست شب قتل چه گذشته كه وضعيت وى اين گونه بوده است. در آن موقع بازپرس شعبه ۱۲ اتهام اقدام عليه امنيت ملى و انتقال اطلاعات به خارج و تهيه فيلم از ناآرامى ها را به زهرا كاظمى تفهيم و براى وى قرار بازداشت موقت صادر مى شود. با وجود اعتراض زهرا كاظمى به اين قرار، بازداشت وى در دادگاه نيز تائيد مى شود. گناه واقعى و دلايل اتهامات زهرا كاظمى چه بوده است كه با آن شكل دستگير شده و تا ساعت ۳۰/۲ بامداد بازجويى شده است؟ او يك خبرنگار به همراه مجوز رسمى از وزارت ارشاد بوده است. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: پرونده اتهامى زهرا كاظمى مربوط به اين دادگاه نيست كه در اين رابطه سئوال مى كنيد. &lt;br /&gt;در اين لحظه شيرين عبادى به ماجراى پرونده اى كه متهم فردى به نام مسعود كريمى فرزند محسن بوده، اشاره كرد و گفت: پرونده اى مطرح بود با عنوان اين كه مسعود كريمى متولد ۱۳۶۰در تاريخ ۲۶ خردادماه در ناآرامى هاى مربوط به آن روزها دستگير شده است در آن پرونده آمده بود كه كريمى گفته است «زهرا كاظمى به من پول داد تا كوكتل مولوتوف درست كنم». در آن پرونده عنوان شده كه كريمى مدت ۶ سال است كه مشغول خدمت سربازى است و از جمهورى اسلامى هم كينه دارد، دو روز قبل از ۲۴ خرداد اين زن او را تشويق به اغتشاش كرده و زمانى كه عكس زهرا كاظمى را به او نشان داده اند، گفته: بله آن زن همين است. اصلاً شخصى كه متولد سال ۶۰ باشد نمى تواند ۶ سال خدمت كرده باشد، هم اكنون نيز از سرنوشت پرونده اين فرد با نام مسعود كريمى هيچ خبرى نيست. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: پرونده مسعود كريمى مربوط به اغتشاشات سال گذشته بود كه اين فرد با كوكتل مولوتوف دستگير شده و گفته بوده كه خانمى با اين مشخصات خود را خبرنگار و كانادايى معرفى مى كند و به وى طرز تهيه كوكتل مولوتوف را ياد مى دهد، خانم عبادى اين موضوع ربطى به اين پرونده ندارد، من هم اطلاع ندارم كه سرنوشت پرونده مسعود كريمى چه شد. فقط چند فتوكپى از اظهارات وى در پرونده موجود است. &lt;br /&gt;عبادى: در ۳۱ خرداد مسعود كريمى گفته كه در شرايط بازداشت اين موضوعات را گفته است. حال بازگرديم به موضوع زهرا كاظمى؛ وى پس از دستگيرى مكرراً مى خواهد كه با سفارت تماسى گرفته شود، از پوشيدن چادر و زدن چشم بند خوددارى مى كند، تقاضاى ملاقات با وكيل دارد و اعتصاب غذا مى كند. تمام اين موارد در پرونده مندرج است. مخالفت مأموران زندان و نوع رفتار آنها برايش گران مى آيد، مقاومت مى كند و كتك مى خورد. برخى براى سرپوشى يك پرونده، پرونده ديگرى مى سازند و او را جاسوس خطاب مى كنند. در صفحه ۹۱۳ پرونده آمده كه انگشت كوچك، ناخن و بينى او ضرب ديده است. آيا همين موضوع براى اثبات شكنجه شدن زهرا كاظمى كافى نيست؟ من پيشنهاد مى كنم لباس هاى كاظمى را در دادگاه بياوريد تا ببينيد كدام قسمت هاى لباس پاره شده و خون آلود است. مادر كاظمى تقاضا دارد لباس هاى دخترش را تحويل بگيرد. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: بعد از اتمام تصميم گيرى در مورد اين پرونده، تمام وسائل و لباس هاى كاظمى به مادرش تحويل داده خواهد شد. من و شما كارشناس نيستيم تا از شكل لباس ها و ميزان پارگى آنها موضوعى را تشخيص دهيم. &lt;br /&gt;عبادى: قاضى در خصوص لباس هاى زهرا كاظمى نظر كارشناسان را نيز جلب كند. همچنين كميته ويژه منتخب رئيس جمهور در آن زمان در رسيدگى به ماجراى مرگ زهرا كاظمى درخواست كرده بود كه براى حفظ آثار جرم، از جسد وى عكس و فيلم تهيه شود و يك پزشك نيز از سوى اولياى دم مجاز باشد جسد را ببيند اما متأسفانه چنين عكس يا فيلمى تهيه نشد است. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: چنين فيلم يا عكسى موجود نيست، تنها سه قطعه عكس وجود دارد كه در موقع كالبدشكافى گرفته شده و در پرونده الصاق شده است وكلا اگر پرونده را مطالعه كرده باشند حتما آن سه عكس را ديده اند. &lt;br /&gt;شيرين عبادى در ادامه دفاعياتش به نامه خوشوقت مديركل مطبوعات و رسانه هاى خارجى وزارت ارشاد كه در رسانه ها نيز منتشر شد و نيز گزارش كميسيون اصل نود اشاره كرد و گفت: روز چهارم تيرماه سال ۸۲ با خوشوقت تماس گرفته مى شود و متعاقباً گفته مى شود دوم تيرماه يك خبرنگار را در حين جاسوسى گرفته ايم، وى اعتراف كرده است. اما در اين حين آنچه باعث مى شود اين ماجرا به نتيجه نرسد بدحالى زهرا كاظمى است، وى در تاريخ ۵تيرماه ۸۲ به كما مى رود و در اولين ساعت ششم تيرماه دچار مرگ مغزى مى شود. &lt;br /&gt;جالب اينجاست كه در آن زمان قرار بازداشت موقت او به كفالت تبديل مى شود . پس از آن هم علت مرگ، سكته مغزى عنوان مى شود، بعد هم معلوم مى شود علت مرگ سكته نبوده است. اى كاش آن زمان به اولياء دم اجازه داده مى شد پزشك معتمدشان را در زمان كالبدشكافى معرفى كنند و اى كاش در آن زمان اجازه دفن داده نمى شد و جسد به كانادا منتقل مى شد؛ شايد در كشف حقيقت مؤثر مى افتاد. &lt;br /&gt;تاكيد شيرين عبادى اين بود: اين پرونده نقاط ابهام فراوانى دارد و تا حقيقت كشف نشود، نمى توان در اين باره اظهارنظر كرد. درخواست ما اين است كه چند شاهد را كه نام آنها را خواهم گفت به عنوان مطلع در محضر دادگاه احضار كنيد و اظهارات آنها را بشنويد. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى در پاسخ به اين اظهارات شيرين عبادى گفت: مگر آقاى آرمين يا انصارى راد در زندان بوده اند؟ مطلع بايد با قضيه ارتباط موضوعى داشته باشد. &lt;br /&gt;در اين هنگام سلطانى ديگر وكيل مادر زهرا كاظمى، گفت: مسئولان وزارت اطلاعات، توضيحاتى را به كميسيون اصل نود در اين باره داده اند بنابراين آقاى انصارى راد به عنوان رئيس وقت آن كميسيون مى تواند در مورد آن اظهارات شهادت دهد. &lt;br /&gt;دادخواه نيز به عنوان ديگر وكيل اولياء دم زهرا كاظمى، عنوان كرد: شهادت بر شهادت در قوانين ما كاملاً پذيرفته شده است. &lt;br /&gt;در ادامه دادگاه، سيف زاده براى انجام ادامه دفاعيات از مادر زهرا كاظمى، در جايگاه قرار گرفت. &lt;br /&gt;سيف زاده: قاضى بايد مستمع اظهارات شاكى باشد و با سعه صدر به دفاعيات وكلا گوش دهد. حضور ما در دادگاه به هيچ عنوان به اين معنا نيست كه با اتهام مطرح در اين پرونده يعنى قتل شبه عمد موافقيم؛ اگر چنين استنباطى مى شود صحنه دادگاه را ترك مى كنيم. ما مى دانيم كه اين دادگاه به دنبال كشف حقيقت است بنابراين ارج گذارده و مانده ايم. چشم دنيا روى اين دادگاه است، بياييم و نگذاريم اين قتل به پاى نظام نوشته شود. &lt;br /&gt;قاضى فراهانى: ما بر وظايف خود واقفيم. &lt;br /&gt;سيف زاده ديگر وكيل اولياى دم پرونده دوباره به موضوع عدم صلاحيت دادگاه جنايى براى رسيدگى به اين پرونده اشاره كرد و گفت: اگر از ابتدا پرونده به دادگاه كيفرى استان ارجاع مى شد، ماجرا به اينجا نمى كشيد. &lt;br /&gt;وى ادامه داد: محدوده اى كه زهرا كاظمى در آن مشغول به عكسبردارى بوده را نمى توان منطقه ممنوعه به حساب آورد. همچنين در طول بازجويى وى اين اصرار بوده كه «تو جاسوسى» اين موارد همه جرم است. چنين پرونده هايى كه گه گاه مشاهده مى كنيم ناشى از توهماتى است كه اصل را بر مجرميت مى گذارد. &lt;br /&gt;سيف زاده پس از قرائت گزارش هاى مختلف مجلس و هيات رئيس جمهور در اين باره گفت: بهتر است شهود پيشنهادى به دادگاه بيايند و اظهاراتشان را بگويند تا قضيه به كشف حقيقت نزديك شود. اينها مقامات رسمى هستند و بهتر است شهادتشان را بيان كنند. &lt;br /&gt;در اين هنگام قاضى فراهانى از رشادتى، نماينده مدعى العموم و سرپرست دادسراى امور جنايى تهران خواست تا توضيحاتى درباره موضوع محمد بخشى رئيس حراست زندان اوين بدهد اما پس از آن گفت كه سلطانى براى ادامه دفاعيات در جايگاه قرار گيرد. &lt;br /&gt;عبد الفتاح سلطانى ديگر وكيل اولياى دم زهرا كاظمى نيز طى سخنانى درباره مدارك موجود در پرونده گفت: يكى از مقامات زندان گفته است كه يكى از قضات در صدد گرفتن كيف زهرا كاظمى بر مى آيد؟ &lt;br /&gt;بحث تحت نظر قرار دادن در مورد ضابطان دادگسترى است، در حالى كه قاضى دادگاهى كه دستور تحت نظر داده است كه با هيچ يك از موازين قانونى وفق نمى كند زيرا زهرا كاظمى به طور غيرقانونى بازداشت شده و صدور غيرقانونى قرار بازداشت بدون دليل جرم است. &lt;br /&gt;سلطانى با اشاره به گزارش اطلاعات ناجا، گفت: زهرا كاظمى گفته بود وقتى در زندان اوين بودم با من بدرفتارى شده است و مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و ناجا از او اخذ گزارش كرده و حتى با دست خط خود او به صورت مكتوب آورده است. &lt;br /&gt;اين وكيل مدافع ولى دم با اشاره به صفحه ۱۱ى۵ با اشاره به اظهارات خانمى از ماموران اطلاعات ناجا، اظهار داشت: زهرا كاظمى به اين مامور اطلاعات ناجا گفته بود «بينى ام و انگشت شست و انگشت پايم را شكسته اند» كاظمى آن مطالب را خود به صورت گزارش به تحرير درآورد. &lt;br /&gt;سلطانى افزود: ناجا وظيفه داشته مسائل را به مقامات اعلام كند و كاظمى را به پزشكى قانونى معرفى كردند. آيا اگر اين كارها را انجام مى دادند، اين اتفاق مى افتاد؟ &lt;br /&gt;وى با اشاره به عدول برخى افراد از اظهارات خود، اظهار داشت: دادسرا صرف عدول برخى از شهود از شهادت را دليل بر صحت اظهارات بعدى آنها دانسته اند، چرا فقط به اظهارات سربازان اكتفا كردند نه شهادت اوليه آنها. &lt;br /&gt;سلطانى با بيان اينكه «وزارت اطلاعات و سازمان زندان ها هر يك عليه ديگران مدعى هستند» افزود: چرا به اين ادعاها يك طرفه رسيدگى كرديد؟ &lt;br /&gt;وكيل مدافع ولى دم در مورد زمان ضربه وارد شده به زهرا كاظمى گفت: احتمال اينكه ضربه قبل از۴ يا ۵ تير ماه وارد شده باشد، قوى است و به احتمال قوى ضربه در پنجم تير ماه اتفاق افتاده است. اين كه ضربه در دوم و سوم تير ماه نيز وارد شده باشد بعيد به نظر مى رسد. &lt;br /&gt;سلطانى با اشاره به زمان مابين اثبات ضربه و مشاهده علايم گفت: سن فرد و نوع و مكانيسم ضرب ديدگى و علل زيادى در رابطه با اينكه ضربه در يك روز وارد شود و علايم در روزهاى ديگر ظاهر شود، وجود دارد ولى اگر كارشناسى ها برخلاف اوضاع و احوال جلسه باشد قاضى مى تواند تبعيت نكند و از اساتيد در رشته هاى مختلف جهت اظهارنظر در مورد اينكه آيا در اين تاريخ ضربه وارد شده است يا خير، دعوت كند. &lt;br /&gt;وى سپس با اشاره به نظريه كميسيون پزشكى گفت: دادسرا و دادگاه مى تواند زمان دقيق ضرب ديدگى را با تحقيقات قضايى مشخص كند. در حالى كه تاريخ ۲/۴/۸۲ ضربه قطعاً واقع شده هر چند ممكن است در روزهاى ديگر نيز ضرباتى واقع شده باشد. چرا به گزارش رئيس اداره حفاظت و اطلاعات زندان ها كه بخشى زير مجموعه آنهاست، توجه مى شود اما از اظهارات وزارت اطلاعات استفاده نمى گردد؟ &lt;br /&gt;وكيل مدافع ولى دم در پايان دفاعيات خود تقاضاى صدور دستور نسبت به نقص تحقيقات و احضار مسئولان مطلع توسط وكلاى ولى دم به دادگاه و اظهار نظر نسبت به صلاحيت و عدم صلاحيت دادگاه و مشاهده فيلم ها و لباس هاى زهرا كاظمى و بررسى آن در محل هاى پارگى جهت شناسايى اثر ضربات و نقاطى كه خون آلود بوده را از محضر دادگاه درخواست كرد. &lt;br /&gt;محمدعلى دادخواه يكى ديگر از وكلاى مدافع مادر زهرا كاظمى در ادامه جلسه رسيدگى به پرونده زهرا كاظمى اظهار داشت: بزرگ ترين مشكل، آن جايى رخ داده است كه با وجود اين كه زهرا كاظمى نامه وزارت ارشاد را كه حكايت از آن داشته كه يك مرجع رسمى اجازه عكسبردارى به او داده بود در دست داشت، بازداشت و روانه زندان شده است. &lt;br /&gt;وى افزود: سئوال من از دادگاه اين است؛ وقتى اتهام اوليه خانم كاظمى اقدام عليه امنيت داخلى عنوان شده است، آيا يك جاسوس بايد با يك قرار ى ميليون تومانى آزاد شود؟ وظيفه دادگاه كشف اين نكات است؛ لذا معتقدم پرونده دو حالت دارد؛ يا بايد براى تكميل تحقيقات به دادسرا احاله شود يا با توجه به ايراد عدم صلاحيت به دادگاه كيفرى استان با حضور ۵ قاضى ارجاع داده شود. &lt;br /&gt;پس از پايان سخنان وكلاى اولياى دم زهرا كاظمى، متهم كه بازجوى وزارت اطلاعات است، در جايگاه قرار گرفت و تاكيد كرد كه اتهامات وارده را قاطعانه رد مى كند. سپس قاسم شعبانى وكيل وى به بيان لايحه دفاعيه خود پرداخت و مابقى آن به جلسه امروز واگذار شد.&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109011341589209113?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109011341589209113'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109011341589209113'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_18.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-109009178001267988</id><published>2004-07-17T23:45:00.000+04:30</published><updated>2004-07-17T23:46:20.013+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="color:#cc6600;"&gt;&lt;strong&gt;پیامی کوتاه از مهندس طبرزدی به فعالان و خانواده های زندانیان سیاسی &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc6600;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;خبرگزاری جبهه دمکراتیک ایران: در پی شروع به اعتصاب غذای زندانیان اوین و اتفاقاتی که در حاشیه این حرکت شجاعانه زندانیان در سطح رسانه ها و جراید برون و درون مرزی صورت گرفت تلاش شد که با مهندس طبرزدی ارتباطی تلفنی از درون زندان اوین صورت پذیرد مهندس طبرزدی ضمن ارسال مراتب تاسف خود را از این اتفاقات ناگوار و اختلافات پیش آمده, اعلام داشت برای ایجاد تفاهم و همبستگی میان تمامی فعالان و خانواده های زندانیان سیاسی تکیه دارد و در این راستا نیز اقدام خواهد کرد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;منبع خبر:&amp;nbsp;&amp;nbsp;خبرگزاری جبهه دمکراتیک ایران &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-109009178001267988?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109009178001267988'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/109009178001267988'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_17.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108989010111180546</id><published>2004-07-15T15:42:00.000+04:30</published><updated>2004-07-15T15:45:01.110+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;سیمهای خاردار پارک وکیل آباد باقی می ماند &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  حالیکه در وقفنامه پارک وکیل آباد به صراحت قيد شده است كه اين زمينها به هيچ وجه نبايد براي كاربري نظامي استفاده شود اما شورای شهر مشهد در جلسه ای غیر علنی قسمتی از پارک وکیل آباد را که شهردار در پی تخلیه آن بود را به مدت 10 سال به سپاه اجاره داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پارك  وكيل آباد  علاوه بر مشهدي ها براي همه ايرانياني كه براي زيارت بارگاه رضوي به مشهد مي آيند محلي شناخته شده است پاركي كه به واسطه قرار گرفتن بزرگترين شهر بازي مشهد و همچنين باغ وحش بزرگ شهر در كنار منطقه اي ييلاقي جذابيتهاي فراواني براي همه دارد كه مي تواند ساعتها افرادي كه به آنجا مي روند را سرگرم كند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما اگر ساعاتي را در اين منطقه دركنار رودخانه كوچك آن گذرانيده باشيد مسلماً سيم خاردارهايي كه انتهاي پارك را نشان مي دهد را ديده ايد ! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين سيم هاي خاردار پارك وكيل آباد را  از يك منطقه نظامي جدا مي كند.پارك وكيل آباد در روستايي به نام وكيل آباد واقع بوده است كه زمينهاي آن را مرحوم ملك واقف بزرگ مشهدي به عنوان يك فضاي تفريحي عمومي وقف كرده و شهردار وقت شهر را به عنوان متولي آن مشخص كرده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*** &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در وقفنامه اين زمينها در يكي از بندها به صراحت قيد شده است كه اين زمينها به هيچ وجه نبايد براي كاربري نظامي استفاده شود و در اختيار نيروهاي نظامي يا انتظامي قرار گيرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما با اين وجود در ايام 8  سال دفاع مقدس با توجه به اضطراري كه براي آموزش نيروهاي اعزامي به جبهه ها وجود داشت قسمتي از اين زمين ها به سپاه واگذار شد تا اردوگاهي را در اين محل بر پا كند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما با پايان يافتن جنگ تحميلي اين اضطرار پايان يافت و عمل به وقفنامه در دستور كار شهردار وقت قرار گرفت. نامه نگاريها آغاز شد اما پيگيري ها بسيار طولاني شد. دو طرف براي خود دلايلي داشتند و هيچكدام حاضرنبودند از موضع خود كوتاه بيايند. كار به دادگاه كشيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادگاه در سال 75  حكم به خلع يد سپاه از منطقه و تخليه زمینها داد. اما به رغم گذشت 8  سال بارها اين حكم مورد اعتراض و تجديد نظر قرار گرفت اما هميشه رأي اجراي نظر واقف بود . ولي سپاه پاسداران حاضر به تخليه نبود.&lt;br /&gt; &lt;center&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/907.jpg"&gt;&lt;img src="http://web.peykeiran.com/net_ir_img/908.jpg"&gt;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; *** &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما روز 8  تيرماه 83  آخرين مهلت سپاه براي تخليه اين ارودگاه بود كه بايد تا اين تاريخ آنجا را تخليه مي كرد. اين امر به واسطه حكمي بود كه قاضي اجراي احكام دادگستري خراسان صادر كرده بود. بنابراين حكم با توجه به انقضاي مهلت مورد در خواست سپاه ( 25/12/82 ) و گذشت 8 سال از تاريخ صدور حكم و عدم اجراي حكم توسط آن مرجع و اصرار محكوم له به اجراي به سپاه تا 8  تيرماه فرصت داده شده بود مكان را تخليه نمايد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما ظاهراً سپاه قراري براي تخليه اين زمينها ندارد. چون اينبار هم اين اتفاق نيافتاد . حتي شنيده شد كه شهرداري را تهديد به برخورد نظامي كرده بودند. اين تهديد از آنجا جالب توجه است كه در خبرها داشتيم كه چندي پيش نيروهاي شهرداري بجنورد از سوي يگاني از ارتش در اين شهر هدف شليك گلوله قرار گرفته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قلم: زهرا علومی مقدم&lt;br /&gt;از سايت choghok&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108989010111180546?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108989010111180546'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108989010111180546'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/10.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108983163372354919</id><published>2004-07-14T23:09:00.000+04:30</published><updated>2004-07-14T23:30:33.723+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;گزارش جنبش 18 تیر هلند از تظاهرات امسال در لا هه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارشنبه 7 ژولاى،لاهه پارلمان هلند،ساعت 1 نيمروز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"جنبش 18 تير" كه يك تشكل مستقل دانشجوييست به همراهى چندين سازمان و نهاد مردمى و با حمايت معنوى چندين حزب برگزار كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدا جمعيت حاضر به آهنگهاى دلنشين ايرانى گوش فرا داد. بعد از اعلام رسمى برنامه توسط یکی از دانشجویان مقیم هلند, آقاى *دوینتر نويسنده معروف هلندى سخنانی در ضرورت آزادى بيان براى پويايى يك جامعه ایراد كردندو تاكيدايشان بر آزادی  زندانيان مطبوعاتی بود..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخرانان بعدى خانم **هیرسی علی و آقاى ***اورمل   - نمايندهء معروف پارلملان هلند از - حزب عمدهء دولت بودند. ايشان نيز با ياد كردن از زندانيان دانشجويى، مطبوعاتى و بطور كل سياسى از دولت هلند كه رييس اتحاديهء اروپا مى باشد خواستار شدند كه فشار مضاعفى را جهت استقرار مردمسالارى و تحميل حقوق بشر بر جمهورى اسلامى وارد كنند. شعر آقاى نسيم خاكسار كه به اين همايش تقديم شده بود نيز براى حاضرين خوانده شد. در ادامه پيام اختصاصى كوروش صحتى دانشجوى معروف و مبارز حادثهء كوى دانشگاه كه براى اين همايش فرستاده شده بود خوانده شد. پس از اين حاضرين در صفوف منظم با زدن دهان بندانى كه در آن تصاوير زندان حك شده بود به راهپيمايى در سكوت پرداختند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اين حركت نمادين در اعتراض به سركوب آزادى بيان و انديشه انجام شد. پس از بازگشت به محل تجمع آقاى فان ****هینینگن از حزب سوشياليست براى جمعيت سخنرانى كردند. ايشان تاكيد ويژه اى به حمايت جنبشهاى مردمى ايران براى برون رفت از وضعيت استبدادى فعلى داشتند. سپس بيانيهء تهيه شده براى تقديم به پارلمان و دولت هلند توسط سخنگوى جنبش  18تير براى حضار خوانده شد. در ادامهء برنامه يك هنرمند گيتاريست ايرانى و پس از آن يك گروه پاپ ايرانى قطعات زيبايى را اجرا كردند كه مورد توجه جمعيت حاضر قرار گرفت. در پايان با سرود اى ايران جمعيت دست در دست يك حلقهء بزرگ را تشيل دادند و سرود را همخوانى كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*  De Winter&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;** Hisi Ali&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*** Ormel&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;****  van Heiningen &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108983163372354919?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108983163372354919'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108983163372354919'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/18-7-1-18.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108980504971624709</id><published>2004-07-14T16:07:00.000+04:30</published><updated>2004-07-14T16:07:29.716+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;پيام مهندس طبرزدي در مورد ادامه مبارزات جنبش دمكراتيك ايران &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند روز است كه از پنجمين سالگرد قيام 18 تيرماه 78 مي گذرد. در اين چند روز اخبار ضد ونقيضي از چگونگي برگزاري اعتراضات و مراسم هاي در روز 18 تير امسال در بند 350 كارگري زندان اوين شنيده ام كه نشان از يك 18 تير آرام وبي دغدغه براي رژيم دارد.البته از آن موقع وچند روز مانده به 18 تير ماه وزير اطلاعات رژيم در سخناني اعلام كرده بود كه خيالشان از بابت 18 تير امسال راحت است و تدابير امنيتي را هم انديشيده اند. از مجموع عوامل واتفاقات در چند ماه اخير به اين نتيجه رسيدم كه 18 تير آرامي را در پيش خواهيم داشت وبه دوستان خود در بيرون از زندان توصيه كردم تا اينبار خود را بيش از نياز درگير تظاهرات نكنند تا بلكه مورد بازداشت وشكنجه قرار نگيرند چرا كه وجود آنها در بيرون از زندان مهم است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارزيابي من در استانه 18 تير اين بود كه روز چندان سختي براي رژيم نخواهد بود وحال كه چند روز مي گذرد متاسفانه ميشنوم كه 18 تير اتفاق خاصي نيفتاد. در اين شرايط كه در زندان هستم به ياد گذشته افتادم و به ياد آوردم كه در سالگرد 18 تيردر سال هاي گذشته تن رژيم را مي لرزانديم اما افسوس كه اين بار خيل عظيم جمعيت در تعداد دو سه هزار نفر محدود شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين باره تصور مي كنم ذكر نكاتي حائز اهميت است و اگر بصورت گذرا هم نگاهي به علل وعوامل چنين روز آرامي بياندازيم باز آنچه را كه در زير مي آورم در ذهن خود ترسيم مي كنيم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- رژيم مدتي قبل از18 تير ماه فضا را امنيتي و پليسي جلوه داد. آنها از هيچ تلاشي دريغ نكردند و ماموران خود را در خيابانها مستقر نمودند تا با برخورد با شهروندان وايجاد هراس وترس در جامعه از برخوردهاي سنگين احتمالي خبر دهند . از طرفي رژيم تمامي تلاش خود را بكار گرفت تا در بين نيروهاي جوان ومبارز تفرقه واختلاف را حاكم نمايد بلكه به اين روش آنها را از مسير اصلي مبارزه گمراه وبه تبع آن اعتماد مردم نسبت به آنان را سلب نمايد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- با اگاهي به يك دست شدن حكومت اينك نيك مي دانيم كه سياست مشت آهنين رژيم همچنان پابرجاست و آنها از سركوب دست برنخواهند داشت. ضمن اينكه نيروهاي به اصطلاح دوم خردادي در حاكميت با پشت پا زدن به شعارهاي خود و نا اميد كردن مردم موجي از دلسردي ، بي اعتمادي و تنش را در جامعه حاكم ساخته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- اپوزيسيون خارج كشور به جاي شناسائي نيروهاي فعال و كارآمد در داخل كشور و همكاري با آنها و نيز حمايت همه جانبه از جنبش دمكراتيك مردم ايران خواسته يا ناخواسته به اختلافات بين خود دامن زده است و عده اي از آنها به دليل قدرت طلبي و سوء استفاده از نيروهاي داخلي و تصور اينكه مي توانند از راه دور مبارزات داخلي را هدايت نمايند دست به اقداماتي زدند كه منجر به ايجاد فضاي بي اعتمادي نسبت به اپوزيسيون شد و از طرفي نه تنها كمكي در پيشبرد مبارزات نشد بلكه عملا نشان از قدرت طلبي و عدم حمايت صادقانه آنها از جنبش داشت. از اين رو و با مد نظر داشتن اين سه گزينه بايد گفت نيروهاي آزاديخواه و دمكرات مي بايست با آگاهي از سياست مشت آهنين و تفرقه افكنانه رژيم ، دست از اختلافات خود بردارند و براي تشكيل شوراي ائتلاف اپوزيسيون با يكديگر همگام و همراه شوند. در غير اينصورت و بدون توجه به ترفند هاي رژيم و عدم ايجاد انگيزه براي نزديك شدن نيروهاي دمكرات به هم اين مبارزات راه به جايي نخواهد برد.اميدوارم آنچه گذشت براي همه ما درسي باشد تا مبارزات خود را به نحو شايسته و سالم به پيش ببريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بند 350 كارگري زندان اوين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  منبع خبر:  خبرگزاری جبهه دمکراتیک ایران &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108980504971624709?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108980504971624709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108980504971624709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/18-78.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108956091276086128</id><published>2004-07-11T20:18:00.000+04:30</published><updated>2004-07-28T03:16:04.476+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ارزيابي قيام 18 تير&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;18تير امسال در اكثر شهرها به صورت تظاهرات آرام برگزار شد. حضور مردم خوب بود و يا به قولي كميت داشت اما كيفيت نداشت. اين موضوع به عدم وجود يك سازماندهي مستمر مرتبط است. قناعت كردن به فضاي مجازي اينترنت و دور بودن افراد از يكديگر عاملي است كه مانع از هماهنگي هاي نزديك مي شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شيراز جمعيت زيادي جمع شده بودند. جمعيتي حدود 300 نفر كه به صورت پراكنده حضور داشتند و همه به دنبال يك نقطه شروع بودند. همه منتظر يكديگر بودند. مشكل اساسي همين جاست. همه به دنبال يك قهرمان و يك نفر هستيم تا بتواند در راس، جريان رو هدايت كند. خودمان رو فاقد اين نيرو مي دانيم كه مي توانيم يك نقطه شروع باشيم. حضور نيروهاي انتظامي و چماق داران و لباس شخصي ها هم نتوانسته بود مانع از حضور مردم شود و اين خود يعني يك شروع . جمعيتي كه جمع بودند همه با انگيزه بودند و همه با هدف گرد هم آمده بودند. اين نكته را بعد از آشنايي با چند نفر از تجمع كنندگان مي شد فهميد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر جمعيت اعتراض خودشان را با حضورشان و در سكوت نشان دادند نبايد گفت كه اقدامي بي هدف بوده است. بلكه كاملا برعكس، مي توان اين تجمعات را نقطه عطفي در تاريخ خيزش هاي ايران دانست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن دسته از دوستاني كه اين خيزش را شكست خورده مي دانند، خوب است اين نكته را بدانند كه اين نه تنها شكست نبوده بلكه شروعيست براي آينده . وحشت حكومت از 18 تير و جمع كردن تمام قواي خود براي مقابله با اين روز خود نشانه ايست از عظمت اين روز. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از ابتدا هم قرار بر اين نبوده كه در اين روز حادثه مهمي اتفاق بيفتد و يا حكومت در اين روز سرنگون شود. همين كه اين روز را عزيز مي دانيم و به هر شكل ممكن آن را برگزار مي كنيم در جاي خود داراي ارزش است. اما خيزش هاي مردمي به 18 تير ختم نمي شود. مردم ايران هر فرصتي را كه به دست آورند بي ترديد از آن استفاده و خواسته هاي خود را مطرح مي كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين قيام ها گرچه در ظاهر اثر چنداني ندارد اما پيامد مهمي را در بر مي گيرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين برنامه ها بهانه اي هستند براي يافتن افراد و جمع شدن آنان. من در اين ايام چيزهاي زيادي را به دست آوردم. دوستاني را يافتم كه از هر كدام دنيايي تجربه آموختم. با برگزاري مراسم بزرگداشت 18 تير با تعدادي ازمبارزان و آزادي خواهان آشنا شدم كه همه از جوانان پويا و فعالي هستند كه قلبشان براي آزادي ايران مي تپد. نتيجه اين قيام را بعدها مي فهميد؛نتيجه بزرگي كه من به شخصه برايم خيلي با ارزش بود . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما نشان دهيم كه از پاي نمي نشينيم و اعتراضات خود را به 18 تير ختم نمي كنيم. هر روز از 365 روز سال فرياد آزاديخواهي ما برپاست و تا طلوع خورشيد آزادي دست از مبارزه برنخواهيم داشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آزاد باد ايران -برقرار باد دموكراسي -گسسته باد زنجير استبداد &lt;br /&gt;نجمه اميدپرور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عضوشوراي عمومي جبهه متحد دانشجويي و انجمن زنان تارا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.teribon.blogspot.com &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108956091276086128?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956091276086128'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956091276086128'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/18-18.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108956085468665656</id><published>2004-07-11T20:17:00.000+04:30</published><updated>2004-07-28T03:09:36.466+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;بهروز جاويد تهراني و بهنام لاتراني به بازداشتگاه فرستاده شدند:&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;خبرهاي رسيده از کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي حاکي است که اين دو مبارز را به بازداشتگاه برگرداندند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئول کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي طي تماس با خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران اعلام داشت که آقايان بهروز جاويد تهراني - خبرنگار و بهنام لاتراني- جوان مبارز ، امروز در شعبه 9 دادگاه انقلاب حضور يافته و قاضي پرونده، عليرغم آزادي ايشان با سپردن وثيقه در شب ِ گذشته، رأي به بازداشت دوباره ايشان داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از قرار معلوم، قاضي پرونده، اين جوانان مبارز را خطرناک تشخيص داده و آنها را تحت نظر ميخواهد. به همين سبب ايشان را عليرغم وثيقه سپرده به بازداشتگاه کلانتري 148 بازگردانده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئول کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي اعلام کرد که گروهي از اين کميته هم اکنون به کلانتري و مراجع حقوقي براي آزاد کردن اين 5 بازداشت شده و ديگر بازداشت شدگان شب 18 تير مراجعه کرده و بزودي خبرهاي تکميلي را از طريق اعلاميه اي منتشر خواهد ساخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;JDIPRESS.COMخبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108956085468665656?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956085468665656'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956085468665656'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_108956085468665656.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108956080599979377</id><published>2004-07-11T20:16:00.000+04:30</published><updated>2004-07-28T03:13:24.803+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;حمايت جبهه متحد دانشجويي از نامه ي دفتر تحكيم وحدت به كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&amp;nbsp;اطلاعيه خبري&lt;br /&gt;21/4/1383 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با گذشت پنج سال از واقعه ي 18 تير،نه تنها آمران و عاملان اين فاجعه مجازات نشدند؛بلكه دانشجويان كه قرباني اين فاجعه بودند به شيوه هاي گوناگوني مورد اذيت و آزار قرار گرفتند و در دستگاه قضايي جمهوري اسلامي به احكام سنگيني محكوم شدند. طُرفه آنكه در طي ساليان اخير،نوك پيكان تهديدات و مرارت ها،به سوي جنبش دانشجويي نشانه رفته است و چه بسيار دانشجوياني كه از اين رهگذر غير انساني،متحمل زندان،شكنجه و محروميت از تحصيل شده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما ايمان كامل داريم كه در ساختار موجود،حق تضييع شده ي دانشجويان،اعاده نخواهد شد و چه بسا همان گونه كه از ظواهر و رخدادها بر مي آيد؛پروسه ي نقض حقوق انساني دانشجويان،روند صعودي خود را حفظ خواهد كرد. به همين سبب "جبهه متحد دانشجويي" مراجعه به نهادهاي بين المللي حقوق بشر را يگانه گزينه ي ممكن در شرايط موجود مي داند و از همين رو، حمايت خود را از "نامه ي دفتر تحكيم وحدت به كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل" اعلام مي كند. &lt;br /&gt;جبهه متحد دانشجويي &lt;br /&gt;زنده باد آزادي -برقرار باد دموكراسي -گسسته باد زنجير استبداد &lt;br /&gt;تذکر: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در گذشته جبهه متحد دانشجويي بارها به سازمان ملل متحد و کميسارياي عالي حقوق بشر رجوع کرده و اخيراً با اجراي تحصني در مقابل دفتر اين سازمان در تهران، ايشان را براي تأثيرگذاري در رعايت حقوق بشر توسط حکومت مطلقه ديني به چالش طلبيده و هنوز عکس العمل مثبتي نديده است. اما هرگز اميد خود را از دست نداده و به همين جهت اقدام حمايتي جبهه متحده دانشجويي را مورد تاييد قرار ميدهيم. &lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:info@jdipress.com"&gt;info@jdipress.com&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108956080599979377?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956080599979377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956080599979377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/2141383-18.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108956072828349609</id><published>2004-07-11T20:15:00.000+04:30</published><updated>2004-07-11T20:15:28.283+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;تهديد يکي از فعالين دانشجويي سبزوار توسط حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاسم عطايي عظيمي از فعالين دانشجويي دانشگاه تربيت معلم سبزوار در چند روز اخير توسط حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي تهديد به بازداشت دوباره شد. اين عضو اسبق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان در اين مورد گفت: طي تماسهاي تلفني مشکوکي که در چند روز اخير با منزل اينجانب گرفته شده‌است، از بنده خواسته شده‌است براي اداي پاره‌اي توضيحات پيرامون فعاليتهاي دوران دانشجويي‌ام به حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي شهرستان اسفراين مراجعه نمايم. عطايي عظيمي که پيش از اين مدت سه ماه در زندان وکيل‌آباد مشهد زنداني بوده‌است در ادامه افزود که فردي که خود را نماينده حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي معرفي مي‌کرد تهديد کرده‌است که در صورت عدم مراجعه به اين ارگان، آنها به سراغ او خواهند آمد. گفتني است پيش از اين آقاي قاسم عطايي عظيمي به جرم صدور بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان، مدت سه ماه را در زندان وکيل آباد مشهد به سر مي‌برد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجو-20/4/83 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفراندم آزاد ايران&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108956072828349609?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956072828349609'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956072828349609'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_11.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108956069809387368</id><published>2004-07-11T20:14:00.000+04:30</published><updated>2004-07-11T20:14:58.093+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;تهديد يکي از فعالين دانشجويي سبزوار توسط حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاسم عطايي عظيمي از فعالين دانشجويي دانشگاه تربيت معلم سبزوار در چند روز اخير توسط حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي تهديد به بازداشت دوباره شد. اين عضو اسبق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان در اين مورد گفت: طي تماسهاي تلفني مشکوکي که در چند روز اخير با منزل اينجانب گرفته شده‌است، از بنده خواسته شده‌است براي اداي پاره‌اي توضيحات پيرامون فعاليتهاي دوران دانشجويي‌ام به حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي شهرستان اسفراين مراجعه نمايم. عطايي عظيمي که پيش از اين مدت سه ماه در زندان وکيل‌آباد مشهد زنداني بوده‌است در ادامه افزود که فردي که خود را نماينده حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي معرفي مي‌کرد تهديد کرده‌است که در صورت عدم مراجعه به اين ارگان، آنها به سراغ او خواهند آمد. گفتني است پيش از اين آقاي قاسم عطايي عظيمي به جرم صدور بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان، مدت سه ماه را در زندان وکيل آباد مشهد به سر مي‌برد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجو-20/4/83 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رفراندم آزاد ايران&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108956069809387368?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956069809387368'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108956069809387368'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_108956069809387368.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108930841588010937</id><published>2004-07-08T22:00:00.000+04:30</published><updated>2004-07-08T22:10:15.880+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;گزارش مراسم 18 تیر مشهد 1&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت 19:15 میدان تقی آباد, نیروهای انتظامی و امنیتی به فراخوان جبهه دمکراتیک گوش داد و کلیه اراذل اوباش و مزدوران خود را در میدان تقی آباد و دیگر نقاط اعلام  شده جمع کرد.&lt;br /&gt;در این ساعات حضور مردم خوب بود اما بدلیل حضور سرکوبگران کسی شعاری نداد و مردم به یکدیگر نگاه می کردند در حال حاضر وضع تقی آباد عادی به نظر می رسد. اما حضور مردم در خیابانها مشهود است &lt;br /&gt;در حال حاضر مردم به طرف خیابان راهنمایی و سجاد در تردد هستند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108930841588010937?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108930841588010937'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108930841588010937'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/18-1-1915.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108924388344558902</id><published>2004-07-08T04:14:00.000+04:30</published><updated>2004-07-08T04:14:43.446+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;مکان و زمان تظاهرات 18 تیر ماه در مشهد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تظاهرات سالروز 18 تیرماه در شهر مشهد از ساعت 7 شب تا بعد از نیمه شب در میدان تقی آباد تا چهارراه دکترا و همچنین خیابان سجاد شهر مشهد برگزار می شود.&lt;br /&gt;همشهریان عزیز روز 18 تیرماه در خانه نمانید و با مبارزین راه آزادی همراه شوید.با خانواده به خیابان بیایید و خیابانهای شهر را شلوغ کنید.با ماشینهای خود در خیابان بوق بزنید و خواب استبداد را آشفته سازید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108924388344558902?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108924388344558902'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108924388344558902'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/18-18-7.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108924338735772474</id><published>2004-07-08T04:05:00.000+04:30</published><updated>2004-07-08T04:06:27.356+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;احمدرضا شيري، عضو جبهه دمکراتيک ايران: به من گفتند يا با وزارت اطلاعات همکاري کن و يا پرونده سير قانوني خود را طي خواهد کرد &lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه: احمدرضا شيري، خبرنگار و از اعضاي جبهه دمکراتيک ايران که چند روز پيش از سوي وزارت اطلاعات در مشهد بازجويي شده بود روز چهارشنبه در گفتگوي راديويي با خبرنگار راديو فردا در مورد پرونده خود گفت: به من گفتند يا با وزارت اطلاعات همکاري کن و يا پرونده سير قانوني خود را طي خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي که به تازگي گزارش مستندي از چگونگي مبارزه با بدحجابي در ايران منتشر کرده بود، ديروز سه شنبه به همراه خانواده خود به اداره اطلاعات مشهد احضار و بازجويي شد. وي که پيش از انتخابات مجلس هفتم به مدت 21 روز در بازداشت اداره کل اطلاعات خراسان بود و اکنون با قيد وثيقه آزاد است، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد ديروز در وزارت اطلاعات پدر و مادر او تهديد شدند که ممکن است به خاطر فعاليت فرزندنشان از شغل خود، که شغلي دولتي است، برکنار شوند. وي مي گويد که احضار به اداره اطلاعات غير قانوني بود، چون حکم دادگاه وجود نداشت، و اگر حکم دادگاه داشتند قطعا خانه را بازرسي مي کردند. آقاي شيري برخورد ماموران وزارت اطلاعات را زشت توصيف مي کند، و مي افزايد ديروز صراحتا به وي گفته شد که دو راه دارد، يا با وزارت اطلاعات همکاري مي کند، و يا پرونده سير قانوني خود را طي خواهد کرد، چون پرونده آقاي شيري در شعبه 13 دادگاه انقلاب به جرم اقدام عليه امنيت داخلي و عضويت در جبهه دمکراتيک ايران باز هست، و الان به قيد وثيقه 10 ميليون توماني آزاد است &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108924338735772474?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108924338735772474'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108924338735772474'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_108924338735772474.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108923233072651687</id><published>2004-07-08T01:01:00.000+04:30</published><updated>2004-07-08T01:02:10.726+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;تهديد يک خبرنگار در مشهد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده گزارش مستند چگونگی مبارزه با بد حجابی در ایران توسط وزارت اطلاعات تهدید شد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چهارشنبه ١۷ تير ١٣٨٣ – ۷ ژوئيه ٢٠٠۴&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمدرضا شیری خبرنگار و از اعضایی جبهه دمکراتیک ایران روز سه شنبه شانزده تير ماه، بعد از انتشار گزارشی مستند از چگونگی مبارزه با بد حجابی در ایران که در برخی سايت های اينترنتی درج شد، به همراه خانواده خود به اداره کل اطلاعات مشهد احضار شد و به مدت چهار ساعت تحت بازجويی قرار گرفت. &lt;br /&gt;احمدرضا شيری به دلیل انتشار گزارش فوق هم اکنون تحت فشار شدید قرار گرفته است.&lt;br /&gt;احمدرضا شیری قبل از انتخابات مجلس هفتم به مدت 21 روز در بازداشت اداره کل اطلاعات خراسان قرار داشته و هم اکنون نیز به قید وثیقه آزاد است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;site akhbare rouz&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108923233072651687?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108923233072651687'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108923233072651687'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_08.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108914958685037886</id><published>2004-07-07T00:50:00.000+04:30</published><updated>2004-07-07T02:03:06.850+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;img src="http://www.idfpress.com/images/drmassali4.jpg" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نگاهی به ۱۸ تير ۱۳۷۸: مقطعی سرنوشت ساز در جنبش آزادی طلبی و دموکراسی در ايران؟" &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردا چهارشنبه 7 ژولای 2004 سا عت شانزده و سی دقیقه ایران مصا حبه رادیو تلویزیون آمریکا با دکتر حسن ماسالی مدیر تشکیلات برون مرزی جبهه دمکراتیک ایران برگزار می شود.&lt;br /&gt;علاقه مندان می توانند این برنامه را بروی تلویزیون آمریکا (VOA) از طریق ماهواره و اینتر نت دنبال کنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"نگاهی به ۱۸ تير ۱۳۷۸: مقطعی سرنوشت ساز در جنبش آزادی طلبی و دموکراسی در ايران؟" &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با شرکت تحليل گران سياسی و فعالين حقوق بشر: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر لادن برومند، سپهر زنگنه، دکتر حسن ماسالی، و روزبه فراهانی پور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز چهارشنبه، 17 تير 1383 برابر با 7 ژوئيه 2004 ، ساعت 6:30 تا 8:30 شب به وقت تهران &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;WWW.VOANEWS.COM/PERSIAN/ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;SATELLITE: TELESTAR 12 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;FREQUENCY: 12.608 GHZ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;POLARIZATION: HORIZONTAL &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;SYMBOL RATE: 19.279 MSYM/S &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;FEC: 2/3 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;SID 6 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;APID 69, VPID 77 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  منبع خبر:  voa &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108914958685037886?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108914958685037886'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108914958685037886'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/7-2004.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108913083704769877</id><published>2004-07-06T20:50:00.000+04:30</published><updated>2004-07-06T20:50:38.796+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>احضار شيوا نظرآهاري به واحد پيگيري وزارت اطلاعات &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن زنان تارا&lt;br /&gt;تاريخ 16/4/1383&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احضار شيوا نظرآهاري به واحد پيگيري وزارت اطلاعات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شيوا نظرآهاري عضو جبهه متحد دانشجويي و انجمن زنان تارا به واحد پيگيري وزارت اطلاعات احضار شد.&lt;br /&gt;مامورين وزارت اطلاعات صبح امروز، 16 تير ماه طي تماس با منزل ايشان اعلام كردند كه وي بايد ساعت 10 صبح روز چهارشنبه 17 تير ماه براي روشن كردن پاره اي مسائل به واحد پيگيري وزارت اطلاعات مراجعه كند.&lt;br /&gt;انجمن زنان تارا&lt;br /&gt;tarademocratic@yahoo.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  منبع خبر:  جبهه دموكراتيك ايران-تارا &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108913083704769877?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108913083704769877'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108913083704769877'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/1641383.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108913080851585919</id><published>2004-07-06T20:46:00.001+04:30</published><updated>2004-07-06T20:50:08.566+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;SMS: شب 18 تیر کسی در خانه نماند &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک برای اطلاع رسانی SMS هایی برای افراد با این مضمون :&lt;br /&gt;شب 18 تیر در خانه نمانید!&lt;br /&gt;ارسال گردیده است و مبارزان میخواهند که دریافت کنندگان پیامها را برای 10 نفر دیگر ارسال کنند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه دمکراتیک ایران-مشهد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108913080851585919?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108913080851585919'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108913080851585919'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/sms-18-sms-18-10_06.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108913066727638516</id><published>2004-07-06T20:46:00.000+04:30</published><updated>2004-07-06T20:47:47.276+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;احمد رضا شیری خبرنگار در مشهد و خانواده اش مورد بازجویی مجدد قرار گرفتند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبق اخبار رسیده از مشهد احمد رضا شیری,  خبرنگار و فعال سیاسی  دفتر مشهد جبهه دمکراتیک ایران امروز به  اتفاق پدر و مادرش مورد بازجویی قرار گرفت و نیز تلفنی   از سوی افرادی که خود را عوامل حکومت معرفی میکر دند مورد آزار و شانتاژ قرار گرفته است.&lt;br /&gt;چندی پیش از این احمدرضا شیری در حالیکه مانند هر شهروند دیگری در خیابان مشغول قدم زدن بود در روز روشن و جلوی چشم صدها بیننده از سوی عوامل مسلح که خود را ماموران اطلاعات معرفی میکردند  ربوده شد و مدت 21 روز را در بازداشتگاههای مخوف رژیم بسر برد و سپس متهم به فعالیت علیه امنیت آخوندها و عضویت در گروههای سیاسی شد.&lt;br /&gt;احمدرضا شیری با وثیقه 10 میلیون تومانی با قید ضمانت از بازداشت خارج شد. تا اینکه امروز  باری دیگر مورد بازجویی و تهدید قرار گرفت. هم اینک زمان ارسال این خبر با همه تلاشی که شده موفق به ارتباط با ایشان نشدیم و بیم آن میرود که ایشان در همین ساعات در اسارت حکومت جور و جهل باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرنگار جبهه دمکراتیک -مشهد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108913066727638516?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108913066727638516'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108913066727638516'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/blog-post_06.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108911540614728371</id><published>2004-07-06T16:32:00.000+04:30</published><updated>2004-07-06T16:33:26.146+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>به نام يزدان پاك&lt;br /&gt;پاينده و آزاد ايران&lt;br /&gt;   16/4/83&lt;br /&gt;بيانيه اتحاد ملي دانشجويان در مورد سالگرد 18 تير&lt;br /&gt;هجدهم تيرماه 1378، روزي كه در آن دانشجويان ملعبة سياستهاي استبدادطلبي قرار گرفته و قرباني هزينه آزاديخواهي و آزادانديشي گشته است. &lt;br /&gt;چنين روزي در تاريخ كهن ايران به ثبت مي‌رسد و نويسندگان و مورخان بر مظلوميت دانشگاه و دانشجو خواهند نگاشت. جفا به حدي رسيده بود كه دشمنان آزادي و روشنگري بر دل روشنفكران و دگرانديشان شبيخون زده و بر كتابچه‌هاي آنان لكه‌هاي ظلم و بيداد را حك نموده و فرياد دادخواهي را در نفسها حبس و سينه‌هاي سرشار از داد را شكافتند.&lt;br /&gt;سركوب نسل نوانديشي كه در تاريخ ايران متمدن بي‌سابقه است. گرچه در اين روز اعتراضات دانشجويان به وضع موجود، به شديدترين وجه ممكن سركوب و فعالين سياسي دانشجويي را بازداشت و به زندانهاي مخوف افكندند ولي چنين واقعه‌اي به عنوان يك نماد روشن در تاريخ اعتراضات جامعه دانشگاهي ايران قلمداد گشته و سرلوحه آزادانديشان آينده ايران قرار خواهد گرفت. اما آنچه در اين ميان بيش از پيش بر جسارت حكومت بر فضاي مقدس و منزه دانشگاه افزود حبس فعالان جوان دانشجويي و تعيين جايزه و افتخار براي آمران و مسببان اين واقعه بوده است. &lt;br /&gt;اين تشكل دانشجويي در واقعه كوي دانشگاه تهران با زنداني شدن اعضاي اصلي آن آقايان: رضا پهلوانزاده، مهدي مصباح، رضا اشرف‌پور، حسين يكتا، منوچهر محمدي، غلامرضا مهاجري‌نژاد، بابك، پيمان پيران، اكبر محمدي، خانم هاشمي، خانم شانسي، افشين و نوربخش ابراهيمي، علي قربانپور، مصطفي پيران، حميد عليزاده، عطا مرادي و چندين نام آشناي ديگر، بيشترين هزينه را متحمل شده است. اگر چه در راستاي دموكراسي بر آن مفتخر است و مي‌باشد.&lt;br /&gt;كوي دانشگاه تهران يورش نابخردانه عاملان حاكميت جهل، تزوير و كژانديشان را در لايه‌هاي ديوار ساختمانهاي 14، 15، 16 و 18 مكتوم نموده و سكوت‌وار همچون آتشي در زير خاكستر فريادهاي اعتراضي مملو از حزن را در خود حبس نموده است. بي‌شك ديوارهاي استوار بر مظلوميت دانشجو گواهي خواهند نمود. اكنون كه به سالگرد آن واقعه نزديك مي‌شويم حاكميت جهت جلوگيري از تجمع و حركات اعتراض‌آميز، كوي دانشگاه تهران را در تاريخ 4/4/83 تعطيل اعلام نموده و دربهاي ساختمان را پلمب نموده است تا شايد از اين طريق از تظاهرات دانشجويي در محل واقعه ممانعت بعمل آورد. اما دانشگاهيان فرهيخته ايران با حمايت قشرهاي مختلف مردم جامعه، يادواره چنين روزي را گرامي خواهند داشت و در پاسداشت آن و نفي هرگونه سياستهاي تكروي و نافي حقوق مشروع ملت شركت خواهند جست و به بهترين وجه ممكن آن را به نمايش جهانيان در خواهند آورد.&lt;br /&gt;تشكل فوق ضمن دعوت حضور گسترده مردم در چنين روزي -كه در حق دانشگاهيان جفا شده است- خواهان فرياد اعتراضي نسبت به روند تهديد دگرانديشان سركوب، حذف و محدوديت آزادي‌ها و تمكين به حقوق حقه مردم خواستار آزادي همه فعالين دانشجويي محبوس بوده و از كليه مجامع مدافع حقوق بشر داخلي و بين‌المللي خواستار اعمال فشار بر حكومت جهت آزادي كليه زندانيان سياسي و عقيدتي مي‌باشد.&lt;br /&gt;اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان ايران&lt;br /&gt;      متشكل از: &lt;br /&gt;كميته دفاع دانشجويان از زندانيان سياسي&lt;br /&gt;سازمان دانشجويان روشنفكر ايران&lt;br /&gt;سازمان ملي دانش‌آموزان ايران&lt;br /&gt; www.daneshjooyan.org&lt;br /&gt;---------------------&lt;br /&gt; انجمن دفاع از حقوق بشر درایران-مونترآل-کانادا&lt;br /&gt;برگزار ميکند:&lt;br /&gt;نمایشگاه عکس بمناسبت پنجمین سالگرد جنبش دانشجوئی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همبستگی با دانشجویان برای اعتراض به نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر درایران &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنجشنبه 8 July/Juillet، ساعت6 الی 7 بعد از ظهر&lt;br /&gt; مقابل دا نشگاه کبک در مونترآل ( (UQAMتقاطع ST-Catherine و ST-Denis &lt;br /&gt;جمعه 9 July/Juillet، ساعت  6 الی 7 بعد از ظهر&lt;br /&gt; مقابل دا نشگاه کنکوردیا ( (Concordia 1455 boul. de Maisonneuve O&lt;br /&gt;----------------&lt;br /&gt; ۱۸ تیر سر آغاز تحولات در جنبش دانشجوئی                                &lt;br /&gt;۱۸ تير براي جنبش دانشجوئي با وجود اينکه عمري از آن نمي گذرد، در جايگاهي همانند ۱۶ آذر نشسته است، روزي که در تاريخ ثبت شده و جنبش دانشجوئي همه ساله ياد آن را گرامي مي دارد.بر پيشاني اين دو روز ، مهر تهاجم دو رژيم استبدادي به جنبش دانشجوئي خورده است. ۱۶ آذر روز حمله وحشيانه مامورين رژيم استبدادي شاه به دانشکده فني دانشگاه تهران و کشتار سه دانشجو و ۱۸ تير روز تهاجم رژيم فقها به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران و دست يازي به جنايات بي سابقه است.                    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; گرچه از ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ بيش از نيم قرن گذشته است ولي زمان، جنايت رژيم شاه را ازياد نبرده است. از ۱۶ آذر تحت گذشت زمان آثاري نمانده است ولي از ۱۸ تير که ۵ سال از آن ميگذرد، هنوز آثار جنايات باقي است. احمد باطبي که با برافراشتن پيراهن خونين ياران خود، جنايات رژيم فقها را در جهان فرياد کرد و با تحمل شکنجه هاي وحشيانه و با مقاومت سرافرازانه از زندان به سمبل مقاومت جنبش دانشجوئي تبديل گرديد، هم اکنون در اسارتگاههاي رژيم اسلامي ايران بسر ميبرد. هنوز آثار زخم ها و شکنجه ها بر تن دهها دانشجو باقي است.                                                                                                           &lt;br /&gt;جنبش دانشجوئي در ۱۸ تير آسيب هاي زيادي ديد. دانشجويان که انتظار آنرا داشتند که داد آنها از بيدادگران ستانده شود، در صندلي اتهام نشستند و محکوميت هاي چندين سال را متحمل شدند. اصلاح طلبان حکومتي که باحمايت بيدريغ جنبش دانشجوئي به قدرت برگشته بودند ، دانشجويان را تنها گذاشتند و آنها را به " آرامش فعال " دعوت کردند.                                                                          &lt;br /&gt;ضربات وارده بر جنبش دانشجوئي در ۱۸ تير ، تنها گذاشتن آن توسط اصلاح طلبان و تجويز مشي " آرامش فعال " و " بازدارندگي فعال " نتوانست جنبش دانشجوئي را از پا در آورد. جنبش دانشجوئي از ۱۸ تير تجربيات فراوان آموخت و دريافت که پويائي و حيات آن نه در پيوند با قدرت ، بلکه در فاصله گرفتن از حکومت و جناح هاي آن و حرکت از موضع مستقل است . در سال هاي اخير تلاش و مبارزه جنبش دانشجوئي براي پاسداري از آرمان هاي آزاديخواهانه و دموکراتيک و نيز مخالفت روشن و بي خدشه با تمامي دستگاه استبداد و ولايت در ايران ، نقشي ويژه و پيشرو به آنها داده است . در واقع دانشگاه مظهر دگر انديشي است و قصد اين نهاد همواره اين بوده که جواناني تحصيل کرده و دگرانديش به جامعه تحويل دهد و به يک عبارت تجربه آزادي را به عرصه هاي ديگر در جامعه بکشاند. همين امر در اصل باعث مي شود که حکومت اسلامي ايران به اشکال گوناگون و خشن در سطحي وسيع دانشجويان را زير فشار سرکوب و اختناق قرار دهد و آنها را دستگير و به زندان محکوم کند.                            &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دفتر تحکيم وحدت به عنوان بخشي از جنبش دانشجوئي که دوره طولاني را در پيوستگي کامل به حکومت گذرانده بود و جزء جبهه دوم خرداد به حساب مي آمد ، از اصلاح طلبان حکومتي فاصله گرفت ، بتدريج در جايگاه نقد قدرت حاکم نشست ، از جبهه دوم خرداد بيرون آمد و عزم خود را براي گسترش دموکراسي در کشور اعلام کرد.                                                                                                    &lt;br /&gt;تحولات در دفتر تحکيم وحدت ساده و آسان پيش نرفت و همراه با ريزش نيرو و کاهش فعاليت آن بود. گرايشي که در درون اين تشکل از جانب جناح محافظه کار حکومت حمايت مي شد ، با وجود کارشکني ها نتوانست روند تحولات را متوقف سازد. تداوم اين تحولات در دفتر تحکيم وحدت بازگرايشي را شکل داد که به فراکسيون " سنتي " معروف گرديد که در پيوند با اصلاح طلبان حکومتي بودند. چالش بين دو گرايش سنتي و مدرن ، وقفه طولاني مدت در برگزاري جلسات دفتر تحکيم وحدت و انتخاب شوراي رهبري آن بوجود آورد. اما سرانجام اين تشکل موفق گرديد بر مشکلات دروني فائق آيد و با انتخاب شوراي رهبري جديد بر فعاليت هاي خود تداوم بخشد.                                                                                                                &lt;br /&gt;فاصله گرفتن از قدرت و رويکرد به نقد آن زمينه را براي اتخاذ مواضعي که براي جنبش دانشجوئي حياتي است ، فراهم آورد:                                                                                                      &lt;br /&gt;                                                                                                      &lt;br /&gt;- جنبش دانشجوئي به نقد راديکال از جنبش دوم خرداد و اصلاح طلبان حکومتي روي آورد و به اين درک  دست يافت که گفتمان اصلاح از درون ، به پايان رسيده و پروژه دوم خرداد شکست خورده است و مردم از اصلاح طلبان حکومتي قطع اميد کرده و در جستجوي راههاي ديگر براي استقرار دمکراسي در کشور هستند.                                                                                                                    &lt;br /&gt;- جنبش دانشجوئي ضرورت تشکيل جبهه فراگير دمکراسي خواهي را دريافت و اعلام نمود که ائتلاف     گروههاي دموکراسي خواهي را اصلي ترين اولويت خود در عرصه سياست مي داند.                           &lt;br /&gt;- جنبش دانشجوئي که با حضور گرايش هاي مختلف فکري - سياسي در درون خود مواجه بود و ساختار دفتر تحکيم وحدت ظرفيت ضرور را براي پذيرش و حضور اين گرايش ها را نداشت ، به ضرورت تشکيل پارلمان دانشجوئي بمثابه ارگان متحد کننده دانشجويان رسيد. اين امر گام بلندي در ايجاد ساختاري است که ظرفيت لازم براي پذيرش گرايش هاي گوناگون فکري - سياسي را دارد.                                                                                                              &lt;br /&gt;- در درون جنبش دانشجوئي بعد از انتخابات اول اسفند ، گرايش جمهوريخواهي سکولار روز به روز افزايش يافته است . برخي شواهد حاکي از آن است که نيرويي در اين جنبش تقويت مي شود که آينده ايران را در جمهوريخواهي سکولار مي داند و براي تحقق آن تلاش مي کند.                                    &lt;br /&gt;امروز جنبش دانشجوئي در جايگاه خود نشسته است و بر پايه تجربه و خرد خود حرکت مي کند. اين امر اگر چه آسيب پذيري آن را در مقابل يورش هاي حاکميت فقها بالا برده است ، ولي به اين جنبش توان تازه اي بخشيده است تا ظرفيت خود براي پذيرش طيف هاي مختلف فکري - سياسي ارتقاء بخشد ، نقش پيشرو و پيشبرنده خود را در تحولات سياسي کشور باز يابد و متحدين خود را در ساخت اجتماعي جستجو کند. از سوي ديگر جنبش دانشجوئي به حمايت وسيع نيروهاي جمهوريخواه دمکرات و لائيک و مجامع بين المللي بيش از پيش نياز دارد تا بلکه بدين طريق بتواند بر مقاومت خود در مقابل سرکوب بيفزايد ، به رژيم حاکم براي آزادي دانشجويان زنداني فشار آورد و با تمام دشواري ها بتواند به حيات پوياي خود ادامه دهد.                                                                                                                 &lt;br /&gt;جمعيت دفاع از جبهه جمهوري و دمکراسي در ايران - بلژيک در سالگرد ۱۸ تير ۱۳۸۳ ، بار ديگر پشتيباني خود را از اهداف و برنامه هاي دموکراتيک و مترقي جنبش دانشجوئي و دانشگاه ، اعلام مي کند و از نيروهاي سياسي دمکرات و آزاديخواه در داخل و خارج از کشور و از مجامع بين المللي مي خواهد که به حمايت از اين جنبش برخيزند و رژيم اسلامي ايران را براي آزادي دانشجويان زنداني و ديگر زندانيان سياسي تحت فشار قرار دهند.                                                                                 &lt;br /&gt; جمعيت دفاع از جبهه جمهوري و دمکراسي در ايران _ بلژيک&lt;br /&gt;                      4 ژوئيه ۲۰۰۴ _ ۱۴ تير ۱۳۸۳ &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108911540614728371?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108911540614728371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108911540614728371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.blogspot.com/2004/07/16483-18-1378.html' title=''/><author><name>idf</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06505530912427379006</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-5505871.post-108903530889167386</id><published>2004-07-05T18:17:00.000+04:30</published><updated>2004-07-05T18:18:28.890+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>مشــهـد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن حمايت از زندانيان سياسي در مشهد ، شعارها و بيرق هاي حمايتي خود را از دانشجويان در سالگرد قيام 18 تير بر سردرهاي مراکز آموزس و پرورش نوشته و نصب ميکنند تا به فرهنگيان ِ معترض استان خراسان نيز لزوم همبستگي ملي را نشان دهند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://www.jdipress.com/IDF-site/photo/Mobaarezaat/Mashad.ZS.gif" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;www.jdipress.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/5505871-108903530889167386?l=jdi-khorasan.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108903530889167386'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/5505871/posts/default/108903530889167386'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jdi-khorasan.bl
